X
تبلیغات
گروه رستاک
گروه رستاک
بزرگترین وبلاگ گروه رستاک(هر اطلاعاتی بخواهید پیدا میشه) 
قالب وبلاگ

2:جدید:

گفت‌وگو با سيامك سپهري سرپرست گروه رستاك ستاره‌هايي به تعداد همه اعضاي يك گروه موسيقي
رستاك همانند نامش كه به معني جوانه اي است كه از بُن درخت در مي‌آيد و رشد مي‌كند و به سمت بالا مي‌رود، نام گروهي است متشكل از عده اي جوان كه در تابستان سال 1376 فعاليت خود را در قالب يك گروه موسيقي تجربي آغاز كرده و با الهام از عناصر شنيداري موسيقي بومي ايران و با رويكرد به گونه‌اي از موسيقي با قابليت برقراري ارتباط با ساير فرهنگها، اقدام بازجست نغمه‌هاي اصيل و كهن موسيقي مقامي ايران به شيوه‌اي نو در حوزه موسيقي معاصر ايران نمود. اقدامي كه در سال 1389 با آلبوم « رنگ‌واره‌هاي كهن» آنان را معرفي و سپس با انتشار آلبوم «همه اقوام من» در همان سال شهرتي چشم گير را براي گروه رستاك و سرپرستش «سيامك سپهري» به ارمغان آورد زيرا گروهي جوان براي نخستين بار پس از سال‌هاي طولاني به موسيقي فولكلور كشور اهميت داده و با جديت تمام، برصدد برآمدند تا از فراموش شدن اين نوع موسيقي در كشور جلوگيري كنند. فراموشي كه سال‌هاست گريبان بسياري از موسيقي‌دانان، مسوولان و حتي مخاطبان موسيقي را گرفته است. به همين دليل در صدد آن برآمديم كه از چند و چون كار آن‌ها مطلع شويم؛ گفت و گوي ما را با سيامك سپهري سرپرست اين گروه در زير مي‌خوانيد:

از انتشار آخرين آلبوم شما مدت‌ها مي‌گذرد و مطابق اعلام‌هاي قبلي قرار بود كه امسال در بهار آلبوم جديد گروه رستاك منتشر شود اما هنوز خبري از انتشار آن نشده، اين آلبوم اكنون در چه مرحله اي است و دليل اين همه طولاني شدن و فاصله افتادن انتشار آلبوم‌ها چه بوده است؟

اكنون ضبط قطعات در حال اتمام است و پس از كامل شدن ضبط قطعات اين آلبوم وارد مرحله ميكس و مسترينگ مي‌شويم كه احتمالاً تا آخر همين ماه اين مراحل را به پايان رسانده و پس از آن تصويربرداري از گروه و سازها و اجراي قطعات را نيز تلاش مي‌كنيم تا اواخر مرداد ماه به اتمام رسانده و مستر كار را به شركت سينما بيست و چهار كه طرف قرارداد هميشگي و ثابت ماست تحويل مي‌دهيم تا آنان براي طي مراحل انتشار اقدام كنند

پس به اين زودي‌ها به بازار نمي‌آيد، واقعاً دليل اين همه تأخير چيست؟ به ويژه اين كه مي‌دانم حداقل در يك سال گذشته گروه رستاك بي وقفه و به طور مداوم در استوديو سر تمرين بوده و به طور دائم از ضبط آلبوم جديد رستاك به مخاطبان وعده مي‌داد؟

ما براي انتخاب، تمرين و ضبط هر قطعه از حساسيت‌هاي بسياري برخوردار بوده و هستيم و براي دست يابي به كيفيت بالا بايد از پس پيچيدگي‌هاي بسياري كه شايد در نگاه اول ساده به نظر بيايد بربياييم ضمن اين كه ما بحث تحقيق درباره يك قطعه را نيز در برنامه خودداريم كه بي ترديد زمان بسياري از گروه مي‌گيرد و گروه تا رسيدن به نتيجه كامل و مطلوب نمي‌تواند براي تمرين و ضبط قطعه اقدام كند. تفاوت كار گروه رستاك با برخي از گروه‌هاي ديگر در اين است كه به دليل نوع و گونه موسيقي‌اي كه انتخاب كرده، پروسه زماني بيشتري براي تحقيق درباره موسيقي مناطق گوناگون ايران مي‌گذارد تا ناشناخته‌ها و نقاطي كه كمتر به آن‌ها توجه شده را كشف و معرفي كند به طور مثال در اين آلبوم موسيقي ناحيه اي از ايران به نام كُرمانج ( منطقه اي در خراسان كه گويش و فرهنگش با ديگر نقاط خراسان تفاوت دارد ) وجود دارد كه كمتر كسي تاكنون به آن پرداخته و به عمق فرهنگ و گويش آن‌ها نفوذ كرده است. از اين‌ها گذشته قطعه اي با محوريت نوروز را در اين آلبوم گنجانده ايم كه تلفيقي از ملودي‌هاي نوروزي چند منطقه كشور است، اين قطعه با نواي سُرنا و دُهل آغاز مي‌شود و در ادامه با تركيب ملودي‌هاي خراساني، مازندراني، آذري و كردستاني ادامه پيدا مي‌كند كه اين قطعه تلاشي است براي گراميداشت فرهنگ موسيقايي نوروز در مناطق مختلف كشورمان، اين كار بسيار مشكل و سنگيني براي اعضاي گروه بود كه با تلاش بسيار موفق به اجرا و ضبط آن شديم. تمامي اين حركات، زمان زيادي براي تحقيق و مطالعه مي‌طلبد ضمن اين كه گاهي ممكن است نياز به اضافه شدن يك ساز جديد (گاهي ساز غربي ) به گروه و تطبيق آن با نوع كاري كه رستاك انجام مي‌دهد به زمان بيشتري براي هماهنگي اين ساز جديد با گروه پيدا مي‌كند.اتفاقي كه اكنون افتاده و سازهاي جديد به گروه اضافه شدند.

با توجه به اطلاعاتي كه از آلبوم جديد داديد، مشخص است كه بازهم گويش‌ها و لهجه‌هاي متفاوتي در اين آلبوم از مناطق مختلف ايران ارايه مي‌شود، اما آيا خواندن با اين لهجه‌ها و گويش‌هاي متفاوت برايتان سخت نيست؟ اصولا چگونه اداي صحيح اين لهجه‌ها و گويش‌ها برايتان ميسر مي‌شود؟

گروه رستاك براي آنكه بتواند به خوبي از عهده اجراي صحيح لهجه‌ها و گويش‌هاي قطعات محلي ايران برآيد، در اجراي هر قطعه از هر نقطه ايران، در تمرين‌هاي خود از حضور افرادي از اهالي همان منطقه اي كه زادگاه قطعه مورد نظر است بهره مي‌برد تا با راهنمايي اين فرد، لهجه و گويش افراد گروه، به خصوص خوانندگان اصلي قطعه مورد نظر، اصلاح شود كه البته اين كار موجب مي‌شود تا خوانندگان براي آنكه بتوانند با موسيقي هماهنگ شوند و لهجه را هم درست ادا كنند، در گام‌هايي بالاتر از حد طبيعي صداي خود اجرا كنند كه اين كار فشار زيادي هم به خواننده وارد مي‌كند.

قبول دارم كه تلاش زيادي براي صحيح بودن لهجه‌ها انجام مي‌شود اما درهرحال براي مخاطب عامي كه به طور مثال تهراني باشد شايد اداي لهجه‌ها و گويش‌ها در آهنگ‌هاي شما قابل قبول باشد اما قطعا براي كسي كه خودش اهل آن منطقه خاص است نوع اداي زبان‌ها، لهجه‌ها و گويش‌ها كمي تصنعي از كار درآمده است، (با توجه به اينكه دو خواننده‌ شما كرمانشاهي هستند مطمئناً هر چقدر هم تمرين كنند نمي‌توانند به طور مثال خيلي خوب زبان آذري و يا برخي ازنقاط مازندران و يا... را كاملا صحيح ادا كنند.)

بله سخت‌ترين كار در گروه بر عهده‌ فرزاد و بهزاد است، براي مخاطب عام در اين نوع موسيقي اولين چيزي كه جلب توجه مي‌كند بحث آواز است و در آواز هم براي مخاطب عام بيشتر از اينكه حتي تكنيك مطرح باشد گويش، درست ادا كردن كلمات و لهجه اهميت دارد. گرچه به نظرم راه گريزي از اين مشكلي كه شما گفتيد وجود ندارد، حتي خود خواننده‌هاي ما؛ فرزاد و بهزاد كه خودشان كرمانشاهي هستند در خواندن آهنگ‌هاي كردي هم گاهاً به مشكل بر مي‌خورند، چون كه به طور مثال به فاصله بيست كيلومتري از منطقه خودشان لهجه‌ ديگري از همان زبان كردي وجود دارد، خب مطمئناً مردم خود كردستان هم با توجه به تنوع گويش‌هايشان شايد برايشان سخت باشد كه يك نوع خاص گويش كردي خواننده‌هاي ما را بپذيرند، براي اينكه در هر منطقه اي گويش‌ها بسيار متنوع و متفاوت از هم است و نمي‌توان با خواندن يك آهنگ با يك لهجه‌ ثابت تمام اهالي كردستان با گويش‌هاي متفاوت را راضي كرد.

خب چرا از خواننده‌هايي ديگر بومي دركنار اين دو خواننده استفاده نمي‌كنيد؟

اتفاقا اين باردراين آلبوم اين كار را انجام داده و از حضور پيشكسوتان موسيقي بومي اي چون بيژن كامكار، داوود بامري، وحيد اسد الهي، محسن شريفيان، دامون شيش بلوكي و پروين بهمني بهره برده‌ايم كه حال بايد صبر كرد و پس از انتشارآلبوم بازخورد مخاطبان را از اين تغييرات و اضافه شدن خواننده‌هاي مهمان به اين گروه تماشا كرد.

در گفته‌هاي خود به سازهاي جديدي هم كه رستاك قصد استفاده از آن‌ها در آلبوم جديدش را دارد، اشاره كرديد، اين سازها كدامند و آيا اين مي‌تواند به اين معني باشد كه در آلبوم جديد گروه رستاك مخاطب با نواهاي جديدي روبرو مي‌شود؟ اين نواها آيا درهمان حال و هواي آلبوم‌هاي قبلي است يا با اضافه شدن سازهاي غربي به گروه، سبك و نوع جديدي در آثار گروه رستاك به وجود مي‌آيد؟ آيا فكر نمي‌كنيد شايد ناگهان ورود يك ساز غربي مانند ويولن، گيتار و.. به جنس كار رستاك كه بي ترديد محبوبيتش را مديون اوست، مخاطب را پس بزند و با اين تفاسير چه نامي براين آلبوم مي‌گذاريد؟ آيا نزديك به همان نام‌هاي قبلي آلبوم‌هاي رستاك «رنگواره‌هاي كهن» و يا «همه اقوام من» را برآن مي‌گذاريد يا كاملا نامش هم متفاوت است؟

درباره نام بايد بگويم كه تاكنون نام‌هاي مختلفي براي اين آلبوم در نظر گرفته ايم اما هنوز به طور قطع نامي برايش انتخاب نكرده ايم البته كليت قطعاتي كه در اين آلبوم اجرا مي‌شود در راستاي آثار ديگر گروه يعني همان موسيقي مناطق مختلف كشور است اگرچه اين بار تلاش كرديم تا اندكي متفاوت عمل كنيم به اين طور مثال ما در اين آلبوم، كنترباس كه يك ساز غربي است و يك ساز ايراني كه سنتور است به قطعات اضافه كرديم تا تنوع صوتي بيشتري براي مخاطبان خود ايجاد كرده و به كيفيت و البته جذابيت اثر اضافه كنيم البته به هيچ وجه قرار نيست كه با اضافه شدن يك ساز غربي به گروه، ناگهان نوع كار گروه نيز تغيير كرده و تغيير سبك دهد بلكه رستاك همچنان همان رستاك است كه به دنبال كشف و شناسايي موسيقي قومي و مناطق ناشناخته ايران است تا با تنظيم مجدد آن را به ميان مردم برده و اين نوع موسيقي را از مهجوريت بيرون آورد. بد نيست بدانيد كه ساز سنتور در اين آلبوم به جاي ساز قانون كه برخي منشأ پيدايش آن را به كشورهاي عربي نسبت مي‌دهند، شده است كه اين دو ساز پيچيدگي‌هاي منحصر به فرد خودشان را دارند و بديهي است كه جايگزيني ساز سنتور به جاي قانون با گام‌هاي متعددي كه در ذات خود داراست با سنتور كه ساختاري ساده تر دارد و هماهنگي و تطابق اين ساز ( سنتور ) كه ما به آن نياز داشتيم با قطعاتي كه بر صدد اجراي آن بوديم يك سال زمان مي‌برد اما در عوض، به رنگ جديدي از صدا در گروه رسيديم كه تجربه جديدي در اين نوع موسيقي براي ما به حساب مي‌آيد. نام‌هاي مختلفي براي اين آلبوم در نظر داريم كه هنوز به طور قطع نامي برايش انتخاب نكرده ايم ولي كليت قطعاتي كه در اين آلبوم اجرا مي‌شود در راستاي آثار ديگر يعني در زمينه موسيقي مناطق مختلف كشور بوده ولي سعي كرده‌ايم اندكي متفاوت عمل كنيم

به بحث پژوهش و تحقيق و مطالعه اشاره كرديد؛ اين تحقيقات بسيار مهم و حياتي براي موسيقي روبه فراموشي ماست اما از انجام تحقيق مهم‌تر مكتوب و ماندگار كردن آن براي آيندگان است ؛ با در نظر گرفتن اين كه شما به عنوان سرپرست گروه رستاك به شهرت و موقعيتي رسيديد كه مردم به خوبي با شما و نوع نگاهتان به موسيقي آشنا هستند به نظرتان وقت آن نرسيده كه اين موسيقي‌ها را آوانگاري كرده و سعي در جمع آوري و انتشار آن كنيد؟

من نمي‌دانم منظور شما اصل موسيقي نواحي است كه از خيلي قديم در يك ناحيه خاص بوده و اكنون ديگر به نوعي موسيقي موزه اي تبديل شده يا موسيقي تنظيم و اجرا شده توسط گروه رستاك كه با نگاهي معاصر و امروزي‌تر براي زندگي امروز مردم تنظيم و ضبط و اجرا شده است اما در هر حال اين يكي از ايده‌هاي بسيار مهم براي گروه ما بوده و هست تا براي آيندگاني كه بخواهند موسيقي نواحي مناطق گوناگون كشور خود را بشناسند، اين تحقيقات را به يادگار بگذاريم اما اين حركت مهم نيازمند وقت و زمان بسيار است كه متأسفانه يا شايد هم خوشبختانه حجم كار ما خيلي بالاست و گروه رستاك سخت وجدي پي گير تمرينات خود است و حقيقتاً وقت و زمان كافي را براي گذاشتن برسراين كار بسيار مهم ندارد اگرچه كه هميشه به اين موضوع فكر مي‌كنيم كه اگر روزي فرصت كافي براي اين كار وجود داشته باشد حتماً اين كار را انجام دهيم.

آموزش چه طور؟ چرا حداقل بر صدد تاسيس يك آموزشگاه و يا برگزاري كارگاه‌هاي آموزشي براي تعليم نسل پس از خودتان برنيامديد؟ قبول دارم كه شما و اعضاي گروهتان همگي جوان هستيد اما در هر حال فكر مي‌كنم بايد از حالا براي سال‌هاي آينده برنامه ريزي كنيد تا اين نهال جوان در ابتداي راه نخشكد و بعدها هم باقي مانده و ادامه پيدا كند.

شما به موضوعات مهم و حياتي‌اي اشاره مي‌كنيد. ازقضا اين بحث آموزش و آموزشگاه موضوع مهمي است كه بنده با جديت تمام به دنبال آن بوده و هستم زيرا امكانات آموزشي زيادي در گروه وجود دارد كه به واسطه تحقيقات بسيار طولاني و عميق اين سال‌ها به دست آمده را بايد به نسل پس از خودمان آموزش دهيم به ويژه اين كه بسياري از سازهايي كه اكنون در گروه ما وجود دارد در تهران ناشناخته است به همين دليل صحبت‌هاي اوليه‌اش براي دريافت مجوزهاي لازم با مسئولان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي صورت گرفته كه بلافاصله پس از انتشار و توزيع آلبوم جديد رستاك اقدام به اين كار كنيم و اميدواريم كه به دليل نوع و جنس كار گروه رستاك مراحل اداري هرچه زودتر طي شده و هرچه زودتر اين اتفاق بيفتد.

به اين ترتيب مي‌توان اميدوار بود كه در آينده نزديك با توجه به آغاز فعاليت آموزشي رستاك، رويكردي به سمت آموزش سازهاي محلي در تهران برداشته شود كه به كاربرد وسيع اين سازها در عرصه موسيقي سنتي ايران بيانجامد؟ اما آيا چنين رويكردي با توجه به نحوه عملكرد رستاك در تنظيم مجدد نغمه‌هاي محلي،خود به نوعي رنگ باختن سنت‌هاي موسيقيايي مورد اشاره نمي‌انجامد و نقض غرض نمي‌شود؟

مساله به نحوه كار رستاك مربوط مي‌شود، در واقع شيوه كار رستاك يك كار كارگاهي و گروهي متكي بر نغمه‌هاي محلي است. به اين ترتيب آنچه در آلبوم‌هاي رستاك ارايه مي‌شود، به مانند آنچه شما به عنوان حاصل كار يك آهنگساز در ذهن داريد نيست، بلكه قطعاتي است كه با سليقه جمعي گروه انتخاب شده‌اند و تنظيم آن‌ها نيز حاصل خرد جمعي گروه و تغييراتي است كه در طول تمرين به آن‌ها مي‌رسيم. به اين ترتيب شكلي جديد از همان نغمه اي كه آشناي گوش شماست خلق مي‌شود كه اصالت ذاتي خود را همچنان حفظ كرده است زيرا اساس ملودي همان است كه در شكل قديمي آن اجرا مي‌شد. اين شيوه كه رستاك در پيش گرفته است با شيوه برخورد موزه اي با موسيقي محلي كه تنها در پي حفظ بي تغيير آن است، متفاوت است و موسيقي محلي را از شيء موزه اي بدل به امر زنده مي‌كند.

هدف رستاك نيز همين مسئله است و اگر امكان فعاليت آموزشي براي آن فراهم شود، به گسترش و آموزش همين شيوه خواهد پرداخت كه در عين حفظ اصالت موسيقي محلي ايران، زبان زمان حال ما نيز در آن عيان است.

اما انتقادي كه به اين شيوه برخورد رستاك وارد است، گم شدن اصالت نغمه‌هاي محلي در طول زمان است، به اين معني كه در يك اجرا رستاك تغييراتي را در نغمه ايجاد كرده است، در اجراي فردي كه در رستاك آموزش ديده است، بازهم تغييراتي ديگر در آن اعمال مي‌كند، در آينده آيا به اين ترتيب چيزي از آن نغمه محلي باقي خواهد ماند؟

قبل از هر چيز بايد بگويم كه اساس ملودي در تنظيم‌هاي رستاك همان ملودي اصيل محلي است، و اين اساس است كه اصالت قطعه را حاصل مي‌كند، اما اگر نخواهيم كوچك‌ترين تغييري در تنظيم قطعه هم داشته باشيم، در آن صورت امكان تأثيرگذاري موسيقي محلي در فرهنگ معاصر را از آن گرفته‌ايم، زيرا حساسيت‌هاي جامعه امروز با حساسيت‌هاي جامعه اي كه اين موسيقي در آن رشد كرده بوده است، طي زمان دچار تغيير شده است. بنابراين براي آنكه اين قطعات در عين حفظ اصالتشان امكان تأثيرگذاري در جامعه داشته باشند بايد روند طبيعي رشد خود را ادامه دهند و از قيد برخورد موزه اي رها شوند. بايد به جامعه بيايند و شنيده شوند و بر اساس نياز جامعه روند خود را طي كنند، شكل گيري اين قطعات و نغمه‌ها هم به همين شيوه بوده است و در طول تاريخ دچار تغييرات زيادي شده‌اند تا به اين شكل فعلي به نسل ما رسيده‌اند و اگر بخواهد همچنان زنده و تأثير گذار به نسل‌هاي بعد منتقل شوند بايد اين روند پويا را ادامه دهند.

با توجه به تاكيد شما بر روزآمد بودن و پيوند موسيقي با روح زمان معاصر، به نظر مي‌رسد كه بايد از شيوه معاصري هم در انتخاب ريتم اجراي قطعات در كنسرت‌هاي خود بهره ببريد و چينش قطعات پشت هم به گونه اي باشد تا هر قطعه كمك كند كه روح قطعه بعدي بهتر دريافت شود و مخاطب از نظر فضاي ذهني كاملا براي آن آماده باشد، اما اين مساله اي نبوده است كه به خوبي در اجراهاي پيشين گروه به خصوص در اجراي آلبوم «همه اقوام سرزمين من» رعايت شده باشد، تا جائي كه حتي عده اي در اجراهاي زنده اين آلبوم، ابراز خستگي مي‌كردند؟

فكر نمي‌كنم خستگي كه شما از آن ياد مي‌كنيد، جنبه عمومي داشته بوده باشد و علت آن هم اين است كه آن عده معدود كه از آنهاياد كرديد هيچ آشنايي با نوع و نحوه اجراي موسيقي محلي ندارد.

اين مساله مربوط به موسيقي محلي يا مثلا موسيقي پاپ نيست، يك آلبوم موسيقي پاپ هم در اثر ريتم اشتباه قطعات پشت هم ممكن است خسته كننده شود، در واقع اين مساله به رعايت يك منحني سينوسي در نحوه چينش قطعات پشت سر هم براي رسيدن از يك ريتم كند به تند‌ترين ريتم آهنگ در ميانه كنسرت و سپس كند شدن تدريجي ريتم باز مي‌گردد كه بتواند مخاطب را از ابتدا تا انتهاي كنسرت با خود همراه كند.

درست است، از نظر هنري و زيبايي شناسي نگاه كنيم به قول شما به لحاظ سينوسي اين خوب نيست كه اين اندازه طول بكشد اما به دو علت چاره اي نيست ؛ اول همون مسئله گام‌هايي است كه ما از آن‌ها استفاده كرده و ترتيب قطعات به لحاظ فني است كه بسيار پيچيده ست ؛ ما همين الآن هم مجبور شديم تمام قطعات را در يك گام تنظيم كنيم زيرا به طور قطع هر خواننده اي از يك جايي مي‌تواند بخواند و مجبوريم قطعات را به گونه اي تنظيم كنيم كه با نصف كردن قطعات بين دو خواننده مان، كار را پيش ببريم.

اما اين يك توجيه غيرقابل باور است

نه اين توجيه نيست ؛ دو دليل است كه به شكل موازي با هم پيش مي‌رود. بگذاريد يك مثالي بزنم ؛ شما وقتي داريد با نوازنده اي كار مي‌كنيد كه متعلق به يك منطقه از كشوربوده و رپرتوآر مشخصي دارد، رپرتوآري كه سال‌ها اين رپرتوآر رشد كرده شايد ده‌ها سال رشد كرده و در اين گذر زمان، به جايي رسيده كه مشخص است از كل تاريخ اون منطقه گذشته تا به اين جا برسد. حالا اين نوازنده قطعه اي برايتان اجرا كرده كه مثلاً اين قطعه زمانش بيست دقيقه است. بيست دقيقه در زندگي امروز زمان خيلي زيادي است به ويژه در يك كنسرت زيرا بيست دقيقه حداقل، زمان اجراي سه تا يا چهار تا قطعه است، اما چه مي‌شود كرد؟ نمي‌توان آنها را مجبور كرد كه از اين غناي زيبايي شناسانه دست برداشته و براي همراهي مخاطب معاصر، زمان قطعه را كوتاه كنند. ما نمي‌توانيم اين استادان را خيلي تحت فشار بگذاريم زيرا حضور اين استادها برروي سن از يك طرف يك اتفاق مهم است و از طرف ديگر وظيفه ما اين است كه كاري كنيم اين نوع موسيقي با آدم‌هاش زنده بماند نه اينكه ما فقط از المان‌هاشون استفاده كرده وسپس خود آنان را فراموش كرده و به نوعي دور بيندازيم. اين وظيفه اي است كه به لحاظ اجتماعي بر گردن گروه رستاك است اجراي اين استادان در كنسرت‌هاي رستاك اداي ديني بود به موسيقي محلي، و به اين ترتيب آنچه را شما در ابتداي گفت و گو نيز مطرح كرديد مد نظر قرار داده بوديم و اجراي نزديك به اصل قطعه را هم از سوي هنرمندان مطرح محلي ارايه كرديم، از اين نظر اين مساله خود مي‌تواند يكي از نقاط قوت كار نيز باشد.من به لحاظ آماري الآن براتون يه تايمي مي‌گيرم تا ببينيد چقدر قضيه ساده مي‌شد ما چهار نفر استاد محلي داريم كه زماني حدوداً بيست دقيقه از يك كنسرت را به خود اختصاص مي‌دهند.

فكر نمي‌كنيد بيست دقيقه زمان بسيار طولاني براي يك قطعه غيرقابل جذاب باشد؛ حدوداً نيمي از زمان يك بخش كنسرت است.

خب مساله گمان مي‌كنم تا حدي به محدوديت‌هاي موسيقي ايراني و ناهمخواني و نبودن امكان حركت از بعضي دستگاه‌هاي خاص به دستگاه ديگر مربوط مي‌شود، براي نمونه ما نمي‌توانيم از ماهور به يكباره درآمده و درآمد شور بنوازيم!

پس بحث تنظيم قطعات به وسيله عنصرزيبايي شناسانه اين وسط چه مي‌شود؟

ببينيد گروه رستاك(جوانه اي كه از بُن درخت بيرون آمده، رشد مي‌كندو به سمت بالا مي‌رود) همچون نامش جوان ودر حال تجربه كردن است. ما در آلبوم جديدمان بسيار جدي بر روي اشكالاتمان كار كرده و تلاش مي‌كنيم تا با استفاده از حضور اساتيد و پيشكسوتاني كه در بالا ازآنان نام بُردم بيش از پيش درصدد رفع نقايصمان برآمده و اثري در خور توجه مخاطبان به آنان عرضه كنيم.

رستاك كار پرباري در عرصه موسيقي كشور كرد، اين گروه بار ديگر موجب بروز توجه نسل جوان به قطعه‌ها و آوازهاي محلي ايراني شد، اما يك خطر همه گروه‌هاي موسيقي را تهديد مي‌كند و آن خطر از هم پاشيدن گروه در نتيجه معضلات و نا هماهنگي‌هاست، رستاك براي آنكه از اين خطر بري باشد، چه مي‌كند؟

خطري كه از آن ياد مي‌كنيد، ريشه در ماهيت موسيقي ندارد بلكه يك مسئله تربيتي و اجتماعي است، زيرا در ايران در گروه‌هاي موسيقي همه دوست دارند كه نفر اول و ستاره گروه باشند! به اين ترتيب دامنه اختلاف در گروه هميشه بالا مي‌گيرد و گروه محكوم به فنا مي‌شود، اما در مورد رستاك اين افراد نيستند كه ستاره گروه هستند، بلكه اين خود رستاك است كه ستاره شده و همه يكسان در آن رشد كرده اند.به اين ترتيب رابطه افراد گروه يك رابطه عميق انساني است كه به رشد و بقاي رستاك هم كمك مي‌كند. اميدوارم كه اين حركت كه در رستاك آغاز شده است، زمينه اي براي رشد فعاليت‌هاي گروهي در كشور را فراهم كرده باشد

3:استقبال ازتورکنسرت گروه رستاک درخارج ازکشور

سپهر سعادتی گفت: تور اروپایی کنسرت گروه «رستاک» با استقبال مخاطبان مواجه شد. وقتی به نقاط مختلف سفر می‌کردیم بسیاری ما را نماینده موسیقی ایران می‌دانستند.
به گزارش پیشرفت پرس به نقل از برنا، سپهر سعادتی مدیر رسانه‌ای و یکی از نوازندگان گروه رستاک  گفت: گروه «رستاک» به تازگی از تور کنسرت‌های اروپایی‌اش بازگشته است خوشبختانه استقبال خوبی از کنسرت‌های این گروه به عمل آمد به گونه‌ای که تهیه‌کنندگان و کنسرت‌گذارها تمایل پیدا کردند تا «رستاک» هر چه زودتر اجراهای دیگری را در سایر کشورها داشته باشیم.

وی اضافه کرد: خوشبختانه تماشاگرانی که در کنسرت‌های ما شرکت کردند شناخت خوبی را نسبت به عملکرد ما در زمینه موسیقی داشتند و اکثر قطعات ما را از حفظ بودند و در طول کنسرت ما را همراهی می‌کردند.

او ادامه داد: این نخستین تجربه برگزاری کنسرت گروه «رستاک» در خارج از کشور نبود. پیش از این اجراهای را در قالب‌های دیگر هم داشتیم اما خوشبختانه این کنسرت با اقبال بیشتری از جانب مخاطبان مواجه شد و همین موضوع مسئولیت ما را نسبت به گذشته سنگین‌تر کرد.

سعادتی تصریح کرد: قطعه «بارون» به دلیل حس نوستالوژی که در آن وجود دارد بیشتر مورد توجه مخاطبان قرار می‌گیرد و در اجراهای‌مان معمولا مجبور می‌شدیم به دلیل درخواست بالا چندین بار این اثر را اجرا کنیم البته قطعه «بوشهری» هم به دلیل ریتمیک بودنش همواره مورد توجه مخاطبان بوده است.

او در مورد تفاوت تماشاگران داخل ایران و خارج از کشور گفت: تفاوت چندانی میان آن‌ها وجود ندارد چرا که هموطنان ما معمولا نسبت به کارهای فلوکلور علاقمند هستند و دوست دارند این آثار را در ورژن های مختلف آن را بشنوند ولی خب این موضوع را هم باید اضافه کنم مخاطب‌های که در خارج از کشور به تماشای کارهای ما می‌آیند به دلیل دوری از کشور با اشتیاق خاصی قطعه‌های فلکلوریک را دنبال می کنند.

این نوازنده در پایان اظهار داشت: برگزاری کنسرت‌های خوانندگان و گروه‌های داخلی را در خارج از کشور باید به فال نیک گرفت چرا که این افراد نمایندگان موسیقی داخلی ما به شمار می‌روند و سایر کشورها با تکیه بر این اجراها روی موسیقی ما قضاوت می‌کنند. وقتی به نقاط مختلف سفر می‌کردیم بسیاری ما را نماینده موسیقی ایران می‌دانستند. در هر حال افرادی مانند استاد شجریان به واسطه اجراهای فوق‌العاده شان در موسیقی باعث ارتقای سطح موسیقی ما در دنیا شدند.
[ شنبه بیست و نهم تیر 1392 ] [ 17:27 ] [ مریم رستگاری ]

بارو بارو  بارون هی...
«بارو بارو، بارون هی، دست بده دستم، چشم انتظارم هی» فقط کافی است کمی گوشتان با موسیقی لری آشنا باشد تا همین که سرنا شروع کرد به نواختن و دهل به کوبیدن و بعد از چند ثانیه هم گروه شروع کرد به همخوانی، دوزاری‌تان بیفتد یک آهنگ اصیل لری می‌خواهید بشنوید. اگر لر نباشید احتمالا اولین تصویری که در ذهنتان نقش می‌بندد این است که چه گروه لری خوبی هستند. اما هنوز نتوانسته اید درست و حسابی لذت شنیدن آهنگ لری را هضم کنید که آهنگ بعدی آلبوم «همه اقوام من» شروع می‌شود. «آی روسیای رعناجان، برگرد بیا رعنا» و شما که حتما تا به حال موسیقی گیلکی به گوشتان خورده است، سریع در بهت فرو می‌روید که این همان گروه است؟ همان خواننده قبلی دارد این آهنگ را اجرا می‌کند. برای همین چند بار آهنگ را عقب و جلو می‌کنید تا ببینید دقیقا چه اتفاقی این وسط افتاده. خواننده لر دارد سعی می‌کند گیلکی بخواند،‌ یا این که گیلکی پایش را کرده توی کفش لرها و آهنگ لری می‌خواند. اگر هر کدام از این دو فکر در سرتان می‌گذرد سخت در اشتباهید. چرا که فرزاد و بهزاد مرادی دو برادری که خوانندگی گروه ستاک را برعهده دارند نه لر هستند، نه گیلکی و نه اهل خیلی دیگر از قومیت‌هایی که آهنگ‌هایشان را در آلبوم «همه اقوام من» اجرا کردند. آن‌ها کرد هستند، اصالتا اهل قصر شیرین یکی از شهرهای مرزی استان کرمانشاه که اتفاقا موسیقی معروفی هم در بین موسیقی‌های مقامی ایران دارد. این را از شور و هیجانی هم که اجرای آهنگ کردی آلبوم دارد می‌توانید بفهمید.


بار اول که آلبوم را گوش می‌کنید، شاید فکر کنید که هر کدام از آهنگ‌ها را یک خواننده محلی خوانده است. خواننده ای که اهل همان منطقه است اما این طور نیست؛ همه آهنگ‌ها را همین دو برادر یعنی فرزاد و بهزاد مرادی خوانده اند؛‌ «سخت ترین قسمت کار همین تمرین لهجه‌هاست. صحبت کردن با لهجه منطقه ای که اهل آن نیستی هم کار سختی است؛ چه برسد به این که بخواهی با آن لهجه یک آهنگ را هم بخوانی. مخصوصا آهنگ‌هایی را که ما انتخاب می‌کنیم آهنگ‌های شاد هستند و ریتم‌های تندی دارند و اگر به شعری که می‌خواهی بخوانی، مسلط نباشی ممکن است وسط کار خراب کنی» این را فرزاد مرادی می‌گوید که آهنگ گیلکی رعنا را هم خوانده. نکته جالب این جاست که فقط خواننده دنبال یاد گرفتن و تمرین لهجه نمی‌رود بلکه همه اعضای گروه سعی می‌کنند با لهجه آن منطقه آشنا شوند. برای این که در تمام آهنگ‌ها تکه‌هایی از آهنگ هست که باید به صورت دسته جمعی خوانده شود. فرزاد مرادی قبول ندارد که کردی را خیلی بهتر و با حس‌تر از بقیه لهجه‌ها اجرا می‌کند؛ «تمام این آهنگ‌های محلی را که شما می‌شونید حاصل ماه‌ها کاری است که من و دوستانم روی آن انجام می‌دهیم و در این چند ماه واقعا آن لهجه مثل لهجه مادری خودمان می‌شود و همان قدر با آن ارتباط برقرار می‌کنیم. وقتی شما چند ماه شبانه روز روی یک آهنگ مجلسی کار کنید ناخودآگاه آن را مثل لهجه مادری خودتان دوست خواهید داشت.»

البته این اتفاق ریزه کاری‌های دیگری هم دارد؛ «سراغ موسیقی هر منطقه ای که می‌خواهیم برویم، از ابتدای کار یک مشاور لهجه و یک نفر که در موسیقی آن منطقه تحقیق کرده باشد را دعوت می‌کنیم تا در اجرای بهتر آهنگ به ما کمک کند. البته در بعضی از لهجه‌ها خود بچه‌ها آشنایی دارند. یا بچه همان منطقه هستند یا این که در مورد آن تحقیق کرده اند؛ مثلا بهزاد و فرزاد مرادی اهل کرمانشاه هستند و به موسیقی غرب کشور مثل کردی، ‌لری و بختیاری آشنایی دارند. یا مثلا رضا عابدیان اهل مازندران است و با موسیقی مازندرانی و گیلکی آشنایی کامل دارد.» این را سیامک سپهری سرپرست گروه می‌گوید که کار تنظیم آهنگ‌ها را هم انجام می‌دهد.

آی روسیای رعنا،‌ برگرد بیا رعنا...
خودشان هم قبول دارند که تمام آهنگ‌ها را تمام و کمال اجرا نمی‌کنند و هر چقدر هم خوب اجرا کنند باز به پای موسیقی دان‌های محلی نمی‌رسند. اما می‌گویند اولویت شان این نیست که موسیقی را مثل محلی‌ها اجرا کنند و بیشتر می‌خواهند موسیقی محلی را در بین مردم رواج بدهند «قبل از این که آهنگ‌ها منتشر شوند یکی از دغدغه‌های بزرگمان این بود که واکنش مردم و محلی‌های هر منطقه چه خواهد بود؟ مخصوصا در مناطقی مانند آذربایجان که مردم بیشتر روی لهجه شان تعصب دارند، ممکن است برخورنده باشد که یک غیر ترک یک آهنگ ترکی اجرا کرده باشد و اگر کمی هم اشتباه داشته باشد که نور علی نور است. اما بعد از این که آلبوم منتشر شد بازتابی که گرفتیم واقعا ما را شگفت زده کرد؛ اولا که خیلی از محلی‌ها مثل گیلکی‌ها و آذری‌ها باورشان نمی‌شد که این آهنگ‌ها را یک نفر غیرمحلی خوانده باشد. مخصوصا در آهنگ آذری، وقتی آهنگ را به چند نفر از دوستان آذری مان دادیم گوش کردند، باورشان نمی‌شد که بهزاد آذری نباشد. بعد هم خیلی خوشحال بودند؛ از این که آهنگ‌های محلی معروفشان به این شکل کار شده و بیشتر شنیده می‌شود» مرادی این‌ها را می‌گوید و از خاطرات برخورد با محلی‌هایی می‌گوید که آهنگ آن‌ها را گوش داده اند و ذوق زده شده اند. مرادی آن قدر هم روی لهجه گیلکی کار کرده که حالا هر کس که گیلکی صحبت کند کاملا متوجه می‌شود.

جمع همه سازها
هیچ کدام از آهنگ‌ها را خود بچه‌های گروه نمی‌سازند. آهنگ‌ها همه از معروف‌ترین آهنگ‌های محلی هستند. آهنگ‌هایی که حتما محلی‌ها خیلی خوب می‌شناسند و غیر محلی‌ها هم ممکن است به گوششان آشنا باشد؛ «مثلا آهنگ لری «بارون»، قطعه اول آلبوم جدید گروه، یکی از معروف‌ترین آهنگ‌های لری است که در مراسم‌های شاد و عروسی‌های محلی زیاد خوانده می‌شود یا کمتر گیلکی‌ای را پیدا می‌کنید که آهنگ رعنا را نشناسد. تنها تفاوتی که می‌کند در در تنظیم آهنگ‌هاست.» سیامک سپهری می‌گوید در تنظیم گروه سعی شده هم از سازهای محلی مانند سورنا،‌ دهل، دوتار و تنبور استفاده شود و هم از سازهای سنتی ایرانی مانند تار، ‌بریت، دف، ‌تنبک ‌و کمانچه و...
برای هر آهنگ محلی خاص هم بچه‌ها سراغ سازهای محلی آن منطقه می‌روند و سعی می‌کنند تا حد ممکن نواختن آن‌ها را یاد بگیرند و در آهنگ استفاده کنند؛ مثلا ما الان داریم روی یک آهنگ سیستانی کار می‌کنیم یکی از بچه‌ها چند وقت است روی طبل و دهل سیستانی کار می‌کند و روش نواختن آن را تمرین می‌کند» سیامک سپهری خودش قبول دارد که در تنظیم، کمی ریتم و ملودی آهنگ تغییر می‌کند اما این تغییر آن قدر نیست که مخاطب را اذیت کند یا از اصل آهنگ دور کند؛ «فضای بعضی از آهنگ‌ها را برای این که شادتر شود و هیجان بیشتری داشته باشد کمی تندتر می‌کنیم. به غیر از آن وقتی شما دارید یک آهنگ محلی را برای یک گروه 13-12 نفره تنظیم می‌کنید مجبورید تغییراتی هم در آهنگ بدهید.»
آلبوم «همه اقوام من» ترکیبی از تمام آهنگ‌های محلی ایرانی نیست؛ لری ،‌گیلکی، آذری،‌خراسانی، کردی، بختیاری و بلوچی آهنگ‌های محلی هستند که در این آلبوم گنجانده شده اند. اما این آهنگ‌ها نماینده همه مناطق ایران نیستند و آهنگ‌های محلی خیلی از اقوام دیگر در این آلبوم نیست؛ مثلا مازندرانی،‌ ترکمن،‌ موسیقی عاشیق‌ها و قشقایی. سپهری می‌گوید می‌خواهند شماره‌های بعدی «همه اقوام من» را هم منتشر کنند و در آن از دیگر موسیقی‌های قومی ایران هم استفاده کنند.

جوانند و جویای نام
سن هیچ کدامشان از 35-34 بالاتر نمی زند. اصلا همین جوان بودنشان باعث شده تا این قدر در کار کردن انرژی داشته باشند و این همه، ایده‌های مختلف را از ذهنشان در بیاورند. لیلا مرآت مدیر گروه و کارگردان آلبوم تصویری رستاک می‌گوید جذابیت اجرای تصویری رستاک به همین جوان بودن گروه است و این که خیلی راحت و خوب می‌توانند با هم ارتباط برقرار کنند؛ «ایده کار تصویری گروه از همین جا درآمد. بچه‌های گروه بسیار پرانرژی هستند و اجرای زنده‌شان خیلی هیجان انگیزتر و شادتر از کارهای ضبط شده آن‌هاست و ما فکر کردیم یک آلبوم تصویری خیلی بهتر می‌تواند این انرژی و شادی را برساند» بچه‌ها خیلی دوست ندارند غریبه بین خودشان راه بدهند. دلیل این که برای اجرای موسیقی هر منطقه از خواننده و نوازنده مهمان استفاده نمی‌کنند هم همین است؛‌ «اولویت اول حتی قبل ازکار حرفه ای موسیقی در گروه صمیمیتی است که بین بچه‌ها جریان دارد. اصلا رستاک بر اساس همین صمیمیت شکل  گرفته،‌ برای همین هر اتفاقی از جمله اضافه شدن و کم شدن شخصی به گروه اگر بخواهد در این رفاقت و صمیمیت تاثیر بگذارد،‌ آن را قبول نمی‌کنیم. خودمان هم فکر می‌کنیم همین رفاقت و ارتباط معنوی خوبمان با همدیگر است که باعث شده کارهای به این خوبی تولید شوند.»

[ شنبه بیست و نهم تیر 1392 ] [ 17:19 ] [ مریم رستگاری ]
برای دیدن ادامه ی مطالب این وبلاگ به وبلاگ

mrrastak2.blogfa.com 

بروید . باتشکر


به گزارش خبرنگار موسیقی ایرانیان، این کنسرت در تاریخ ۳۰ مهر ماه (۲۱ اکتبر) به خوانندگی فرزاد و بهزاد مرادی در سالن «باربیکن هال» لندن برگزار شد.
فستیوال هنر لندن که همواره برگزار کننده برنامه‌های هنری و فرهنگی با هدف معرفی و شناساندن موسیقی و هنر ایران زمین میان مردمان این کشور می‌باشد؛ این بار با بهره گیری از گروه رستاک، هدیه‌ای ارزشمند را برای هموطنان خارج از کشور تدارک دیده بود تا اعضای این گروه در اجرایی تازه، ترانه‌های بومی و محلی را برای هموطنان اجرا کنند و ملودی‌ها و ترانه‌های سرزمینمان را که در خاطره‌هایمان با آن‌ها خو گرفته‌ایم را یکبار دیگر برای دوستداران موسیقی ایرانی زنده سازند.
لازم به ذکر است که تازه‌ترین آلبوم گروه موسیقی «رستاک» هم به زودی با محوریت موسیقی اقوامی ایران به صورت صوتی و تصویری وارد بازار موسیقی کشور خواهد شد.

در ادامه می توانید عکسهای اختصاصی موسیقی ایرانیان از این اجرا را مشاهده نمایید.


Rastak-Band (61)

Rastak-Band (37)

Rastak-Band (33)

Rastak-Band (3)

Rastak-Band (23)

Rastak-Band (7)

Rastak-Band (47)

Rastak-Band (31)

Rastak-Band (15)

Rastak-Band (74)

Rastak-Band (4)

Rastak-Band (67)


Rastak-Band (81)

Rastak-Band (65)

Rastak-Band (22)

Rastak-Band (68)

Rastak-Band (71)

Rastak-Band (75)

Rastak-Band (52)

Rastak-Band (27)

Rastak-Band (72)

Rastak-Band (9)

Rastak-Band (55)

Rastak-Band (38)

Rastak-Band (41)

Rastak-Band (50)

Rastak-Band (60)

Rastak-Band (45)

Rastak-Band (35)

Rastak-Band (78)

Rastak-Band (46)

Rastak-Band (58)

Rastak-Band (34)

Rastak-Band (51)

Rastak-Band (29)

Rastak-Band (69)

Rastak-Band (30)

Rastak-Band (49)

Rastak-Band (13)

Rastak-Band (66)

Rastak-Band (26)

Rastak-Band (62)

Rastak-Band (24)

Rastak-Band (54)

Rastak-Band (21)

Rastak-Band (82)

Rastak-Band (2)

Rastak-Band (28)

Rastak-Band (17)

Rastak-Band (5)

Rastak-Band (11)

Rastak-Band (48)

Rastak-Band (80)

Rastak-Band (83)

Rastak-Band (1)

Rastak-Band (19)

Rastak-Band (64)

Rastak-Band (43)

Rastak-Band (59)

Rastak-Band (73)

Rastak-Band (39)

Rastak-Band (16)

Rastak-Band (79)

Rastak-Band (32)

Rastak-Band (77)

Rastak-Band (25)

Rastak-Band (8)

Rastak-Band (36)

Rastak-Band (53)

Rastak-Band (57)

Rastak-Band (12)

Rastak-Band (63)

Rastak-Band (10)

Rastak-Band (76)

Rastak-Band (14)

Rastak-Band (70)

Rastak-Band (40)

Rastak-Band (44)

Rastak-Band (6)

Rastak-Band (56)

[ سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1392 ] [ 12:26 ] [ مریم رستگاری ]

دمام

دمام نوعی ساز كوبه ای سيلندری است. اين ساز يك طبل بزرگ است كه در دو طرف آن پوست کشیده شده است، اين پوست ها توسط نوعی طناب كه از الياف درخت خرما ساخته می شود، سفت می شوند. صداها در این ساز از طريق ضربه زدن بر يك طرف آن با چوب و گرفتن پوست همان طرف با دست دیگر جهت تولید نوعی صدای خفه ايجاد می شود.

دف

اولين نشانه های حضور دف به عهد ساسانی برمی‌گردد. در زبان پهلوی"دف" را "دپ" می ناميدند. تصاويری از "دپ" در نقاشی‌های قبل از ميلاد مسيح يافت شده است. این ساز دارای جايگاهی وي‍‍ژه در موسيقی عرفانی ايران، حتی قبل ازپيدايش صوفی گری بوده است.

دف سازی است کوبه ای با صفحه ای بزرگ و با صدايی نرم و عميق که در موسيقی سنتی و جديد ايرانی جهت همراهی سازهای ديگر و گاهی بصورت همنوازی چندین دف به كار می رود. دف دارای طوقه ای نازك از جنس چوب است که لایه‌ای از پوست بر روی آن كشيده می‌شود و در قسمت داخلی طوقه حلقه‌هایی فلزی آویزان می گردد. برای نواختن دف، آن را با دو دست به موازات شانه‌ها بلند می‌كنند و جهت ايجاد نواهای مختلف با عمق و رنگ‌های متفاوت صوتی بوسيله انگشتان به نقاط مختلفی از پوست ضربه می‌زنند.


تنبک

بر روی این ساز کوبه‌ای ایرانی که به شکل جام است، پوست کشیده و چسبیده می شود. بدنه تمبک معمولاً از چوب درخت توت است كه صدايی متمايز ايجاد می‌كند. گاهی بدنه ساز را با شيارهای زيبايی حكاكی و تزيين می كنند. يك گلوگاه استوانه ای شكل (كه نفير ناميده می‌شود) سطح ساز را به بدنه متصل می‌كند. مدخل نفير معمولا به شكل يك ترومپت است.
نوازنده تمبک، ساز را به‌صورت مورب روی ران‌ها به‌صورتی كه طرف بزرگتر آن سمت راست قرار بگيرد، گذاشته و به‌ وسيله ضربات انگشتان و كف دست آن را می نوازد. تمبک اصلی‌ترین ساز کوبه‌ای در موسیقی ایران به شمار می‌آید.

دایره

دايره، سازی كوبه ای با اندازه متوسط است كه سنج‌هايی كوچك در اطراف دارد. اين ساز جهت همراهی با سازهای ديگر در موسيقی كلاسيك و پاپ ايران استفاده می شود. دايره يكی از مشهورترين سازهای کوبه ای در آسيای مركزی و ايران است.
این ساز طوقه ای چوبی به شکل دایره دارد كه حفره هايی چهارگوش برای قرارگرفتن سنج‌ها در آن تعبيه شده (تعداد اين حفره ها معمولا ۳ تا ۱۰ عدد است) و روی اين قاب چوبی پوست كشيده شده است. در برخی موارد به جای سنج‌ها، زنجیرهایی دردرون طوقه، مانند دف نصب می شود.
صدای توليد شده در این ساز از طريق ضربه هايی است كه با انگشتان دست چپ و راست نواخته می شود. دست چپ همزمان دايره را نگه داشته و بر كناره های آن ضربه می زند. دايره را معمولا جهت ايجاد ريتم در رقص ها و آوازهاي محلی به كار می برند.

دهلک

دهلك مهمترين ساز كوبه ای محلي است كه در مراسم "سوت" در بلوچستان به كار می رود. دهلك سازی كوبه ای استوانه ای است با بدنه ای چوبی که بر دو سر آن پوستی کشیده شده که به‌وسیله طناب‌هایی سفت می گردند. صدای اين ساز توسط ضربه هايی كه به‌وسيله انگشتان و کف دست راست و چپ بر دو طرف آن نواخته می شود، ايجاد می‌شود و نوع صدا به محلی که ضربه به آن نواخته می‌شود، بستگی دارد.

دسرکتن

دِسَركِتِن ساز كوبه ای محلی منطقه مازندران مركزی است. اين ساز از دو طبل سفالین در کنار هم تشکیل شده است. برروی سطح این طبل ها پوستی کشیده شده است که به‌وسیله طناب‌هایی سفت می شود. دسركتن را با دو تركه چوبی می نوازند. طبل بزرگتر براي ايجاد صداهای بم تر و طبل كوچك برای صداهای زيرتر بكار می رود. معمولاً دسرکتن را با همراهی سرنا در جشن‌های مازندارن استفاده می کنند. این ساز از گروه سازهای کوبه ای مضاعف ایران است.

عود

عود، سازی از دسته سازهای زهی- زخمه ای است که در موسیقی سنتی خاورمیانه و شرق آفریقا استفاده می شود. عود دارای دسته ای کوتاه و کاسه ای نسبتاٌ بزرگ که شبیه یک گلابی برآمده می‌باشد. بر روی صفحه چوبی روی کاسه که سیم های ساز از روی آن عبور می کنند یک تا سه حفره صدا وجود دارد. عود بر خلاف سازهای زهی- زخمه‌ای دیگر ایران فاقد پرده بندی است و دارای ۱۰ تا ۱۳ سیم است. سیم‌های عود ازجنس فلز فنری شکل و پلاستیک می باشد. جعبه گوشی ها با یک زاویه ۴۵ تا ۹۰ درجه نسبت به دسته ساز قرار دارد.

تار

تار یکی از مهمترین سازهای موسیقی کلاسیک (سنتی) ایران است. هنوز خاستگاه اصلی تار در دنیا به طور دقیق مشخص نشده است ولی به هر حال تار در قلمرو امپراطوری ایران (شامل: ایران، افغانستان و قسمت هايي از جماهير شوروی از جمله ارمنستان، گرجستان و آذربایجان) اختراع شده است.
تار از اواسط قرن ۱۸ میلادی با شمایل کنونی اش ظاهر شده است. دسته ای بلند متصل به کاسه ای دو تکه (اصطلاحاً کاسه و نقاره) است که از کنده کاری در چوب درخت توت درست شده و لایه نازکی از پوست روی کاسه‌ها کشیده شده است. در قسمت دسته ۲۶ تا ۲۸ پرده قابل تنظیم وجود دارد. تار دارای شش سیم از جنس فلز بوده و در ۳ دسته ۲ تایی روی آن کشیده شده است و به‌ وسیله مضراب (زخمه ای از جنس برنج) نواخته می شود.

تنبور

تنبور، سازی است زهی-زخمه‌ای، متشکل از کاسه‌ای گلابی شکل، دسته و گوشی‌ها که در حال حاضر داری سه سیم است. کاسه این ساز به طور سنتی به صورت یک تکه و یا چند تکه از ترکه‌های به هم پیوسته چوب درخت توت ساخته می شود. جهت اجرای فواصل متفاوت صوتی در طول دسته ساز، پرده هایی (دستان) نصب می شود که از جنس روده حیوانات و یا نوعی پلاستیک مخصوص می‌باشد.
قدمت این ساز به هزاران سال قبل بر می‌گردد ، به طوری که می توان آن را پدر همه سازهای زهی نامید. تنبور استفاده شده در اجراهای رستاک، نوعی از این ساز است که بیشتر در نواحی کرمانشاه و کردستان ایران کاربرد دارد و در آن فرهنگ دارای جایگاهی معنوی و قدسی است .

بالابان

سازی است بادی با دو‌زبانه که گونه‌های مختلف آن در غرب ایران خصوصاً کردستان و آذربایجان و نیز کشورهای مجاور نواخته می‌شود. بالابان به دلیل زبانه پهن، صدایی بم دارد. این ساز از یک لوله استوانه‌ای چوبی و یک قسمت سر، مرکب از قمیش (زبانه) تشکیل شده است. در ساز بالابان هفت سوراخ در جلو و یک سوراخ در عقب تعبیه شده است.

رباب

رباب سازي از دسته سازهاي زهی - زخمه ای است كه احتمالا قدمت آن به قرن هفتم ميلادي برمي‌گردد. رباب ساز سنتی بلوچستان است و بصورت گسترده درمناطق اطراف آن مانند افغانستان، هند و پاكستان نواخته مي‌شود كه البته رباب‌های ساخته شده در هند و ايران با مدل‌های افغانی آن تفاوت دارند.

رباب، سازي است با دسته ای كوتاه و کاسه ای که بر روی آن پوست کشیده می شود. اين ساز دارای ۳ سيم ملوديك و ۱۱ یا ۱۲ تار رزونانس(همنوا – واخوان) ميباشد. کاسه ساز از چوب ساقه درخت توت و تارهاي آن از روده بز میباشد كه بصورت نخ درآمده است. این ساز نیز دارای پرده بندی است و بوسیله مضراب نواخته می شود

سه تار

شکل ظاهری سه تار مانند تنبور است با این تفاوت که دارای کاسه ای کوچکتر می باشد. سطح کاسه سه تار چوبی است. سه تار امروزی چهار سیم دارد. این ساز با ناخن انگشت اشاره دست راست نواخته می شود. سه تار سازی است که هم به‌صورت تک نوازی و هم در گروه نوازی ها مورد استفاده قرار می گیرد.

دیوان

دیوان سازی است از دسته سازهای زهی-زخمه‌ای، دارای هفت سیم در گروه‌های دو و سه‌تایی که به صورت‌های مختلفی کوک می‌شوند. ساز دیوان یک اکتاو بم‌ تر از تنبور کوک می‌شود.

ساز دیوان مشتمل است بر: کاسه که معمولاً از چوب درخت توت ساخته می‌شود، ولی ممکن است از چوب درختانی نظیر سرو، راش، صنوبر و یا گردو نیز ساخته شود. صفحه از چوب درخت صنوبر بوده و دسته از چوب راش یا سرو است. پرده‌های ساز دیوان از جنس نخ ماهیگیری است و قابلیت تنظیم دارد. ساز دیوان توسط مضرابی از جنس چوب درخت گیلاس و یا پلاستیک نواخته می‌شود. البته در بعضی نواحی این ساز توسط انگشتان نواخته می‌شود

دوتار

دوتار سازی است زهی-زخمه ای با کاسه ای گلابی شکل و دسته ای نسبتا بلند که تعداد ۷ الی ۱۸ پرده بر دسته آن بسته می شود. سطح روی کاسه چوبی است و همانطور که از نام این ساز بر می آید دارای دو سیم است. دوتار را غالبا با انگشت یعنی بدون مضراب می نوازند. این ساز در بسیاری از نواحی ایران استفاده میشود. دو تار مورد استفاده در اجراهای رستاک از سازهای ناحیه شمال خراسان است.

بم تار

سازی است با ساختمان تار که کاسه آن اندکی پر حجم تر است. تارباس دارای سه رشته سیم است که معمولا از سیم های فنری شکل ویلنسل در ان استفاده می شود. استفاده از ساز تارباس در دوران معاصر در آنسامبل (مجموعه سازهای همنواز دز یک گروه موسیقی) گروه های سنتی معمول شده است.

دهل

دهل يك ساز كوبه ای بزرگ است كه جهت ايجاد صداهای بم به كار می‌رود. اندازه انواع دهل در مناطق مختلف با هم متفاوت است. دهل دارای يك بدنه چوبی استوانه ای شكل است كه در دو طرف آن پوست کشیده شده است. پوست كشيده شده بر يك سرِ دهل، ضخيم‌تر از سر ديگر است و جهت ايجاد صداهايی عميق با فركانس پايين (بم) به كار می رود در حالی‌كه پوست نازكتر صداهايی با فركانس بالاتر (زیر) را ايجاد می كند. دهل بوسيله دو چوب نواخته می‌شود. چوبی كه جهت نواختن طرف بم دهل به كار می رود، اندكی ضخيم‌تر است. چوب ديگر نازك‌تر و قابل انعطاف‌تر است و جهت ایجاد صداهای زيرتر به كار می رود.

کمانچه

کمانچه سازی است ایرانی، آذری و ارمنی. معمولاً کمانچه را به‌وسیله مروارید و تکه های استخوان تزیین می کنند و گوشی‌های آن را به شکل زیبایی از تکه های عاج می سازند. کمانچه سازی زهی- کششی است که به‌وسیله آرشه نواخته می شود. کمانچه دارای دسته ای است که به‌صورت عمودی بر روی کاسه کروی شکل ساز نصب می‌شود. این کاسه چوبی که بر روی آن پوست کشیده می‌شود، بعنوان جعبه تشدید صدا عمل می کند. کمانچه‌های سنتی دارای ۳ سیم ابریشمی هستند اما در حال حاضر از ۴ سیم فلزی در آن استفاده می شود . گوشی های ساز در انتهای فوقانی دسته ساز قرار دارند و در زیر کاسه میله ای تعبیه شده است که در زمان نواختن، ساز بر روی آن قرار می گیرد .

سرنا

سرنا سازی است از خانواده سازهای بادی- زبانه ای که صدایی بسیار رسا و شفاف دارد و در نواحی مختلف ایران در اندازه‌ها و کوک‌های متفاوت استفاده می‌شود. ساز متداول در مراسم عروسی است که با دهل همراه می‌گردد. این ساز متشکل است از یک لوله مخروطی شکل، که در انتهای بالایی آن قمیش قرار می‌گیرد و در قسمت فوقانی ۶ تا ۷ سوراخ برای تغییر زیری و بمی صدای ساز تعبیه شده است.

نی لبک

نی‌لبک سازی است با ساختاری بسیار ساده. در مناطق پرباران شمال ایران نی‌هایی با قطر و طول بند‌های زیاد می‌روید که مناسب برای ساخت نی لبک است. در داخل دهنه ساز، قطعه چوبی تراشیده شده‌ای جهت باریک‌کردن روزنه می‌گذارند و روی ساز را سوراخ می‌کنند. به این وسیله در هنگام فوت‌کردن، صدا تولید می‌شود. این ساز ۶ یا ۷ سوراخ دارد

قشمه

از دو نی کوچک از جنس استخوان نوعی پرنده تشکیل می‌شود و بر روی آن قطعه ای نی بریده شده قرار می‌گیرد که نقش تولید صدا را دارد. برای کوک کردن زبانه‌ها، نخ‌هایی به دور آن بسته شده که با پایین و بالا کردن آنها کوک تغییر می‌کند.

[ دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1392 ] [ 2:15 ] [ مریم رستگاری ]
گروه «رستاک» با اجرای آهنگ های کُردی در جشنواره موسیقی فجر درخشید

 تهران ـ گروه موسیقی «رستاک» به سرپرستی «سیامک سپهری» در بخش جنبی بیست و هشتمین دوره جشنواره موسیقی فجر در تالار وحدت در شهر تهران به اجرای برنامه پرداخت.به گزارش خبرنگار بخش موسیقی خبرگزاری بین المللی کُردپرس، گروه رستاک در این برنامه 2 گورانی کُردی «سه و زه لی» و «سنجانه» را به زیبایی اجرا نمود که بسیار مورد توجه حاضران در سالن قرار گرفت و با دست زدن و همخوانی با گروه به استقبال این آثار رفتند.صحبت ها و توضیح سیدبهزاد مرادی ـ خواننده، نوازنده دف و دهل به زبان کُردی لهجه کلهری مناطق کرمانشاه که در مورد سوابق گروه موسیقی «رستاک» و آثار هنری این گروه و آهنگ های کُردی اجرا شده بسیار مورد توجه حاضران قرار گرفته و به تشویق اعضای این گروه پرداختند.اعضای گروه موسیقی رستاک» عبارت بودند از: سیامک سپهری ـ تار، سیدفرزاد مرادی ـ خواننده، نوازنده سه تار، دهل و قوپوز، سیدبهزاد مرادی ـ خواننده، نوازنده دف و دهل، پیران مهاجری ـ عود و کوبه ای، یاور احمدی فر ـ دف، دایره و دهل، محمد مظهری ـ کمانچه، اکبر اسماعیلی پور ـ تار، سارا نادری ـ دوتار، ناقاره، تنبک و رباب، نگار اعزازی ـ دف و دایره، نیما نیک طبع ـ دف، دایره و دمام، دانوش اسدپور ـ سنتور، امید مصطفوی ـ تنبک و تامبورین، یاسر نوازنده ـ سرنا، لبک، نی انبان و قشمه، حسنا پارسا ـ کمانچه، مائده دوستی ـ کمانچه، سپهر سعادتی ـ مسئول هماهنگی و نوازنده کنترباس.گروه موسیقی «رستاک» در تابستان سال 1376 فعالیت خود را در قالب یک گروه موسیقی تجربی (Experimental Mucic Group) آغاز کرد. این گروه با الهام از عناصر شنیداری موسیقی بومی ایران و با رویکرد به گونه ای از موسیقی با قابلیت برقراری ارتباط با سایر فرهنگ ها، اقدام به تحقیق و برگزاری جلساتی با حضور هنرمندان و اساتید حوزه های متفاوت موسیقی نمود. اساسی ترین موضوعات مورد بحث در این جلسات، بازجست نغمه های اصیل و کهن موسیقیمقامی ایران است که به شیوه ای نو در حوزه موسیقی معاصر ایران سریان یابد. حکایت این گونه موسیقی که ماهیت نغمات خود را از موسیقی کهن ملل گوناگون اخذ کند، بسیار مفصل است و تلاش رستاک تجربه ای است در حوزه این ژانر موسیقایی. ه گزارش خبرگزاری میراث فرهنگی ، گروه رستاک که از سال 76 در قالب گروه موسیقی تجربی و باهدف برقراری ارتباط با فرهنگ ها و تحقیق در موسیقی اصیل و کهن ایرانی و به خصوص موسیقی مقامی کار خود را‌ شروع کرد با انتشارآلبوم های متعدد و اجرای چند کنسرت در کشور و خارج از کشور توانست خود را به عنوان گروهی جوان و صاحب اندیشه به جامعه موسیقی بشناساند. حضور گروه رستاک در فستیوال هنر لندن و اختصاص سالن بارییکن هال برای اجرا ، نشان دهنده به ثمر رسیدن تلاش های گروه ، در بیش از 10 دهه برای شناسایی و معرفی موسیقی تجربی است.در اجرای دیشب، ابتدا قطعاتی از موسیقی محلی مناطق فارس،مازنداران، کردستان و لرستان اجرا شد."سیدفرزاد مرادی" خواننده و نوازنده سه تار در مورد آلبوم جدید گروه رستاک گفت: « در آلبوم جدید، بر موسیقی منطقه فارس و به خصوص ایل قشقایی، موسیقی منطقه بوشهر و منطقه مازندران تاکید شده است.»بخش بعدی اجرای دیشب به آلبوم های قبلی این گروه اختصاص یافت که با استقبال و همراهی مردم همراه بود. موسیقی هله مالی یا موسیقی کار و خیام خوانی از جمله اجراهای دیشب بود.گروه رستاک با اجرای قطعه ای کردی به نام سوزله به معنای سبزه رو به کار خود پایان داد.   اجرای گروه رستاک در یزد:گروه موسیقی رستاک درتاریخ های ششم وهفتم فروردین ماه سال نود در رشت اجرای برنامه خواهد داشت.مکان این کنسرت سالن چندمنظوره گلستان اعلام شده اما ازچگونگی تهیه بلیط،ساعت دقیق اجراوآدرس دقیق محل اجرای کنسرت اطلاع کاملی نداریم.البته بزودی اطلاعات کاملتری دراختیارعلاقمندان قرارخواهیم داد.لازم به ذکراست که دراین کنسرت صفرعلی رمضانی محقق وپژوهنده ی موسیقی گیلان دراجرای ترانه ی رعناهمراه این گروه ارزشمند میباشد.درضمن استاد ماشاالله بامری ازخوانندگان وپژوهشگران بنام استان سیستان وبلوچستان نیزازهمراهان این گروه است که ترانه ی سالوکی را اجراخواهدنمود.حضوردوستداران هنروفرهنگ این مرزوبوم دراین کنسرت موجب دلگرمی هنرمندان این کشورکهن میگردد.بامیددیدارجزئیات تور کنسرت های گروه رستاک:رضا ربیعی در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)- منطقه مرکزی، با اعلام این خبر افزود: کنسرت گروه رستاک به سرپرستی سیامک سپهری و خوانندگی فرزاد مرادی و بهزاد مرادی به مدت دو روز در اراک اجرا می‌شود.

وی با اشاره به حضور گروه 15 نفره رستاک در اراک گفت: فرزاد مرادی و بهزاد مرادی به عنوان خواننده، محمد مظاهری نوازنده کمانچه، اکبر اسماعیل‌پور نوازنده تار، سارا نادری نوازنده دو تار و نقاره، پیران مهاجر نوازنده عود، نگار عزازی نوازنده دف و دایره، نیما نیک‌طبع نوازنده دف و دایره، امید مصطفوی نوازنده تنبک، دانوش اسد‌پور نوازنده سنتور، مائده دوستی نوازنده کمانچه، سیامک سپهری نوازنده تار، سپهر سعادتی نوازنده کنترباس، یاور احمدی‌فر نوازنده دف و یاسر نوازنده نیز با سازهای بادی به اجرای موسیقی مقامی محلی خواهند پرداخت.
ربیعی یادآور شد: گروه رستاک قطعاتی چون بارون(لری)، رعنا(گیلکی)، گل گل(آذری)، لیلا(خراسانی)، سنجانه(کردی) در این کنسرت اجرا خواهند کرد.
رییس انجمن موسیقی استان مرکزی با بیان اینکه این کنسرت هر شب در دو اجرا و در ساعت 18 الی 19:30 و 21 الی 22:30 برگزار می‌شود، خاطرنشان کرد: علاقه‌مندان برای تهیه بلیط می‌توانند به فروشگاه سرپا در انتهای خیابان ملک، فروشگاه کتاب و محصولات فرهنگی اشکان در میدان هفت تیر و آموزشگاه موسیقی راز و نیاز واقع در خیابان 12 متری ملک مراجعه کنند.

کنسرت گروه رستاک در لندن:
موسیقی ایرانیان – سودا مولائی: گروه موسیقی «رستاک» به سرپرستی سیامک سپهری در شهر لندن به روی صحنه رفت.
به گزارش خبرنگار موسیقی ایرانیان، این کنسرت در تاریخ ۳۰ مهر ماه (۲۱ اکتبر) به خوانندگی فرزاد و بهزاد مرادی در سالن «باربیکن هال» لندن برگزار شد.
فستیوال هنر لندن که همواره برگزار کننده برنامه‌های هنری و فرهنگی با هدف معرفی و شناساندن موسیقی و هنر ایران زمین میان مردمان این کشور می‌باشد؛ این بار با بهره گیری از گروه رستاک، هدیه‌ای ارزشمند را برای هموطنان خارج از کشور تدارک دیده بود تا اعضای این گروه در اجرایی تازه، ترانه‌های بومی و محلی را برای هموطنان اجرا کنند و ملودی‌ها و ترانه‌های سرزمینمان را که در خاطره‌هایمان با آن‌ها خو گرفته‌ایم را یکبار دیگر برای دوستداران موسیقی ایرانی زنده سازند.
لازم به ذکر است که تازه‌ترین آلبوم گروه موسیقی «رستاک» هم به زودی با محوریت موسیقی اقوامی ایران به صورت صوتی و تصویری وارد بازار موسیقی کشور خواهد شد.

گروه رستاک در اراک:
رییس انجمن موسیقی استان مرکزی از برگزاری کنسرت گروه موسیقی رستاک در روزهای 5 و 6 اردیبهشت در مجتمع ستارگان اراک خبر داد.

رضا ربیعی در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)- منطقه مرکزی، با اعلام این خبر افزود: کنسرت گروه رستاک به سرپرستی سیامک سپهری و خوانندگی فرزاد مرادی و بهزاد مرادی به مدت دو روز در اراک اجرا می‌شود.

وی با اشاره به حضور گروه 15 نفره رستاک در اراک گفت: فرزاد مرادی و بهزاد مرادی به عنوان خواننده، محمد مظاهری نوازنده کمانچه، اکبر اسماعیل‌پور نوازنده تار، سارا نادری نوازنده دو تار و نقاره، پیران مهاجر نوازنده عود، نگار عزازی نوازنده دف و دایره، نیما نیک‌طبع نوازنده دف و دایره، امید مصطفوی نوازنده تنبک، دانوش اسد‌پور نوازنده سنتور، مائده دوستی نوازنده کمانچه، سیامک سپهری نوازنده تار، سپهر سعادتی نوازنده کنترباس، یاور احمدی‌فر نوازنده دف و یاسر نوازنده نیز با سازهای بادی به اجرای موسیقی مقامی محلی خواهند پرداخت.

ربیعی یادآور شد: گروه رستاک قطعاتی چون بارون(لری)، رعنا(گیلکی)، گل گل(آذری)، لیلا(خراسانی)، سنجانه(کردی) در این کنسرت اجرا خواهند کرد.

رییس انجمن موسیقی استان مرکزی با بیان اینکه این کنسرت هر شب در دو اجرا و در ساعت 18 الی 19:30 و 21 الی 22:30 برگزار می‌شود، خاطرنشان کرد: علاقه‌مندان برای تهیه بلیط می‌توانند به فروشگاه سرپا در انتهای خیابان ملک، فروشگاه کتاب و محصولات فرهنگی اشکان در میدان هفت تیر و آموزشگاه موسیقی راز و نیاز واقع در خیابان 12 متری ملک مراجعه کنند. 

کنسرت ویژه گروه رستاک با قطعات جدیدشان:

موسیقی ما – بهمن بابازاده: کنسرت گروه موسیقی «رستاک» ۱۱ اسفند ماه ۱۳۹۱ ، در دو سانس 18 و 21:30 در مرکز همایش های برج میلاد تهران و با اجرای جدیدترین قطعات و همچنین حضور اساتید موسیقی فولک برگزار می شود. به گزارش روابط عمومی موسسه «آوای هنر»، آلبوم جدید این گروه که «سرنای نوروز» نام گرفته مراحل اخذ مجوز را طی نموده که رور اول اسفند منتشر خواهد شد. پخش این آلبوم موسیقی در مرحله اول در قالب پکیج تصویری و در مرحله دوم در قالب پکیج صوتی و تصویری توسط شرکت «هنر اول» خواهد بود. در آلبوم جدید این گروه همچون آلبوم قبلی، سعی شده از موسیقی و کلام نواحی مختلف ایران استفاده شود که به نوعی آنرا می توان از دسته کارهای پژوهشی تلقی کرد. زیرا تمامی موارد ساخت قطعات با تحقیق و بررسی منطقه ایی و استفاده از نظرات اساتید فن همراه بوده است.اعضای این گروه که قرار است در تاریخ 11 اسفند بروی صحنه بروند عبارتند از : فرزاد مرادی و بهزاد مرادی (خواننده)، سیامک سپهری(سرپرست گروه و نوازنده تار)، فرزاد مرادی (دوتار، سه تار، قوپوز، تارباس)، بهزاد مرادی( دف، دهل، نقاره، کوزه)، پیران مهاجری(عود و دهلک)، اکبر اسماعیلی پور(تار)، محمد مظهری( کمانچه)، سارا نادری( دوتار، سه تار، رباب، نقاره و تنبک)، یاور احمدی فر( دف ، دایره، دهل و پیپه)، سپهر سعادتی ( کنترباس)،نگار اعزازی( دف، دایره و دهل)، دانوش اسد پور(نوازنده سنتور)، کاوه سروریان(سرنا،نی،قمشه،نی لبک،بالابان)، حسنا پارسا( کمانچه)، نیما نیک طبع( دف، دایره، دهل و پیپه)، امید مصطفوی( تنبک ) و یاسر نوازنده(بالابان، قرنه، نی، دوزله و دونلی).


 رستاک به دنبال ایده های تازه:


یلا رضاییگروه رستاك با انتشار دومین آلبومش(همه اقوام من) توانست خود را در ميان مردم موسيقي‌دوست ايران به نمايش بگذارد و براي خود جايگاه مناسبي فراهم كند.اين گروه قصد دارد با اجراي موسيقي فولكلور، نواحي مختلف اين گونه از موسيقي را به مردم گوشه و كنار ايران كه از موسيقي محلي خود نيز دور مانده‌اند، معرفي كند. با رهبر اين گروه كه در آستانه انتشار آلبوم جديد گروه هستند، گفت‌وگو كرده‌ايم:


گروه رستاك با ايده‌هاي جديد و نوگرايي درست در زماني پا به عرصه موسيقي گذاشت كه موسيقي محلي كم‌كم داشت از يادها مي‌رفت. رستاك براساس چه چيزي تاسيس شد و چگونه پا گرفت؟رستاک در واقع، در سال 1376 تاسيس شد. در ملاقاتي كه با يكي از دوستانم به نام بهزاد پورنقی داشتم ایده‏ای در ذهن‏مان شكل گرفت. اين ايده از تشكيل گروهي به نام رستاك خبر مي‌داد كه موسيقي محلي را اجرا و به مردم عرضه مي‌كند. سپس دوستان دیگری مانند رضا عابدیان، فرزاد مرادی و پیران مهاجری به ما پيوستند و گروه رستاک به شکلي كه امروزه مي‌بينيد پا گرفت. از همان زمان، شاید بیش از آن‏که فضای موسیقایی برایمان در اولویت باشد، رابطه‏ انسانی و دوستانه‏ای که در میان‏مان بود، باعث شکل‏گیری و رشد این گروه شد.گروه رستاك در آلبوم‌هاي قبلي خود به موسيقي و آواهاي محلي پرداخته است، براي آلبوم جديد خود قرار است چه كار كند؟همان‌طور كه مي‌دانيد اولين آلبوم گروه رستاك، با عنوان «رنگواره‌هاي كهن»، با هدف پرداختن به موسيقي و آواهاي محلي، اولين آلبوم گروه رستاك است كه سعي داشت موسيقي قديمي و آواهاي محلي را كه مردم زمزمه مي‌كردند اما از قدمت آن بي اطلاع بودند، به آنها معرفي كند. اين اتفاق در آلبوم دوم نيز به همان شكل آگاهانه روي مي‌دهد و آلبوم «همه اقوام من» كه در واقع دومين آلبوم گروه رستاك است نيز با همين هدف و با پرداختن به موسيقي فولكلور و بومي نواحي مختلف منتشر مي‌شود.گروه رستاک موسیقی محلی و فولكلور ایران را معرفی می‌کند. آلبوم‌هاي بعدي رستاك نيز در همين راستا منتشر خواهند شد و رستاك به اجراي ترانه‌هایی خاطره‌انگیز از سرتاسر ایران مي‌پردازد. رستاك در آلبوم‌هاي خود ترانه‌های محلی و آشنای گوشه و کنار ایران را با تنظیم‌هاي جديد و به روز شده به مردم باز مي‌گرداند. چرا كه معتقد است اين موسيقي‌ها متعلق به مردم است و در دست ما امانت مي‌ماند تا وقتي كه به خودشان برگردانيم.

رستاك با چه ذهنيتي دست به چنين كاري مي‌زند؟ از اين نمي‌ترسيد كه مبادا در اين امانت خيانتي شود؟ما بارها گفته‌ايم كه به طور كلي ذهنیت و محور فعالیت گروه رستاک از ابتدا، بر مبنای موسیقی اقوام و مناطق مختلف ایران بوده است و خواهد بود. ما براي اينكه با چنين مشكلي مواجه نشويم و موسيقي هر ناحيه را به همان گونه كه هست به دست مردمش برسانيم، زمان بسیار زیادی را براي پژوهش در این نوع موسیقی صرف کردیم. حتي به اين نواحي سفر كرديم تا بتوانيم اصل مطلب را ادا كنيم. به همين دليل است كه در آلبوم اول نگاهمان به گونه‌اي ديگر است و اين نگاه در آلبوم دوم متفاوت مي‌شود.مثلا در آلبوم «رنگواره‌هاي كهن» اگر از ملودي‌هايي استفاده كرده‌ايم كه كمتر شنيده شده‌اند و اصالت زيادي دارند، در آلبوم دوم نگاهمان عوض شده است. مي‌خواستيم مخاطبانمان فقط بومي آن منطقه نباشند و مردم هر منطقه آن موسيقي را گوش كنند و از آن لذت ببرند.خوب درست همين جاست كه بحث خيانت در امانت پيش مي‌آيد.نه! چون ما به سراغ ملودي‌هاي اصيل رفتيم. اين ملودي‌ها در عين اصيل بودن، معروف هم بودند و مردم آنها را زياد شنيده بودند؛ يعني مردم ديگر نقاط نيز آنها را شنيده بودند و ملودي آنها برايشان آشنا و قابل لذت بردن بود، مثلا قطعه ليلا را كه از خراسان انتخاب شده همه مردم شنيده‌اند و از شنيدن دوباره آن به يك نوستالژي مي‌رسند و شنيدنش برايشان لذت‌بخش مي‌شود. دقيقا در آلبوم دوم ما دست به چنين كاري زديم و آلبوم را در همين راستا طراحي كرديم. ارائه سي دي تصويري در آلبوم دوم براي اين بود كه تحقيقاتمان را نشان دهيم، ضمن اينكه ايجاد زمينه‌اي براي فضاي بصري مي‌تواند حس و حال و هواي اجراهاي ما را بيشتر به مخاطب منتقل كند.به همين دليل در آلبوم دوم به سراغ فضايي با كلام موسيقي رفتيد؟در آلبوم اول ما كلام نداشتيم اما در آلبوم دوم دو خواننده همراهمان بود و موسيقي‌مان را با كلام همراه كرديم. در رنگواره‌هاي كهن ما قصد داشتيم از فضاي خواننده محوري فاصله بگيريم، ولي از آنجايي كه موسيقي ايران خواننده محور است، در آلبوم دوم اين هدف را ادامه نداديم. در آلبوم اول ما بيشتر آواخواني داشتيم، ولي خيلي شنيده نشد.چه اصراري به استفاده از موسيقي محلي داريد؟ با توجه به اينكه اعضاي گروه رستاك همگي جوان هستند، مي‌توانستيد موسيقي‌هاي ديگر را نيز تجربه كنيد.من معتقدم از آنجايي كه ايران فرهنگ‌هاي بسياري را از مردم مختلف در خود جاي داده است، مي‌توان بسيار به آن پرداخت. موسيقي محلي ما تنوع بسياري دارد و مضاف بر اين، زيبايي شنيداري منحصر به فردي را داراست. در نواحي مختلف ايران ما شاهد انواع ملودي‌هاي دست نخورده و بكر، ناياب و شنيدني هستيم كه در كمتر جايي شنيده شده است. اين زيبايي‌ها همگي موجب شده تا به جاي پرداختن به انواع ديگر موسيقي بخواهيم در اين زمينه فعاليت كنيم.ما ضمن تحقيقاتي كه داشتيم، هر چه بيشتر جذب اين نوع موسيقي شديم، طوري به اين موسيقي نزديك شده بوديم كه ديگر نمي‌توانستيم از آن جدا شويم. كار راحتي نيست وقتي با چنين موسيقي آشنا مي‌شوي و بخواهي به راحتي از آن دل بكني؛ براي ما هم كار راحتي نبوده و نيست. مي‌خواستيم مردم را نيز در اين مسير با خود همراه كنيم.ما مي‌خواستيم از تحقيقاتمان استفاده ابزاري كنيم، نه اينكه اين تحقيقات را در آرشيو خانه خود نگهداري كنيم و به آنها استناد كنيم. مي‌خواستيم ماحصل تحقيقاتمان در ميان مردم شنيده شود و در واقع از آن استفاده عملي كرده باشيم. من خوشحالم كه تحقيقات ما بر اساس هدفي كه داشته‌ايم پيش رفته است و اين قطعات توانسته‌اند با مردم از هر منطقه‌اي ارتباط خوبي برقرار كنند. ضمن اينكه ما همواره به دنبال افكار و ايده‌هاي تازه هستيم و از هر نوع ايده‌اي كه از خارج از گروه برسد نيز استقبال مي‌كنيم.فكر مي‌كنيد موفق شديد كه مخاطب را با خود همسو كنيد؟ما خوشحاليم كه مردم توانستند با موسيقي‌مان ارتباط برقرار كنند. آن دسته از مردمي كه با موسيقي ما ارتباط برقرار كردند به لحاظ سني نيز طيف وسيعي بودند. من فكر مي‌كنم موسيقي ما براي همه جذاب بوده است چرا كه از استقبالي كه از سوي مردم از آلبوم همه اقوام من شد، خيلي‌ها از مخاطبان اين آلبوم بودند، از كودك يك ساله گرفته تا پيرمرد و پيرزن‌هاي 90 ساله و اين باعث افتخار ماست.فكر مي‌كنيد دليلش چيست؟فكر، هيجان، حركت و ريتمي است كه اين موسيقي‌ها با خود به همراه دارند و مردم از شنيدن آنها لذت مي‌برند.

اين خصوصيات چگونه در رستاك شكل مي‌گيرد؟گروه رستاك همانگونه كه از اسمش پيداست هميشه به صورت گروهي كار مي‌كند. چون كار كردن بر اساس سليقه‌هاي گروهي از افراد مي‌تواند بهتر جوابگو باشد تا اينكه سليقه يك نفر تصميم گيرنده نهايي باشد. ما قطعات را با ريتم بهتر و پرهيجان تر تنظيم مي‌كنيم تا مخاطبي كه امروزه حوصله شنيداري ندارد، بتواند با آن ارتباط برقرار كند.در گروه رستاك هر اتفاقي كه بيافتد با نظر جمعي است و همه كارها به صورت گروهي انجام مي‌شود. ما تنظيم قطعات را به شكل كارگاهي انجام مي‌دهيم. ما در مرحله اول در رستاك دست به انتخاب قطعات مي‌زنيم. چرا كه مي‌دانيم انتخاب چنين موسيقي‌های بزرگي در توان يك نفر نيست كه بخواهد دست به انتخاب آنها بزند. در همين راستا از همان ابتدا مناطق را تقسيم كرديم و هر يك از اعضاي گروهي با توجه به قرابت و نزديكي‌اي كه با آن منطقه داشت كار تحقيق بر روي موسيقي آن منطقه را به عهده گرفت. مثلا فرزاد مرادي كه از كردستان است مسوول تحقيق در زمينه موسيقي آن ناحيه شد يا اگر بر فرض يكي از دوستان به دليل علاقه شخصي‌اش مي‌خواست روي يكي از انواع موسيقي نواحي كار كند، موسيقي آن منطقه به او واگذار شد. بعد از اين تحقيقات هر يك از دوستان بر اساس هدف آلبوم كاري را انتخاب و به گروه معرفي مي‌كند و در مرحله بعدي كار تنظيم بر روي آن آغاز مي‌شود، البته در نهايت اين جمع است كه در اين انتخاب‌ها به صورت نهايي تصميم مي‌گيرد و هيچ انتخابي شخصي نيست.شما به عنوان رهبر گروه چقدر ايفاي نقش مي‌كنيد؟وقتي گروه وارد مرحله ساخت و تنظيم موسيقي شد، من به يكدست كردن سوژه‌ها اقدام مي‌كنم و كار ديگري جز اين انجام نمي‌دهم. در اين مرحله نيز دوستان ديگر به كمك من مي‌آيند و ماحصل كار به صورت جمعي ارائه مي‌شود. هر يك از اعضاي گروه نقش تعيين كننده دارند و نمي‌توان گفت يك نفر چون رهبري را به عهده دارد حرف اول و آخر را مي‌زند.رستاك قرار بود پيش از اين آلبوم جديد خود را منتشر و روانه بازار موسيقي كند چرا اين اتفاق نيافتاد و با وجودي كه همه منتظر شنيدن آلبوم جديدتان هستند، هنوز اين آلبوم منتشر نشده است؟از آنجايي كه كار به شكل تيمي انجام مي‌شود، سرعت مقداري پايين مي‌آيد. ما در حال حاضر ضبط بيشتر قطعات را به پايان رسانده‌ايم و كار توليد آلبوم تقريبا تمام شده است، اما به دليل وسواسي كه در كار هست و نيز به دليل اهميت و ارزشي كه براي سليقه‌هاي مختلف قايليم، نمي‌خواهيم كار دم دستي به خورد مردم بدهيم. آنها براي ما ارزش فوق‌العاده‌اي دارند و اصلا براي مردم است كه كار مي‌كنيم. اگر آنها نبودند، كار در رستاك شكل نمي‌گرفت و اهميت نداشت. رستاك با تصويربرداري از گروه و سازها و اجراي قطعات، تلاش مي‌کند به همت شرکت سينما بيست و چهار که طرف قرارداد هميشگي و ثابت ماست، اين آلبوم را در نزديك‌ترين زمان ممكن منتشر و روانه بازار موسيقي كند.اما اين آلبوم مدت‌هاست كه در دست ساخت قراردارد؟بله. همان طور كه مي‌دانيد طي يك سال گذشته، ما بي‌وقفه روي اين آلبوم كار كرده ايم.ما براي انتخاب، تمرين و ضبط هر قطعه حساسيت‌هاي بسياري داريم. چون به كيفيت بالاي كارمان اهميت مي‌دهيم. شايد خيلي‌ها فكر كنند كه كار كردن بر روي موسيقي محلي كه ملودي آماده دارد كار راحتي است، ولي اصلا اين طور نيست، چه بسا اين كار سخت‌تر است. چون تو با چيزي دست و پنجه نرم مي‌كني كه مردم آن را شنيده‌اند و اگر كوچك‌ترين اشتباهي از تو سر بزند، همه معادلاتت به هم مي‌ريزد. گروه رستاك تا زماني كه به يك نظر جمعي و قاطع نرسد، به انتشار حتي يك قطعه اقدام نمي‌كند.تفاوت کار گروه رستاک با برخي از گروه‌هاي ديگر در اين است که به دليل نوع و گونه موسيقي‌اي که انتخاب کرده، فرآيند زماني بيشتري براي تحقيق درباره موسيقي مناطق گوناگون ايران مي‌گذارد تا ناشناخته‌ها و نقاطي که کمتر به آنها توجه شده را کشف و معرفي کند، به طور مثال در اين آلبوم موسيقي، ناحيه‌اي از ايران به نام کُرمانج (منطقه‌اي در خراسان که گويش و فرهنگش با ديگر نقاط خراسان تفاوت دارد) وجود دارد که کمتر کسي تاکنون به آن پرداخته و به عمق فرهنگ و گويش آنها نفوذ کرده است. از اينها گذشته قطعه‌اي با محوريت نوروز را در اين آلبوم گنجانده‌ايم که تلفيقي از ملودي‌هاي نوروزي چند منطقه کشور است، اين قطعه با نواي سُرنا و دُهل آغاز مي‌شود و در ادامه با ترکيب ملودي‌هاي خراساني، مازندراني، آذري و کردستاني ادامه پيدا مي‌کند که اين قطعه تلاشي است براي گراميداشت فرهنگ موسيقايي نوروز در مناطق مختلف کشورمان، اين کار بسيار مشکل و سنگيني براي اعضاي گروه بود که با تلاش بسيار موفق به اجرا و ضبط آن شديم. تمامي اين حرکات، زمان زيادي براي تحقيق و مطالعه مي‌طلبد، ضمن اين که گاهي ممکن است نياز به اضافه شدن يک ساز جديد (گاهي ساز غربي) به گروه و تطبيق آن با نوع کاري که رستاک انجام مي‌دهد به زمان بيشتري براي هماهنگي اين ساز جديد با گروه پيدا مي‌کند. اتفاقي که اکنون افتاده و سازهاي جديد به گروه اضافه شدند.در اين آلبوم چه اتفاقات ويژه‌اي مي‌افتد؟گويش‌ها و لهجه‌هاي متفاوتي از مناطق مختلف در آن ارائه مي‌شود. مناطق جديدتري در اين آلبوم مد نظر است و موسيقي‌هاي جديدتري را كار كرده ايم.با اين لهجه‌ها و گويش‌ها مشكلي نداريد؟از آنجايي كه كار رستاك تحقيق است، كمتر به مشكل برمي‌خورد چون براي ارائه موسيقي هر ناحيه از استاد آن منطقه كمك مي‌گيرد. رستاک براي اينكه در اين زمينه به مشكل بر نخورد، در اجراي هر قطعه از هر نقطه ايران، در تمرين‌هاي خود از حضور افرادي از اهالي همان منطقه‌اي که زادگاه قطعه مورد نظر است كمك مي‌گيرد تا با راهنمايي اين افراد، لهجه و گويش افراد گروه، به خصوص خوانندگان اصلي قطعه مورد نظر، اصلاح شود.اين کار موجب مي‌شود تا خوانندگان براي آنکه بتوانند با موسيقي هماهنگ شوند و لهجه را هم درست ادا کنند، در گام‌هايي بالاتر از حد طبيعي صداي خود اجرا کنند که اين کار فشار زيادي هم به خواننده وارد مي‌کند.در اين زمينه وقتي يك نفر كه بومي آن منطقه نيست آيا مي‌تواند از پس اجراها بر آيد؟بايد بتواند از پس اين هم برآيد. درست ادا كردن كلمات بخش مهمي در اين نوع از موسيقي است كه كار خواننده را سخت مي‌كند. درآوردن لهجه مناطق نيز كار راحتي نيست. چرا كه در اين نوع موسيقي قبل از اينكه تكنيك خود را نشان بدهد، لهجه و گويش است كه برجسته مي‌شود و اگر خواننده نتواند از پي آن به خوبي برآيد بيشتر توي چشم مي‌آيد و كار خراب مي‌شود. دقت بيش از حد و تلاش و تمرين خواننده‌هاي رستاك موجب مي‌شود كه از اين دست مشكلات در گروه كمتر باشد.

قصد نداريد از خواننده‌هاي بومي هر منطقه در كنار اين دوستان استفاده كنيد؟در آلبوم جديد اين اتفاق افتاده است. ما سعي كرده‌ايم از حضور پيشکسوتان موسيقي بومي بهره‌مند شويم. در اين آلبوم از اساتيدي هچون بيژن کامکار، داوود بامري، وحيد اسداللهي، محسن شريفيان، دامون شش بلوکي و پروين بهمني كمك گرفته‌ايم و اين كار اين ويژگي را دارد كه بومي بودن را بيشتر رعايت كرده است.نام اين آلبوم چيست؟ و ديگر چه ويژگي‌هايي دارد؟تاکنون نام‌هاي مختلفي براي اين آلبوم در نظر گرفته‌ايم، اما هنوز به طور قطع نامي برايش انتخاب نکرده‌ايم، البته کليت قطعاتي که در اين آلبوم اجرا مي‌شود در راستاي آثار ديگر گروه؛ يعني همان موسيقي مناطق مختلف کشور است؛ اگرچه اين بار تلاش کرديم تا اندکي متفاوت عمل کنيم به طور مثال ما در اين آلبوم، کنترباس که يک ساز غربي است و يک ساز ايراني که سنتور است به قطعات اضافه کرديم تا تنوع صوتي بيشتري براي مخاطبان خود ايجاد کرده و به کيفيت و البته جذابيت اثر اضافه کنيم، البته به هيچ وجه قرار نيست که با اضافه شدن يک ساز غربي به گروه، ناگهان نوع کار گروه نيز تغيير کند و تغيير سبک دهد، بلکه رستاک همچنان همان رستاک است که به دنبال کشف و شناسايي موسيقي قومي و مناطق ناشناخته ايران است تا با تنظيم مجدد آن را به ميان مردم ببرد و اين نوع موسيقي را از مهجوريت بيرون آورد. بد نيست بدانيد که ساز سنتور در اين آلبوم به جاي ساز قانون است که برخي منشأ پيدايش آن را به کشورهاي عربي نسبت مي‌دهند اين دو ساز پيچيدگي‌هاي منحصر به فرد خودشان را دارند و بديهي است که جايگزيني ساز سنتور به جاي قانون با گام‌هاي متعددي که در ذات خود داراست با سنتور که ساختاري ساده‌تر دارد و هماهنگي و تطابق اين ساز (سنتور) که ما به آن نياز داشتيم با قطعاتي که در صدد اجراي آن بوديم يک سال زمان مي‌برد، اما در عوض، به رنگ جديدي از صدا در گروه رسيديم که تجربه جديدي در اين نوع موسيقي براي ما به حساب مي‌آيد. نام‌هاي مختلفي براي اين آلبوم در نظر داريم که هنوز به طور قطع نامي برايش انتخاب نکرده‌ايم؛ کليت قطعاتي که در اين آلبوم اجرا مي‌شود در راستاي آثار ديگر يعني در زمينه موسيقي مناطق مختلف کشور بوده است، ولي سعي کرده‌ايم اندکي متفاوت عمل کنيمايرادي كه به كارهاي گروه رستاك وارد است اين است كه با تنظيم هايي كه بر روي قطعات انجام مي‌دهد اصليت موضوع از بين مي‌رود.اساس ملودي در تنظيم‌هاي رستاک همان ملودي اصيل محلي است، ما دخل و تصرفي در اين زمينه نمي‌كنيم. ما اصالت قطعه را حفظ مي‌كنيم و سعي مي‌كنيم همانگونه كه هست آن را به مردم انتقال بدهيم، اما از آنجا كه حساسيت‌هاي جامعه امروز با حساسيت‌هاي جامعه‌اي که اين موسيقي در آن رشد کرده بوده است، طي زمان دچار تغيير شده، براي آنکه اين قطعات در عين حفظ اصالتشان امکان تأثيرگذاري در جامعه داشته باشند بايد روند طبيعي رشد خود را ادامه دهند و كاربردي تر شوند.هدف رستاك اين است كه اين موسيقي‌ها را به جامعه بياورد تا شنيده شوند.جامعه به انواع اين موسيقي احتياج دارد و اين قطعات بايد بر اساس نياز جامعه روند خود را طي کنند. قطعات و نغمه‌ها در طول تاريخ دچار تغيير و تحولات بسياري شده‌اند تا به اين شکل به نسل ما رسيده‌اند. اگر بخواهيم اين موسيقي‌ها همچنان زنده و تاثيرگذار به نسل‌هاي بعد منتقل شوند، بايد اين روند پويا را ادامه دهيم. گروه رستاك را چه كساني تشكيل مي‌دهند؟گروه رستاک متشکل از سيامک سپهری، فرزاد مراد

ی (خواننده و نوازنده قوپوز، تارباس، دهل، تامبورين، دوتار و سه‌تار)، رضا عابديان (کمانچه و تارباس آرشه‌ای)، بهزاد مرادی (خواننده و نوازنده دف، دهل، قوپوز، کوزه، تاس، تامبورين و دسرکوتن)، پيران مهاجری (عود و دهلک)، سحر ابراهيم (قانون)، ‌اکبر اسماعيلی‌پور (تار)، محمد مظهری (کمانچه)، سارا نادری (دوتار، رباب، سه‌تار، دسرکوتن و دايره)، ياور احمدی‌‌فر (دف، دايره، دهل و پيپه)، کاوه سروريان (سرنا، بالابان، نی ‌لبک)، سارا احمدی (دف و سازهای کوبه‌ای) است و ليلا مرآت نيز مديريت گروه را بر عهده داردحتما بخوانید:رونده اختصاصی: شاید تا چند سال پیش تصور همه از موسیقی سنتی، یک موسیقی کسالت‌آور درون‌گرایانه بود و یک تعریف خاص داشت اما موسیقی که امروز رستاک اجرا می‌کند، تمام این پیش‌فرض‌ها را از بین برده است. پرطرفدارترین گروه این‌ روزهای موسیقی ایران را بیشتر بشناسید
یادتان هست‌ قول داده بودیم حضوری کاملا متفاوت از پرطرفدارترین گروه این‌روزهای موسیقی ایران را در ایده‌آل ببینید؟بالاخره همه کارها جفت‌وجور شد تا با بچه‌های پرشور و انرژی رستاک، به یک مسافرت خارج ‌از شهر (‌البته از نوع کوتاهش) برویم تا هر آنچه دوست دارید راجع‌به این گروه بدانید را برای‌تان بنویسیم. در بهشتی‌ترین ماه خدا، وقتی آفتاب هنوز به وسط آسمان نرسیده بود و نسیم خوش بهار در حال وزیدن بود،  مهمان بچه‌های گروه رستاک بودیم تا حسابی از این‌که در کنارشان باشیم، لذت ببریم؛ جوان‌هایی شاداب، بگو و بخند، مهربان، با معرفت و…  باور کنید هیچ‌کدام از این صفات را بی‌خود به کسی نسبت نمی‌دهیم اما هر چه از بچه‌های رستاک تعریف کنیم و بگوییم، کم است است! گزارش اختصاصی زندگی ایده‌آل از دور هم جمع‌شدن رستاکی‌ها در کنار هم، خواندن دارد، شک نکنید.
‌از آن روزهایی بود که هیچ‌وقت فراموش نمی‌شود، یعنی نمی‌توانی فراموشش کنی. اینکه یکسری جوان خوش‌ذوق، خوش‌مشرب، ‌خوش‌صحبت و ‌از همه مهم‌تر خوش‌تیپ و دوست‌داشتنی و این‌روزها محبوب، دور هم ‌‌‌ جمع شده باشند، آنقدر هیجان‌انگیز بود که نتوانیم گزارشش را آن هم از نوع اختصاصی‌‌ برای شما ننویسیم. جای‌ همه‌تان‌ خالی.؛ هر از گاهی صدای سازهای سنتی بود که در فضامی‌پیچید و زمزمه‌ ترانه‌های رستاکی توسط خود بچه‌های رستاک که‌ هر از گاهی با صدای گرم و دلچسب‌شان، یاد خاطرات قدیمی‌ و مشترک‌شان کرده و ما را هم با خود هم‌مسیر می‌کردند. بعد از کلی گپ‌وگفت صمیمی و گرم با رستاکی‌ها که در صفحات بعدی خواهید خواند، وقت ناهار شد و ما هم که از آن مهمان‌های پررو‌(!)، رفتیم و در کنار دوستان، چشم انتظار آماده‌شدن جوجه کباب با دست‌پخت بچه‌های رستاک شدیم! خلاصه اینکه جای‌ همه‌تان را خالی کردیم. تازه ما را باش که به ناهار رضایت ندادیم چون آنقدر دوستان رستاکی‌ مهربان بودند که تا میوه و چای و آجیل بعد از ناهارمان را نخوردیم، اجازه ندادند ابیرون برویم
نیما نیک‌طبع: تصور همه از موسیقی سنتی، یک موسیقی کسالت‌آور درون‌گرایانه بود و یک تعریف خاص داشت اما موسیقی که امروز رستاک اجرا می‌کند، تمام این پیش‌فرض‌ها را از بین برده است.
اکبر اسماعیلی‌پور:بچه‌های رستاک با تحقیقاتی که برای ادای صحیح گویش‌های مختلف انجام دادند و از طرفی تمرین و ممارست زیاد، موفق شدند شیوه صحیح تلفظ لهجه‌های گوناگون را پیدا کنند.
پیران مهاجری: هنوز زمان کنسرت بعدی‌مان را نمی‌دانیم، چون فعلا درگیر تنظیم و ساخت آلبوم جدیدمان هستیم که امیدوارم پاییز روانه بازار شود. البته هنوز تعداد قطعه‌های آن مشخص نیست.
رضا عابدیان: مهم‌ترین ‌چیزی که از روز اول بین همه بچه‌ها وجود داشت، همدلی و رفاقت بود که باعث پیدایش رستاک شد.
صبا جمالی : پدرم ‌در حوزه ادبیات فعالیت می‌کرد و با فضاهای شعر و ادب آشنایی کامل داشت، بنابراین هیچ‌وقت از سمت خانواده با مشکلی روبه‌رو نشدم.
سارا نادری: بی‌اغراق می‌گویم بارها به‌خود من گفته‌اند ‌اگر یک روز موسیقی رستاک را گوش ندهیم، خواب‌مان نمی‌برد!
نگار اعزازی:به‌نظرم حضور خانم‌ها در گروه‌های موسیقی ایرانی، اهمیت زیادی به آن گروه می‌بخشد.
به نظرم فرقی نمی‌کند در موسیقی مرد باشی یا زن. آنچه اهمیت دارد کیفیت کار است.
فرزاد مرادی: سعی کرد‌ه‌ایم پلی باشیم بین مردمانی که در زندگی‌های مدرن امروزی در حال گذران عمر هستند با موسیقی که ریشه در تمدن کشورشان دارد.
بهزاد مرادی: تمام تلاش‌مان این است که ما را با المان رستاک بشناسند و بعضی جاها نیز با اسم «آقای رستاک» صدای‌مان بزنند.
سیامک سپهری:ایده اصلی رستاک زمانی شکل گرفت که با یکی از بهترین دوستانم به نام «بهزاد پورنقی» در سربازی آشنا شدم و بعد از آن با اضافه شدن «رضا عابدیان»، «فرزاد مرادی» و ‌«پیران مهاجری» رستاک شکل گرفت.
یاور احمدی فر: در رستاک از ترک و کرد و مازندرانی بگیرید تا خودم که اهل خوزستان هستم، نماینده وجود دارد.
به تازگی یک دوست بوشهری پیدا کردم که چون قرار است یک قطعه بوشهری بسازیم می‌خواهم برای ادای صحیح لهجه از او کمک بگیرم.
محمد مظهری: اگر بخواهم یک جواب مختصر و مفید برای مدت زمان آماده‌سازی یک قطعه بدهم، ‌باید بگویم «خیلی!»
کاوه سروریان: اینکه مثلا در یک کنسرت ۲ هزار نفر بیایند، تشویق کنند و…، سال‌ها بود فقط برای موسیقی پاپ رخ می‌داد اما چنین اتفاقی خوشبختانه برای رستاک هم افتاد.سیامک سپهری، سرپرست گروه رستاک 

دانه رستاک را در سربازی کاشتیم
 مصاحبه با خبرنگاری که برای ما دردسر شد!
ابتدا باید گله کنم از یکسری دوستان مطبوعاتی‌مان که با برخوردهای غیرمسئولانه‌شان در ارتباطات و مصاحبه‌های‌شان، باعث به‌وجود آمدن سو‌ءتفاهماتی می‌شوند! درباره شایعات و شائبه‌هایی که بعد از پخش سریال‌های نوروزی برای رستاک به‌وجود آمد، باید بگویم یکی از خبرنگاران خبرگزاری‌ها با من تماس گرفت و گفت: «‌آیا شما در جریان هستید یکی از ترانه‌های‌ گروه‌تان برای تیتراژ پایانی یکی از سریال‌های نوروزی (سریال پایتخت) استفاده شده؟» که در جواب‌شان گفتم: «‌بله، در جریان هستم اما نه به شکل خیلی خاص و موردی بلکه ما مدیر برنامه داریم که در جریان‌ برنامه‌های ما هست.»دوست خبرنگارمان از من پرسید: «‌آیا کار را دیدید؟» که گفتم: «‌چون در شهر رشت اجرا داشتیم، موفق نشدم آن را ببینم و زمانی هم که برگشتیم، تعطیلات تمام شده بود.» ایشان گفت: «‌با توجه به این‌که مضمون و ماهیت کار درباره زندگی افراد مازندرانی است، به‌نظر شما آیا استفاده از یک قطعه لُری برای تیتراژ پایانی آن درست است؟» که من هم گفتم: «‌اگر این اتفاق افتاده باشد، تا حدودی عجیب است اما نهایتا این کارگردان و سازندگان آن اثر هستند که بُعد زیبایی‌شناسانه کار را در نظر می‌گیرند و احتمالا صلاح دانستند چنین کاری انجام دهند.» فردای آن روز این خبرنگار دوباره با من تماس گرفت و جالب این‌که کسی که به‌عنوان منتقد درباره یک موضوع اظهارنظر کرده بود، گفت من اشتباه کردم و کار گروه شما برای تیتراژ پایانی یک سریال دیگر (راه دررو) به کار رفته! من هم در جواب گفتم، خب این کار را ندیده‌ام و نمی‌دانم برای چه سریالی ترانه ما را استفاده کرده‌اند، لطفا خودتان تصحیح کنید. فردا صبح یکسری دوستانم به من زنگ زدند و گفتند از جانب من صحبت‌هایی در چند خبرگزاری آمده! وقتی به سایت آن خبرگزاری سر زدم، دیدم چه حرف‌هایی که از جانب من گفته نشده! این قضیه تا آن‌جا ادامه پیدا کرد که مجبور شدم با مدیرمسئول آن خبرگزاری صحبت کنم که ایشان هم در جواب من گفت، یک نوشته بنویس و اشتباهت را تصحیح کن! گفتم من اشتباه نکردم که بخواهم چنین کاری انجام دهم، این خبرنگار شما بوده که بدون داشتن اطلاعات کافی این سؤال را پرسیده و منجر به چنین اتفاقاتی شده. به‌دلیل همین اتفاقات است که یکسری دوستانم که در موسیقی فعالیت می‌کنند، ترجیح می‌دهند اصلا مصاحبه‌ای انجام ندهند و وارد این فضاها نشوند تا عواقب اینچنینی را تجربه نکنند. اتفاقات اینچنینی باعث ایجاد فاصله بین هنرمندان و مطبوعات و در نهایت مخاطبان می‌شود.
اگر او پیانو می‌زد…
وقتی با فرزاد مرادی آشنا شدم، او جدا از خوانندگی، به‌صورت حرفه‌ای ساز تنبور می‌نواخت‌، منظورم این است که اگر فرزاد پیانو می‌‌نواخت، شاید موسیقی امروز گروه‌ ما هم موسیقی بود که در آن پیانو وجود داشت، در واقع موسیقی ما بر مبنای افراد گروه شکل گرفت، نه افراد به‌دلیل نوع موسیقی. ولی امروز با توجه به این‌که هسته اصلی رستاک شکل گرفته و ژانر کاری‌اش مشخص شده، دوستانی که جذب ما می‌شوند براساس نیازی است که احساس می‌شود. در رشته زمین‌شناسی تحصیل می‌کردم که سال سوم انصراف دادم و طبعا براساس قانون باید به سربازی می‌رفتم. ایده اصلی رستاک زمانی شکل گرفت که با یکی از بهترین دوستانم به نام «بهزاد پورنقی» در سربازی آشنا شدم و بعد از آن با اضافه شدن «رضا عابدیان»، «فرزاد مرادی» و ‌«پیران مهاجری» رستاک شکل گرفت و بعد از آن با پیوستن «یاور احمدی‌فر»، «اکبر اسماعیلی‌پور»، «سارا نادری» و…، رستاک راهش را ادامه داد.کارهایم را تقدیم می‌کنم به روح برادرم
درباره «افرا» باید بگویم، او برادرم بود و جدا از این موضوع، بهترین دوست زندگی‌ام بود و هست، البته یک سال از من کوچک‌تر بود اما چون به‌صورت جهشی امتحان داده بود، با من هم‌کلاس بود. شاید آن‌قدر که من عاشق فضای موسیقی هستم، افرا عاشق علم و دانش بود؛ تا آن‌جا که در کنکور رشته مکانیک، به‌عنوان رتبه اول به دانشگاه ‌راه یافت و سپس با کسب رتبه اول در مقطع فوق‌لیسانس دانشگاه صنعتی شریف ادامه تحصیل داد. در آن‌جا هم با به دست آوردن رتبه اول رشته مهندسی پزشکی، سعی داشت مدارج بالای علم را طی کند. به دلیل کسب رتبه اول در فوق‌لیسانس نیز مستقیم ‌به دانشگاه پلی‌تکنیک راه یافت و درست روزی که برای تحصیل در رشته مهندسی پزشکی مقطع دکترا به این دانشگاه رفت، دچار یک ضایعه مغزی شد و چند سالی با آن کنار آمد، اما نماند و رفت‌.‌.. همواره به این جمله که «به دنیایی دیگر سفر کرده‌ام و در وجود تویی که به من فکر می‌کنی، زنده‌ام» معتقدم و به همین‌ دلیل تمام کارهایی که تا امروز انجام داده‌ام را به روح افرای عزیز تقدیم کرده‌ام.

به‌نظر من اگر رستاک امروز ۱۵ ساله شده، به این دلیل است که هر کسی در آن تصور می‌کند نفر اول است؛ برخلاف آن‌که خیلی‌ها تصور می‌کنند باید برعکس این موضوع باشد اما معتقدم باید هر کسی فکر کند در رستاک نفر اول است، چراکه رستاک متعلق به اوست و هر اتفاقی در آن بیفتد، نتیجه‌اش مستقیم به آن فرد برمی‌گردد که امیدوارم همواره اتفاقات‌ و بازخوردهای خوبی در رستاک به وقوع بپیوندد. خیلی در جریان اتفاقات گروه آریان نیستم اما آنچه طی این ۱۵ سال آموخته‌ایم که بیشترش را مدیون پدرم هستیم، این بوده که یاد گرفته‌ایم روابط گروهی و انسانی بین اعضای رستاک همیشه برقرار باشد و به قول پدرم اگر روزی به دلایل مختلف نتوانستیم دیگر در زمینه موسیقی با هم کار کنیم، حداقل بتوانیم به‌عنوان چند دوست صمیمی، از زندگی در کنار هم لذت ببریم. فکر می‌کنم این‌که این تعداد آدم با سلیقه‌ها و‌ علایق‌ زندگی شخصی، لذت‌های مخصوص خود و… در کنار هم کار می‌کنند و با یکدیگر تعامل کامل دارند، نتیجه‌ کاری که بیرون می‌آید، خیلی قشنگ‌تر و دلچسب‌تر از زمانی است که یک نفر به تنهایی بخواهد کاری انجام دهد.اکبر اسماعیلی‌پور (نوازنده تار) 

بعضی اوقات به کارم ایراد  می‌گیرند!
بچه‌های رستاک با تحقیقاتی که برای ادای صحیح گویش‌های مختلف انجام دادند و از طرفی تمرین و ممارست زیاد، موفق شدند شیوه صحیح تلفظ لهجه‌های گوناگون را پیدا کنند. البته برای رسیدن به این جایگاه، از منابع زیادی کمک گرفتیم. مسلما اطرافیان‌مان کارهای‌مان را نقد می‌کنند و بعضی اوقات اشکالاتی نیز به آن می‌گیرند!‌قوانین رستاکی 

غیر از کاری که در بخش نوازندگی گروه دارم، یکی از وظایف دیگر من که چند سال است به‌عهده خودم است، جمع کردن اعضای گروه دور یکدیگر است. البته این کار نه‌تنها در گروه رستاک که در همه گروه‌ها، از جمله سخت‌ترین کارهاست اما چون بچه‌های گروه به این کار به‌صورت حرفه‌ای نگاه می‌کنند، تا حدودی از سختی‌های کار من کم شده، البته اوایل مشکلا‌ت‌مان برای این کار خیلی زیاد بود اما اخیرا شرایط خیلی بهتر شده چون بچه‌ها شرایط را درک کرده‌اند و همکاری‌شان با گروه بسیار خوب است. مسلما با توجه به ترافیکی که تهران دارد، بعضی اوقات تاخیرهایی در حضور بچه‌ها سر کنسرت‌ها یا تمرین‌ها اتفاق می‌افتد اما خوشحالیم که اعضا به قوانین رستاک احترام می‌گذارند و آن را رعایت می‌کنند.کاوه سروریان (نوازنده فلوت) 

خودم هم تصور این استقبال را نمی‌کردم!
در تاریخ موسیقی دنیا، گروه‌ها یا اشخاصی بوده‌اند که در یک برهه مشخص زمانی طرفداران زیادی‌داشته‌اند، الان هم این اتفاق برای رستاک افتاده و هیچ‌ شکی در آن نیست. حتی وقتی با چند تن از اهالی موسیقی کشورمان هم در رابطه با رستاک حرف زدم، از ظهور رستاک و اینکه در ترانه‌هایش سازهای ملی و سنتی ایران استفاده می‌شود بسیار خرسند بودند. اینکه مثلا در یک کنسرت ۲ هزار نفر بیایند، تشویق کنند و…، سال‌ها بود فقط برای موسیقی پاپ رخ می‌داد اما چنین اتفاقی خوشبختانه برای رستاک هم افتاد.رضا عابدیان (نوازنده) 

زبان مشترک همه دنیا
خاطرم هست زمانی که در فستیوال‌های خارجی و در حضور ملل مختلف موسیقی‌مان را اجرا می‌کردیم، آدم‌هایی که آن‌جا بودند خیلی خوب با موسیقی رستاک ارتباط برقرار می‌کردند، به همین دلیل به‌نظرم لازم نیست حتما زبان‌مان مشترک باشد بلکه زبان موسیقی نقطه مشترک‌مان است. فعلا تصور نمی‌کنم قصد خاصی برای اجرای موسیقی بین‌المللی داشته باشیم و بخواهیم به زبان‌های دیگر جهان آهنگسازی کنیم اما مطمئنم اگر روزی بخواهیم چنین کاری را انجام دهیم، فرزاد و بهزاد مرادی (خوانندگان گروه) توانایی انجام چنین کاری را دارند.هنگام انتخاب قطعات، با توجه به اصالت بچه‌های گروه و همچنین علاقه‌ای که مثلا یک فرد به منطقه‌ای خاص از کشورمان دارد، بعد از انجام یکسری تحقیقات میدانی و استفاده از آرشیوهای قدیمی، قطعه‌هایی برای ساخت انتخاب می‌شوند و در جلسه‌ای که خود بچه‌ها حضور دارند، با همفکری سیامک سپهری (سرپرست گروه)، قطعه‌ای که قابلیت کار کردن داشته باشد و از نظر ذهنی به روحیات‌ گروه نزدیک‌تر باشد را انتخاب می‌کنیم.همه راه‌ها به او ختم می‌شود 

در رستاک همفکران زیادی داریم که خیلی کمک‌حال‌مان هستند و باید از همه‌شان تشکر کنم اما فکر می‌کنم نخستین کسی که خیلی چیزها را به او مدیونیم، آقای «منوچهر سپهری» (پدر سیامک سپهری) است و البته خیلی‌های دیگر. با این‌که در رابطه با کارهای رستاک با افراد زیادی در ارتباطیم اما تصمیم‌گیرنده اصلی همه کارها، در نهایت خود سیامک سپهری است و همه راه‌ها به او ختم می‌شود. به‌نظرم مدیریت گروهی به بزرگی رستاک، کار چندان راحتی نیست که سیامک با شایستگی تمام از عهده آن برمی‌آید.رستاک بعد از ما هم زنده‌ است
مهم‌ترین ‌چیزی که از روز اول بین همه بچه‌ها وجود داشت، همدلی و رفاقت بود که باعث پیدایش رستاک شد. این درست  است که حدود ۱۵ سال از تولد رستاک می‌گذرد اما در چند سال اخیر بستر فعالیت بیشتر گروه فراهم شده است. تصور می‌کنم عامل اصلی موفقیت رستاک، همین مدت زمان طولانی کنار هم بودن بچه‌ها با یکدیگر باشد. فکر می‌کنم رستاک بعد از ما هم به حیاتش ادامه خواهد داد، زیرا استعدادی که از بچه‌ها می‌بینم و ای‌میل‌هایی که از پدر و مادرهای بچه‌های یک‌ساله به ما می‌شود با این مضمون که بچه ما نسبت به موسیقی شما واکنش مثبت نشان می‌دهد، اطمینانم به این موضوع را بیشتر کرده است.
سارا نادری (نوازنده) 

جوانان را با موسیقی سنتی آشنا کردیم
به‌نظرم رستاک در برقراری ارتباط نسل جوان با موسیقی اصیل ایرانی خیلی تاثیر داشته. از آن‌جا که غیراز فعالیت‌ در رستاک، کارهای دیگری همچون تدریس نیز انجام می‌دهم، به همین دلیل بیشتر در بطن جامعه قرار دارم و برخوردهای مختلفی می‌بینم. بعد از اینکه نخستین CD ما روانه بازار شد،‌ با دخترها و پسرهای ۱۷-۱۶ ساله‌ای مواجه می‌شدم که می‌گفتند: «خانم نادری، قبل از دیدن این CD، هیچ‌گونه ارتباطی با سازهای سنتی و اصیل ایرانی نداشتیم، چه برسد به موسیقی نواحی ایران!» حتی خیلی‌ها به من گفته‌اند قبل از دیدن کارتان نمی‌دانستیم چه سازهایی در ایران وجود دارد اما بعد از آن، ‌سازهای ملی و نواحی ایران را شناختیم. موسیقی ایران فقط به موسیقی سنتی و کلاسیک و پاپ ختم نمی‌شود، موسیقی نواحی هم وجود دارد.از آن‌جا که در تمام ترانه‌های رستاک، احساس موج می‌زند و زبانش روان است و قابل فهم، به همین دلیل جوانان برخلاف تصور، استقبال خیلی خوبی از گروه و CD داشتند. به‌نظرم ظهور رستاک در موسیقی سنتی، یک انقلاب در فضای موسیقی سنتی و نواحی ایران بود.طرفداران ما خواب‌شان نمی‌برد!
این موضوع برای خودم هم خیلی جالب بود که شاگردان ۴-۳ ساله‌ام ترانه‌های‌ رستاک را از حفظ می‌خواندند و اشتیاق زیادی نشان می‌دادند یا بچه‌های آشنایان اعضای گروه با وجود این‌که به دلیل سن کم حتی قادر به حرف زدن هم نبودند اما تک‌تک اعضای گروه را می‌شناختند و می‌دانستند مثلا خاله سارا یا عمو فرزاد چه‌سازی‌ می‌زنند و…! یا بارها دیده‌ام پدر و مادرها برای خواباندن بچه‌های‌شان از نواهای رستاک استفاده می‌کنند. یکی از مهم‌ترین دلایل چنین اتفاقاتی، این بود که خیلی‌ها اصلا نمی‌دانستند موسیقی نواحی تا این حد می‌تواند پرانرژی اجرا شود، به همین دلیل تمام رده‌های سنی که با توجه به فضای حاکم بر ‌موسیقی کشور به اجبار تنها خوراک‌شان موسیقی پاپ بود، با یک موسیقی جدید مواجه شدند و طوری از آن استقبال کردند که بی‌اغراق می‌گویم بارها به‌خود من گفته‌اند ‌اگر یک روز موسیقی رستاک را گوش ندهیم، خواب‌مان نمی‌برد!
نیما نیک‌طبع (نوازنده) 

ما با پاپ رقابتی نداریم
فکر نمی‌کنم بین موسیقی محلی، سنتی و پاپ رقابتی وجود داشته باشد که بخواهیم برنده‌ای برای آن تعیین کنیم! شاید بین خود بچه‌های رستاک هم علاقه‌مندی به ژانرهای مختلف موسیقی وجود داشته باشد و بچه‌ها همه نوع موسیقی‌ای گوش کنند اما نکته‌ای که برای همه ما جالب بود، این بود که خوا‌ه‌ناخواه نسل جوان ما به‌دلیل سایه موسیقی پاپ بر موسیقی کشور، علاقه بیشتری به آن دارند اما همین‌ که بعد از ظهور رستاک جذب نوع موسیقی آن می‌شوند، می‌تواند نویدی باشد برای همه کسانی که مانند رستاک موسیقی محلی و سنتی را دنبال می‌کنند. در واقع رستاک به‌خاطر ترانه‌ها و تنظیم‌هایی که داشت، طرفداران زیادی پیدا کرد که باعث افتخار ما بود. در اجراهای‌مان هیچ‌وقت دنبال این نبوده‌ایم که با موسیقی پاپ رقابت کرده و بهتر و بدتر را کشف کنیم، هر ژانری طرفداران مخصوص خودش را دارد و ما هم با وجود تازگی‌ موسیقی‌مان، موفق شدیم مخاطبان زیادی جلب کنیم.موسیقی رستاک، موسیقی روز ایراناشکالی که همیشه وجود داشت، این بود که تصور همه از موسیقی سنتی، یک موسیقی کسالت‌آور درون‌گرایانه بود و یک تعریف خاص داشت اما موسیقی که امروز رستاک اجرا می‌کند، تمام این پیش‌فرض‌ها را از بین برده و نشان داده موسیقی سنتی فقط برای چنین حالت‌هایی نیست و می‌تواند از هر رده سنی مخاطب داشته باشد. به‌نظرم نامی که می‌توانیم روی موسیقی رستاک بگذاریم، موسیقی امروز و معاصر ایران است، زیرا غیر از آن، نه می‌توانیم بگوییم موسیقی صرفا سنتی است، نه موسیقی غربی است، چراکه هیچ‌گونه ساز غربی در آن استفاده نمی‌شود و نه از نظر موسیقایی می‌توان نام دیگری روی آن گذاشت.صبا جمالی (نوازنده)
تمام ترانه‌هایی که اجرا می‌کنیم، برای همه اعضای گروه خاطره‌انگیزند و نمی‌توان قطعه خاصی را مشخص کرد اما همیشه هنگام اجرای قطعه «سوزله» که کردی است، انرژی زیادی بین اعضای گروه ردوبدل می‌شود و خاطرات مشترک زیادی هنگام اجرای آن داریم. اگر دقت کرده باشید، برای ساخت تمام قطعات انرژی زیادی صرف شده اما نوع انرژی در قطعات، مثلا کردی، بختیاری و بوشهری متفاوت است. هنگام ساز زدن، همه بچه‌های رستاک با یکدیگر همدل‌ هستند، به همین دلیل است که نتیجه کار این‌قدر مطلوب می‌شود.خانواده‌ام با کارم مشکل ندارند 

از آن‌جا که از دوران کودکی ‌با ‌فضاهای‌ موسیقایی و اینچنینی آشنایی داشتم، اطرافیانم به حضورم در گروه‌های موسیقی خرده نمی‌گیرند، چراکه پدرم ‌در حوزه ادبیات فعالیت می‌کرد و با فضاهای شعر و ادب آشنایی کامل داشت، بنابراین هیچ‌وقت از سمت خانواده با مشکلی روبه‌رو نشدم.بهزاد مرادی
من و فرزاد که مفتخریم خواننده‌های گروه رستاک باشیم، اصالتا کرد هستیم، بنابراین خودمان یک لهجه را بلدیم، ولی هنگام اجرای قطعات مختلف نواحی ایران، برای درآوردن و ادای صحیح لهجه‌های ‌اقوام مختلف ایران، خیلی تلاش می‌کنیم، زیرا برای هر قومی تلفظ صحیح لهجه و لغات مخصوص آن ناحیه، اهمیت فراوانی دارد، ما هم در حد توان‌مان تلاش کردیم هنگام ادای لهجه‌های مختلف، نزدیک‌ترین حالت ممکن آن را اجرا کنیم. از آن‌جا که خودمان کرد هستیم و می‌دانیم اگر یک غیرکرد بخواهد به لهجه ما صحبت کند و درصورت اشتباه کردن چه احساسی پیدا می‌کنیم، وسواس زیادی به خرج می‌دهیم تا خدایی ناکرده باعث ناراحتی گروه یا قوم خاصی نشویم. البته چند سال است در حال گوش کردن به موسیقی نواحی مختلف ایران هستیم که یک بخش از آن پژوهش‌های میدانی بوده و بخش دیگرش مربوط به منابعی می‌شود که در اختیار داشته‌ایم، به همین دلیل تکنیک‌ها و تحریرهای خوانندگان مختلف، در ادای صحیح لهجه‌های گوناگون کمک فراوانی به ما کرده است. بعد از گوش‌کردن به این موسیقی‌ها، استادان و خوانندگان هر منطقه نیز کمک‌های فراوانی به ما کردند تا لحن صحیح ادای کلمات‌شان را یاد بگیریم. مثلا برای قطعه آذری‌مان، علاوه بر استادانی که به ما کمک کردند، یک دوست خیلی خوب در کنارمان بود که هم کردی را خوب صحبت می‌کرد و هم بر آذری تسلط کامل داشت، به همین دلیل از راهنمایی‌های او در قطعه آذری‌مان بسیار استفاده کردیم، به‌نظرم خوب هم از آب درآمد.همه اقوام من
نکته جالبی که درباره رستاک باید بدانید، این است که تمام اعضای گروه از یک منطقه ایران هستند، مثلا امید که تمبک می‌زند آذری است، نیما اهل کرمان است، سیامک سپهری پدرش مازندرانی است و مادرش شیرازی، یاور احمدفر بختیاری است و اهل جنوب کشور و… ؛ به همین دلیل هنگام انتخاب قطعات، به تنها چیزی که فکر می‌کنیم زیبا اجرا شدن آن قطعه است، وگرنه این‌که قطعه موردنظر برای کدام منطقه جغرافیایی سرزمین‌مان باشد، اهمیتی ندارد.
اطرافیان فعلا تعریف می‌کنند
مسلما هر چه زمان بگذرد، همه ما در کارمان پخته‌تر خواهیم شد، مثلا ممکن است یک سال دیگر خوانندگی ‌من و فرزاد بهتر از امروزمان باشد، حتی دیگر اعضای گروه هم‌چنین شرایطی را دارند. مثلا قطعه «رعنا» که گیلانی بود یا قطعه «گَل‌ گَل» که آذری بود، به نسبت قطعه «لیلا» که به زبان فارسی نزدیک‌تر است، زمان بیشتری بردند تا ادای کلمات‌شان صحیح انجام شود. هنوز هم وقتی اجرای قطعه‌ای به پایان می‌رسد، از دوستان نزدیکم می‌‌پرسم چطور بود؟ همواره‌ هم سعی می‌کنم با تمرین‌ بیشتر، خودم را به آنچه مدنظرم است نزدیک‌تر کنم. خوشبختانه تا امروز نظر اطرافیان خودم و دیگران نسبت به کارهایی که انجام داده‌ایم مثبت بوده است.به ما می‌گویند آقای رستاک!
تلاش من و فرزاد فقط مربوط به خوانندگی نمی‌شود، ما همان‌قدر که به خوانندگی اهمیت می‌دهیم، یادگیری و نواختن سازهای مختلف را هم سرلوحه کارمان قرار داده‌ایم و سعی می‌کنیم هر ۲ را در کنار هم انجام دهیم. این درست است که همیشه کار خواننده بیشتر از بقیه عوامل گروه به چشم می‌آید اما تمام تلاش‌مان این است که ما را مثل امروز که با نماد رستاک می‌شناسند و بعضی جاها نیز با اسم «آقای رستاک» صدایمان می‌زنند، بشناسند.ترانه‌های ما یک‌شبه متولد نمی‌شوند
همان‌طور که گفتم از آن‌جا که‌ بچه‌های گروه هر کدام برای منطقه خاصی از ایران هستند، هنگام انتخاب قطعات شناخت کافی از استادان و موسیقی آن منطقه دارند‌ و با استفاده از صحبت‌ها و راهنمایی‌های پدر و پدربزرگ‌های‌شان، مسیر صحیح انتخاب قطعه را جلوی پای گروه می‌گذارند. از طرفی منابع شنیداری و پژوهش‌های میدانی که مثلا به آن منطقه خاص سفر می‌کنیم تا با ادوات موسیقی و نوع ترانه‌سرایی‌شان آشنا شویم، ازجمله کارهای دیگری است که هنگام انتخاب قطعات مختلف انجام می‌دهیم. بعد از آن‌که قطعه مورد نظرمان را پیدا کردیم، به محضر چند استاد آن منطقه می‌رسیم که ممکن است شامل ادیب، شاعر، موزیسین و… شود، در واقع پیش هر کسی که احساس کنیم می‌تواند در ساخت هر چه بهتر آن قطعه کمک‌مان کند.نگار اعزازی 

از یکدیگر انرژی می‌گیریم
در کنسرت‌های‌مان، سعی می‌کنیم یک رابطه متقابل بین ما و تماشاچیانی که در سالن حضور دارند برقرار کنیم، بالاخره تماشاچی آمده یک کنسرت خوب ببیند و لذت ببرد، بنابراین جوی که بین نوازنده‌های گروه وجود دارد و آن حسی که بین اعضای گروه و تماشاگر برقرار می‌شود، خیلی اهمیت دارد. ‌برای ما که نوازنده هستیم هر عکس‌العمل و انرژی که تماشاگر حین کنسرت به ما منتقل می‌کند خیلی مهم است و در هرچه بهتر اجرا کردن‌مان تاثیر دارد.اولین اجرا 

اولین کنسرتی که با رستاک اجرا کردم، ۷ فروردین ۸۹ بود، جالب است بدانید هیچ استرسی نداشتم‌! خیلی برای خودم هم عجیب بود که حتی یک‌ذره‌ احساس غریبی نمی‌کردم و هیچ استرسی نداشتم! چون خیلی سعی کردم در بچه‌ها حل شوم.حضور خانم‌ها در رستاک
در رستاک، ۳ خانم حضور دارند که بعضی وقت‌ها ۲ خانم دیگر برای کُر به ما اضافه می‌شوند.‌ به‌نظرم حضور خانم‌ها در گروه‌های موسیقی ایرانی، اهمیتی به آن گروه می‌بخشد. خود من وقتی روی صحنه در حال نواختن ساز هستم، به تنها چیزی که فکر نمی‌کنم جنسیت است و فقط به اجرای زیبا و لذت بردن‌ از موسیقی فکر می‌کنم.
محمد مظهری(نوازنده) 

نمادهای فرهنگی هر منطقه
هر منطقه‌ای در ایران، ساز مخصوص خودش را دارد که به نوعی می‌توان گفت، یکی از نمادهای فرهنگی آن منطقه به حساب می‌آید. مثلا در سیستان و بلوچستان ساز «رُباب» و «دهلک» ساز اصلی‌‌ بوشهر ساز‌ «نی انبان»‌ یا برای آذربایجان «قپوز» و «ناقاره» نماد موسیقی‌‌شان است که موسیقی این شهرها را با آن‌ها می‌شناسند. وقتی در قطعه‌های رستاک از این سازها که هر کدام نمادی از یک شهر هستند استفاده می‌شود، مهر تائیدی است بر آن قطعه که نشان می‌دهد برای کدام منطقه از ایران ساخته شده. سعی می‌کنیم در کارهای‌مان در هر صورت از یک ساز نمادین منطقه استفاده کنیم، البته نه فقط به‌صورت ظاهری و بصری بلکه واقعی.ساخت یک قطعه ۵ ماه زمان می‌برد
اگر بخواهم یک جواب مختصر و مفید برای مدت زمان آماده‌سازی یک قطعه بدهم، ‌باید بگویم «خیلی!» اینکه با موسیقی یک ناحیه آشنا شویم و بین ترانه‌های آن شهر بگردیم و بعد از مدتی یک ترانه را انتخاب کنیم که همه جذابیت‌های لازم را داشته باشد و بعد مراحل بعدی ساخت را طی کنیم تا به نتیجه ایده‌آل برسیم، زمان زیادی بعضا حدود ۵-۴ ماه برای ساخت یک قطعه طول می‌کشد. 
یاور احمدی‌فر (نوازنده) 

قطعات یک پازلیم
هر کدام از ما، اهل منطقه جغرافیایی ایران هستیم و درست مانند قطعه‌های یک پازل دور هم جمع شدیم و آن را کامل کردیم تا نتیجه کارمان بشود رستاک و موسیقی‌‌ که از آن می‌‌شنوید. این‌که هر کدام از ما اهل یک گوشه از ایران هستیم، خیلی کمک کرد تا در شناخت بیشتر و بهتر موسیقی نواحی پیشرفت کنیم. در رستاک از ترک و کرد و مازندرانی بگیرید تا خودم که اهل خوزستان هستم، نماینده وجود دارد.همدلی از هم‌زبونی بهتره
این‌که هر کدام از ما اصالتا برای نقطه‌ای از ایران هستیم، هیچ تاثیری بر این موضوع که دوست داشته باشیم قطعه‌ای از شهر خودمان بسازیم، ندارد بلکه وقتی با هم تصمیم می‌گیریم یک قطعه را بسازیم، همه همدل و یک هدف می‌شویم تا بهترین و ایده‌آل‌ترین نتیجه ممکن حاصل شود.حاضرم حتی روی زمین بنشینم
در کنسرت‌های ما بعضی اوقات برخلاف میل باطنی‌مان اتفاق می‌افتد که به‌علت پر شدن صندلی‌های سالن، یکسری دوستان به دلیل لطفی که به ما دارند، حاضرند حتی روی زمین بنشینند تا کار ما را ببینند، واقعا اگر روزی چنین اتفاقی برای خودم بیفتد و مجبور باشم برای شخص یا گروهی که علاقه زیادی به آن دارم روی زمین بنشینم، این کار را می‌کنم، چراکه احتمالا آن شخص یا گروه آن‌قدر اهمیت دارد که حاضر باشم به خاطرش چنین کاری انجام دهم.
نکته: یاور احمدی‌فر، فرزند مریم بوبانی، بازیگر قدیمی و ارزشمند سینمای ایران است. گویا علاقه زیاد یاور‌ احمدی‌فر ‌به بازیگری، سختی‌هایی هم برای خودش و هم رستاک ایجاد کرده، چراکه مجبور بوده برای حضور در کار «روز رستاخیز» ‌احمدرضا درویش‌، حدود ۹ ماهی در بم زندگی کند و از رستاک دور باشد.
پیران مهاجری (نوازنده) 

سازهای‌مان را اینگونه تهیه می‌کنیم
همان‌طور که می‌دانید، در ترانه‌های رستاک سازهای مختلفی استفاده می‌شود که برای تهیه آن‌ها به نوازندگان‌ یا سازندگانش مراجعه می‌کنیم و درصورتی که از هیچ‌کدام این منابع نتوانیم استفاده کنیم یا کمک بگیریم، به سازندگان حرفه‌ای سازها مراجعه می‌کنیم تا برای‌مان آن را بسازند. برای نواختن سازها هم اکثرا از راهنمایی بزرگان این عرصه کمک می‌گیریم و‌ با توجه به نیازی که به آن ساز در ساخت یک قطعه احساس می‌شود، زمان‌های متفاوتی برای یادگیری‌اش در نظر می‌گیریم.نباید به اصل قطعه آسیبی برسد
بهترین نمونه برای برداشت از یک قطعه، اصل همان قطعه است و  سعی و تلاش‌مان در این است که در تنظیم مجدد قطعات در ۲ حوزه کلام و ملودی اصلی تغییری ایجاد نکنیم، چون در این صورت آن اثر مسلما اصالتش را از دست خواهد داد.آلبوم جدید رستاک
هنوز زمان کنسرت بعدی‌مان را نمی‌دانیم، چراکه فعلا درگیر تنظیم و ساخت آلبوم جدیدمان هستیم که امیدوارم پاییز روانه بازار شود. البته هنوز تعداد قطعه‌های آن مشخص نیست اما مانند آلبوم «همه اقوام من» از مناطق مختلف ایران قطعاتی در آن وجود دارد و امیدوارم مانند آلبوم قبلی‌مان مورد توجه مخاطبان قرار بگیرد.فرزاد مرادی (نوازنده) 

هر منطقه، یک دنیای تازه
اصلیت ما کرد است اما این موضوع هیچ‌وقت باعث نشده دوست داشته باشیم تمام قطعاتی که اجرا می‌کنیم کردی باشند! خود من علاقه بسیار زیادی به موسیقی تمامی نواحی ایران به‌خصوص سیستان و بلوچستان، گیلان و خراسان دارم؛ مثلا هر زمان موسیقی خراسان را گوش می‌کنم، واقعا منقلب می‌شوم. این حس در  وجود دیگر اعضای رستاک هم هست، چراکه وارد هر منطقه موسیقایی که می‌شویم، انگار وارد یک دنیای تازه شده‌ایم. در کل تمام مناطق جغرافیایی ایران برای رستاک اهمیت دارد و این‌طور نیست که فقط به یک منطقه علاقه‌مند باشیم.خواننده‌محوری تعطیل
از سال‌ها پیش که رستاک شکل گرفت، یکی از اهداف اصلی‌اش این بود که موضوع خواننده‌محوری که امروز در اغلب گروه‌های موسیقی دیده می‌شود، این‌بار تکرار نشود، چراکه خوانندگی مانند بازیگری به استعداد و توانایی خود فرد مربوط می‌شود، وگرنه کار اصلی یک گروه موسیقی را نوازندگان و آهنگسازانش انجام می‌دهند. در واقع خوانندگی مانند یک رنگ تازه است به ارکستر که هر جا لازم بود، بتوان با صدا، رنگ تازه‌ای به آن بخشید. موضوعی که درباره کار رستاک باید بگویم، این است که چون موسیقی‌اش متعلق به تمام مناطق ایران می‌شود، بنابراین همه نمی‌توانند معنای کلمات ترانه‌ها را متوجه شوند، مثلا یک بلوچی، وقتی ترانه‌ای آذری گوش می‌کند، فقط یکسری آواهاست که او را ترغیب به ادامه گوش دادن ترانه می‌کند، وگرنه شاید معنای خیلی از کلمات را متوجه نشود، به همین دلیل صدای خواننده در رستاک، مانند یک رنگ‌آمیزی زیباست تا رنگی دلچسب را به ترانه ببخشد.همه خواننده‌اند!
ویژگی اصلی ترانه‌ها و قطعات رستاک طوری است که سعی شده یک بالانس بین صدای سازها و خواننده برقرار شود تا کسی به‌عنوان نفر اول از این گروه بیرون نیاید بلکه یک کار تیمی و یکدست نتیجه تلاش‌مان باشد. اگر دقت کرده باشید، در بعضی قطعات ممکن است تاثیر سازها مانند سورنا، عود، سه‌تار، دف و…، خیلی بیشتر از تاثیر صدای خوانندگان گروه باشد. اتفاق خوبی که برای ما افتاده، این است که مردم، اسم تک‌تک ما را نمی‌دانند و ما را با «رستاک» می‌شناسند که این، موفقیت ما در کار گروهی را نشان می‌دهد.رستاک، ریشه در موسیقی ایران
اولین کاری که سال‌ها پیش رستاک انجام داد، انتخاب نام گروه بود. همان‌طور که می‌دانید، «رستاک» به معنی شاخه نورسته‌ای است که از بُن درخت می‌روید. موجودیت و اصالت یک درخت، به ریشه‌اش برمی‌گردد، ریشه‌ای که هیچ‌وقت دیده‌ نمی‌شود اما اگر نباشد، آن گل و برگ و درختی که دیده می‌شود هم نخواهند بود. رستاک هم به همین ترتیب است، چراکه موسیقی که سرلوحه کارش قرار داده، ریشه در خاک، تمدن و گذشته ایران دارد که مردم آن را نمی‌بینند! ما سعی کرد‌ه‌ایم پلی باشیم بین مردمانی که در زندگی‌های مدرن امروزی در حال گذران عمر هستند با موسیقی که ریشه در تمدن کشورشان دارد. البته هدف رستاک نشان دادن عین آن نوع موسیقی نیست بلکه نگه‌داشتن آن ریشه برایش اهمیت دارد

کاوه سروریان:
سلامی دوباره،
مطمئنم که حال همتون خوبه و شادو سر حال هستید !؟. طبق معمول فرصتم برای فکر کردن و نوشتن کمه اینه که دیر به دیر مطلب مینویسم.
خیلی‌ دوست دارم در مورد همهٔ اتفاقاتی که این مدت افتاده صحبت کنم ولی‌ چی‌ بگم آخه؟ چه جوری بگم؟ از کجا شروع کنم؟ به من چه ربطی‌ داره؟ اصلا چرا باید بگم؟ راستش حالا که خوب فکر می‌کنم میبینم چیزی برای گفتن وجود نداره چندان!!! همه چی‌ روبه راهه اینه که فقط به چیزایی‌ که ناچارم بگم اکتفا می‌کنم. اگه دوست داشتین شما در مورد مسائل مختلف کامنت بذارین.
قرار بود در مورد آلبوم‌ها و کارهای منتشر شده و نشده‌ام صحبت کنم اینقدر لفتش دادم که چند تاشون اومده بیرون نمیدونم از کدوم شروع کنم.
"سرنای نوروز" که خب همتون تقریبا شنیدین در موردش، آلبوم تصویری جدید گروه رستاکِ که چند روز پیش منتشر شده. و آخرین همکاری رسمی‌ من با این گروه بسیار محبوب محسوب می‌شه. البته یه اجرا قبلش داشتیم در یکی‌ از بد ترین! بلاد کفر- جزیره‌ای کوچک واقع در غرب آفریقا - یعنی‌ استعمار پیر و فرتوت که همون انگلیسِ, در لندن در باربیکن. بگذریم عکسها و ویدئو هاش در اینترنت و شبکهٔ منفور یوتیوب وجود داره. راستش من هنوز این آلبوم رو ندیدم چون تو دیار غربت هنوز در دسترس نیست اما گویا کار خوبی‌ شده خصوصأ از لحاظ تصویری که همه نگرانش بودیم. بیشتر نمیگم چون اولا یه کار پر طرفدار مردمیه و نیازی به معرفی‌ من نداره دوما هنوز ندیدمش به هر حال امیدوارم خوشتون بیاد چون خیلی‌ زحمت و وقت برای تولیدش صرف شده. برای دوستانم هم در رستاک، با احترامات فائقه آرزوی توفیقات مستدام دارم. آمین

نمیدونم در مورد نحوه تبلیغات و انتشارش و مطالب داخل آلبوم انتقاد کنم یا از اثر تعریف کنم. در گذشته کلی‌ روحیهٔ انتقاد و ایراد گرفتن داشتم اما الان... شاید خسته شدم یا شایدم بی‌ تفاوت. ولی‌ اینجا سعی‌ می‌کنم کمی‌ پر حرارت صحبت کنم هنوز. به هر صورت واقعیت اینه که قسمت بزرگی‌ از زحمات این آلبوم و البته آلبوم‌های دیگه‌ای که اسم من به عنوان تنظیم کننده روش اومده رو به تنهایی (با نهایت عشق و دقت) انجام دادم. 
در وهلهٔ اول پیشنهاد می‌کنم حتما این کار رو گوش کنید. چرا؟ خوب معلومه چون کلی‌ حرف برای گفتن داره. باور کنید خود پرست و خود خواه و پر ادعا و غیره! نیستم. اما در حیطه‌ی موسیقی‌ سنتی کمتر آثاری میشنوم که به لحاظ ارکستراسیون حرفی‌ برای گفتن داشته باشه. امروزه که اصلا کاری در یه هم چین آبعادی تولید نمی‌شه به اون صورت. در اینجا باید از تهیه کنندهٔ محترم بابت سرمایه گذاری بر روی این کار که به پیشنهاد خودشون انجام شد سپاسگزاری کنم.
بیشتر دوستان و اساتیدی که امروزه برای ارکستر، کار سنتی  تنظیم میکنند یا اصولاً دانش کافی‌ در مورد ساز‌ها و آرانژمان ندارند و یا حوصله و بودجه لازم در اختیارشون نیست. شایدم یه چیز دیگه کم دارند یا زیاد دارند که من نمی‌فهمم به هر حال کار فاخر و اصولی حتا ساده و با احساس چندان انجام نمی‌شه. بزرگترین نامها در موسیقی‌ ( بهتره بگیم آواز) در طول عمر هنریشون چند تا تصنیف با ارکستر بزرگ دارند که اصولی تنظیم شده و اغلب مربوط به سالها پیشه. متأسفانه امروز تمرکز فقط و فقط بر روی خواننده هست. اگر زیر صدای خواننده رو گوش کنید اتفاق خاصی‌ در ارکستر نمیفته خط باس رو بشنوید، جواب‌های ارکستر رو، مقدمه‌ها رو، رنگ آمیزی ساز ها، قابلیت‌های تکنیکی‌ و صوتی متنوع سازها، کنترپوان، هارمونی، فرم، کنتراست... تقریبا هیچی‌ نیست واقعا هیچ. ناچارم با قطعیت بگم. یه سری نوت‌های لگاتو کسالت بار, همش اونیسون.  چرا؟
هر کسی‌ یه کاری بلده، یه دانشی داره، یه توانایی داره. ارکستراسیون کاری نیست که بدون مطالعه و تحصیل بشه انجام داد. اما تو ایران همه میخوان بگن ما آهنگسازیم. استاندارد‌های گوش مردم هم پایین اومده یعنی‌ پایین آوردند. کسایی‌ که بدون دانش آهنگسازی دست به تنظیم برای ارکستر میزنند, صرفاً به این دلیل که بگن ما کار سمفونیک یا ارکستری می‌کنیم. جالب اینه که بسیاری از بزرگان آواز هم به ارکستر اهمیت چندانی نمی‌دن. ترجیح میدهند تنها نقطه قوت آلبوم, خودشون باشند صدای خودشون نه چیز دیگه. میخوام یه رازی‌ رو بهتون بگم بعد از انتشار یکی‌ از کارها که چند سال پیش منتشر شد، خوانندهٔ محترم گفته بود این سروریان میخواد خودشو مطرح کنه و صحبت‌های دیگه‌ای از این قبیل، چرا؟ چون توجه‌ها بیش از پیش متوجه ارکستر و تنظیم بود. شنونده‌ها تازه فهمید بودند به غیر از آواز چیزی دیگه‌ای هم هست که می‌شه بهش گوش داد. البته خواننده سولیست است و نباید ارکستر تمرکز رو از او بردارد اما با یه ارکستراسیون قوی و بهر گیری از نوازندگان برجسته می‌توان آثاری چند بعدی خلق کرد. لازم میدونم به ملودی پردازی، تلفیق شعر موسیقی‌ و انتخاب اشعار اشاره کنم که بسیار با احساس و اصولی انجام شده است.
در اینجا مطلبی رو که در گذشته برای این آلبوم نگاشته بودم اما متأسفانه به چاپ نرسیده است را عیناً میارم با عذر خواهی‌ از تکراری بودن بعضی‌ مطالب:

"در سایهٔ تنهایی تلاش شده زیبای‌های اصیل و ناب موسیقی سنتی ایران همراه با ارکستراسیون کلاسیک و رنگ آمیزی متنوع و پر تحرک ارائه شود.به عقیده من آنچه در کارهای ارکسترل سنتی عموما مورد بی‌ توجهی‌ قرار می‌گیرد، توانایها و جلوه‌های ارکستراسیون و موسیقی چند صدایی(پولی‌ فونیک) است.محوریت صرف آواز و ملودی زیبایی‌های اثر موسیقی‌ را محدود می‌کند در حالی‌ که می‌‌توان اصول علمی‌ آهنگسازی و ارکستراسیون کلاسیک را به نوعی با ملودی، شعر و آواز سنتی تلفیق کرد که هم برای مردم علاقه مند جذابتر و شنیدنی تر باشد و هم از دید هنرمندان و موسیقی‌ شناسان حرفی‌ برای گفتن داشته باشد.در این راستا از برجسته‌ترین نوازندگان کشور بهره بردیم و ضبط و میکس با بالاترین کیفیت انجام گرفته است.صدای گرم و گیرای آقای طباطبایی، ملدیهای زیبای آقای سالاری به همراه اشعاری پر مغز از گنجینهٔ ادب پارسی و ضبط و میکس بسیار مناسب از ویژگیهای این مجموعه به شمار می‌‌رود.امیدوارم این گونه کارها بتواند انتظار مردم هنردوست را از موسیقی اصیل ایرانی‌ افزایش دهد.با سپاس فراوان از تهیه کنندهٔ محترم آقای کریم بیگی که با علاقه و پیگیری مستمر، شرایط تولید این اثر پر هزینه را فراهم کردند.کاوه سروریانتابستان ۹۱"
دوست دارم هنگام شنیدن این کار و کارهای دیگر ارکسترال من به نظارت ضبط و میکس و مسترینگ توجه کنید چون همش با سلیقهٔ خودم انجام شده و خیلی‌ روش وسواس و دقت به خرج دادم. کمی‌ با سلیقه متداول بین موزیسین‌های ایرانی‌ متفاوته امیدوارم خوشتون بیاد.
مطلب مورد انتقاد من و بسیاری از دوستان، سخنان نوشته شده در تبلیغات و اخبار مربوط به آلبوم است که در آن تنها به آواز اشاره شده. در متن درون سی‌دی هم که توسط کارشناس و منتقد برجسته آقای میر علینقی به نگرش درامده چنان در مورد آواز صحبت شده که گویی این کار اثریست در باب شیوه‌های اصیل آواز سنتی. این سخنان به معنای انکار قابلیت‌های صدای خوانندهٔ عزیزمون نیست اما کمی‌ غیر منصفانه به نظر میرسه. گرچه کارشناس محترم تخصصی در مورد آهنگسازی و ارکستراسیون ندارند ولی‌ به هر حال بخش مهمی‌ از ارزش‌های این اثر مورد کم توجهی‌ قرار گرفته است.
خبر کوچک دیگه اینکه چند هفته پیش دو تا اجرا و قبلش یه مصاحبهٔ رادیو، تلویزیونی داشتم در شهر مادرید به همراه نوازنده و دوست خوبم پدرام خسروی. مصاحبه در شبکهٔ لیبرتاد دیخیتال(خنده نداره به زبان اسپانیایی اینجوری تلفظ می‌شه خوب!) در برنامهٔ اختصاصی نویسنده، محقق و برنامه ساز معروف, سزار بیدال و اجراها در مرکز فرهنگی‌- هنری پرسپولیس (به مدیریت آقای طاهری) که به دلیل استقبال و علاقهٔ مردم هنردوست اسپانیا دو بار برگزار شد و احتمالا هر ماه هم اجرهای مشابه خواهیم داشت. این اجرا در دو بخش دو نوازی نی‌- تمبک و دو نوازی تمبک- دف به همراه رباعیات خیام به دو زبان اجرا شد. کلاس‌های موسیقی ایرانی‌ من هم از ماه فوریه با همت مرکز پرسپولیس آغاز شده است. به زودی برنامهٔ نوروزی خواهیم داشت به همراه گروهی از بارسلونا. با خوش حالی‌ و افتخار بگم که در این گروه حمید خبازی هم نوازندهٔ تار هستند و قرار است با هم اجرا داشته باشیم.

راستی‌ به زودی یکی‌ از مهمترین آلبوم هام منتشر می‌شه. خبرشو بعد از انتشار میدم 
شاد باشید.

تور کنسرت های اروپایی گروه رستاک برگزار می شود:

موسیقی ایرانیان – سودا مولائی: گروه موسیقی «رستاک» به سرپرستی سیامک سپهری در شهرهایی از اروپا به روی صحنه می‌رود.
به گزارش خبرنگار موسیقی ایرانیان، اجراهای گروه رستاک از تاریخ ۲۸ اردیبهشت ماه سال جاری (۱۸ مه ۲۰۱۳) به خوانندگی فرزاد و بهزاد مرادی با برگزاری کنسرت در شهر ورتردام هلند آغاز و طبق برنامه اعلام شده این اجرا‌ها در شهرهای پاریس (۲۹ اردیبهشت ماه)، استکهلم (۳ خرداد ماه)، کلن (۴ خرداد ماه)، هامبورگ (۵ خرداد ماه)، وین (۱۰ خرداد ماه)، برلین (۱۱ خرداد ماه)، فرانکفورت (۱۲ خرداد ماه) به روی صحنه می‌رود و شهر لندن (۱۸ خرداد ماه) نیز ایستگاه آخر اجرای تور کنسرت‌های گروه موسیقی رستاک خواهد بود تا اعضای این گروه در اجرایی تازه، ترانه‌های بومی و محلی را برای هموطنان اجرا کنند و ملودی‌ها و ترانه‌های سرزمینمان را که در خاطره‌هایمان با آن‌ها خو گرفته‌ایم را یکبار دیگر برای دوستداران موسیقی ایرانی زنده سازند.
سومین آلبوم گروه رستاک با نام «سرنای نوروز» اسفند ماه سال گذشته به بازار موسیقی کشور عرضه شد و این گروه در تور کنسرت های اروپا، قطعانی از آلبوم های منتشر شده از جمله «سرنای نوروز» را اجرا خواهد کرد.
شایان ذکر است که سال پیش نیز گروه موسیقی رستاک با استقبال مخاطبین در شهر لندن به روی صحنه رفته بود.
آلبوم رنگواره های کهن گروه رستاک:

گروه موســیقی «رستاک» که این روزها با آلبوم صوتی تصویری «همه اقوام من» حسابی برای عامه مخاطبان موسیقی شناخته شده است ؛ این اقبال را پیش از این با آلبوم «رنگواره های کهن» که درسال ۸۶ به سفارش و حمایت مرکزموسیقی حوزه هنری وبه مناسبت سال اتحاد ملی وانسجام ملی تولید شد، پیدا کرد و در این مسیر افتاد.آلبومی که این گروه بر مبنای انگیزه تولیدکننده آن با مدیریت تولید رضا مهدوی، مدیر وقت مرکزموسیقی حوزه هنری که حالا بعد از یک تغییر مقطعی به مدیریت این مرکز تاثیر گذار در فضای موسیقی کشور بازگشته است ؛ درراستای تعامل فرهنگی و همگرایی ملی تولید و عرضه شد.

 این آلبوم با سرپرستی و آهنگسازی «سیامک سپهری» و با پرداخت به موسیقی نواحی ایران و بهره گیری ازقابلیت ها و عناصر موسیقایی و آوایی این نوع موسیقی» شکل گرفت ومورد توجه واقع شد.این اثر به زودی، برای سومین بار و با طرح جلدی جدید توسط مرکزموسیقی حوزه هنری به بازار عرضه خواهد شد که همین اتفاق بهانه ای برای نگاهی جدی تر به این آلبوم است.
«رنگواره های کهن»، روایتی از موسیقی اصیل مناطق مختلف چون لرستان، کرمانشاه، کردستان، خراسان،مازندران و بلوچستان است. فرزاد مرادی (آواز، تنبور، تارباس، دوتار، سه تار و د سرکتن)، رضا عابدیان (کمانچه و تارباس آرشه ای) پیران مهاجری ( عود و نقاره )، سحر ابراهیم (قانون )، مجید پوستی (دهل، دف، دایره و سازهای افکتیو وآواز بلوچی با نور)، (اکبر اسماعیلی پور (تار)، محمد مظهری (کمانچه)، سورنا صفاتی (سنتور)، سارا نادری (دوتار، رباب، سه تار، دسرکتن و تمبک)، یاوراحمدی فر (دف، دایره، دهل و پیپه)، کاوه سروریان ( سرنا، قشمه، نی و نی لبک)، آزاده رضایی (همخوان)، هاله سیفی زاده ( همخوان و کوزه ) و مهدی شجاعی (خواننده قطعه آوازهرا ئی) ازنوازندگان وآواز خوانان این آلبوم هستند.
این اثر براساس دستمایه ای کلی و متعادل حاصل نوع نگاه خلاقه گروه رستاک که در آن سازهایی مرتبط با موسیقی دستگاهی ایران از جمله کمانچه، تار، قانون،تمبک وعودترکیب شده اند، شکل گرفته است اما بهره گیری از این سازها درکنار سازهای موسیقی نواحی، متناسب باقطعات و ویژگی های موسیقایی آن ناحیه صورت گرفته است. در ضمن ازلحن های موسیقایی نواحی مد نظر و حتی لهجه های اقوام نیزبهره خوبی گرفته شده است تا بکربودن واصالت مقام ها و نغمه ها حفظ شود. البته در جاهایی سکته هایی در ادای شعرها یادرک درست از مضمون آنها دیده می شود که درکاری چنین گسترده قابل اغماض است چرا که کار این گروه درسمت وسو دادن مخاطب ناآشنا با این گنجینه موسیقی بسیارقابل تحسین تر وارزشمندتر ازآن است که با این ایرادهای کوچک نادیده گرفته یاپایمال شود اما اصلاح آنها درنسخه های بعدی بسیارضروری است.
دراین آلبوم، سازهای شاخص هر منطقه انتخاب شده است. به عنوان مثال درسبک آوازی«هوره» کرمانشاه از ساز«تنبور» البته با ترکیب خلاقانه «دهل» با آن و در موسیقی بلوچستان از «دهلک» و در موسیقی کردستان از «کمانچه ودف» استفاده شده است. این سازها در بروشور بسیارشکیل آلبوم نیزبا رویکردی پژوهشی معرفی شده اند وتاریخچه و خاستگاه وسیر تاریخی آنهاهم درآن آمده است. شرحی بر قطعات هم صورت گرفته که در جای خود کامل و تحسین برانگیزاست.
یکی از جلوه های زیبای منعکس شده در این اثرکه جایگاهی برجسته هم در کلیت اثر یافته است، استفاده خلاقانه ازقطعات غنی موسیقی کردی شامل «هور» که بر مبنای همان سبک آوازی «هوره» ساخته شده است، و «پاییزه» و «کژال» است. در این قطعات، پتانسیل اصلی موسیقی کردی از جمله شور وتحرک آن با توسل به قبض و بسط هایی درشیوه سازبندی، ایجاد فضاهای افکتیو با تکیه بر اصوات وآواها،کنتراست های آوایی ریتمیک وبرداشت های گزینشی مینی مال وخلاقانه، رنگ آمیزی و فرم زیبایی پیدا کرده است.
جدای از این درقطعه« کژال» که هم رنگ حزن انگیز وهم رنگ ریتمیک بر مبنای مضمون ترانه آن دارد، عشق و حماسه درقالب هیجان و ملودی محزون آن ترکیب وجلوه پیدا کرده است که این نشانگرروح حماسی ودر عین حال عاطفی و غمگنانه کردها است. چفت وبست ومیان بندی های خاصی از طریق پیش در آمدها و قطعات صورت گرفته وشیرازه ریتمیک کار بدین ترتیب حفظ شده است. درواقع این وصله های میانی، زمینه ساز و پل ارتباطی اتصال قطعه هرناحیه به ناحیه دیگر شده و بدین ترتیب، هم آشفتگی وتفکیک ملودیک وساختاری نچسپ و بی تعادل میان این گونه ها به وجود نیامده و هم اصالت موسیقی هر منطقه حفظ شده است. علاوه بر این، تلفیق های خاص ملودی ها درقالب یک قطعه، چرخش هایی دراثرایجاد کرده که باعث درهم تنیدن این گونه های نزدیک به هم شده و فضای موسیقایی متنوعی ایجاد شده که همواره ذهن مخاطب را سیال، شعف ناک، پویا ومهیج نگه می دارد.
البته تلفیق سازهای دستگاهی با سازهای نواحی ایران هم به گونه ای دیگردر مچ کردن ملودی هاتاثیر خود را گذاشته و کارکرد تعیین کننده ای پیدا کرده است. استفاده ازپتانسیل ها وظرفیت های بسیار غنی و مهجور شده موسیقی نواحی ایران وگاهی ترکیب متناسب آنها با هم در«رنگواره های کهن»، باعث غلبه موسیقی بر آوازاز لحاظ بسامد شده و گرنه هیچ خلل وخلأ آوایی ایجاد نشده است و هرکدام از این عناصر موسیقایی کارکرد ویژه خودرا دارند ودر جای خود نشسته اند.
بازخوانی موسیقی نواحی ایران در آلبوم «رنگواره های کهن»، به شیوهای خلاقانه وبر اساس ابتکارات تازه ای انجام گرفته است.ترکیب «دهل» و«تنبور»، فضاهای افکتیوی درآغاز و فیگورهای ریتمیکی با دهل در دل آوازی که کارکرد سوگوارانه وحزن انگیزی دارد، ایجاد کرده است. در قطعه«سو و سوگ» هم ملودی های متفاوت کرمانشاه ولرستان ترکیبی هماهنگ ودلپذیر شده و در پیوندی دلنشین کنار هم نشسته اند. قطعه خراسانی «اشراق» هم حال و هوای خاص خود را دارد. همین طورقطعه «هرائی» مازندرانی و «بانور» بلوچی این خصوصیت را دارند و تنظیمی هوشمندانه، خلاقانه و با هدف شده اند که درآن ازهر ساز، بنا به منطق وقابلیت های زیباشناسانه آن بهره گیری شده است.
گفتنی است، این گروه با آلبوم «همه اقوام من»با انتخاب ملودی هایی دیگرکه به نوعی ادامه مسیر رفته در آلبوم البته پخته تروکارشناسی شده تر «رنگواره های کهن» است ؛ برگشته و حالا«رستاک» با حرکتی که مرکز موسیقی حوزه هنری از آن حمایت کرد و توجه نشان داد ؛ به یک گروه نام آشنا ومبتکر درموسیقی تبدیل شده است.

کنسرت گروه رستاک دراردیبهشت/ازظهورگروه های مشابه رستاک استقبال می کنیم:


سپهر سعادتی گفت: گروه رستاک به زودی کنسرتی را در تهران برگزار می‌کند او ظهور دیگر گروه‌های موسیقی را برگ برنده برای موسیقی داخلی دانست.
۱۳۹۲ دوشنبه ۲۶ فروردین ساعت 15:03 

سپهر سعادتی، مدیر وابط عمومی و نوازنده کنتباس گروه رستاک در گفت‌و‌گو با خبرنگار موسیقی برنا، گفت: گروه رستاک بعد از انتشار دومین آلبومش با نام «سورنای نوروزی» قصد دارد کنسرتی را در پنجم و ششم اردیبهشت در برج میلاد تهران برگزار کند. و بعد از برگزاری این کنسرت،اجراهایی را هم در شهر اراک و استان مازندران خواهد داشت. سعادتی در مورد شکل‌گیری دیگر گروهی موسیقی محلی با رویکردی مشابه رستاک به برنا، گفت: برخلاف برخی از منتقدان که معتقدند شکل‌گیری این گروه‌ها بعد از رستاک نوعی کپی‌برداری و تقلید است بر این باورم ظهور این گروه‌ها به نفع موسیقی ما است چرا که رقابت در این عرصه را داغ‌تر می‌کند و باعث می‌شود افرادی که در این حوزه فعالیت می کنند تلاش نمایند تا کار بهتری را برای جذب مخاطب ارائه دهند. نوازنده گروه رستاک اضافه کرد : برای انتخاب قطعات ما حساسیت ویژه ایی داریم و سعی می کنیم قطعه ایی را انتخاب نماییم که ضمن فولکلور بودن وجد آور هم باشد چرا که بر این باوریم طبیعت موسیقی محلی نشاط آور است و این نشاط هم برگرفته از نوع و جنس زندگی مردم است و اگر حزنی هم در برخی از این قطعات وجود دارد شور وامید هم در ورای آن نهفته است. وی ادامه داد: هر یک از اعضای گروه با توجه به اصلیتی که دارند موسیقی برگرفته از ناحیه خودشان را انتخاب می‌کنند ضمن اینکه در این راه از نظر کارشناسان محلی هم بهره می بریم. سعادتی در پاسخ به این سوال که تا چه حد به شعر و موسیقی محلی که انتخاب می‌کنند وفادارند گفت: وفاداری در اجرا و ارائه موسیقی محلی حرف اول را می‌زند چرا که اگر تغییراتی در شعر، نحوه اجرا و موسیقی آن ایجاد شود بی‌شک مخاطب آن را پسس می‌زند چرا که سال‌ها این قطعه را به همان شکل شنیده است. به همین دلیل تلاش ما بر این است که کمترین دخل و تصرف را روی این قطعات داشته باشیم مگر بخواهیم در شیوه تنظیم آن دستی ببریم. 


دغدغه ی گروه رستاک معرفی موسیقی محلی است

خبرگزاری فارس: سرپرست گروه موسیقی رستاک گفت: تلاش ما این است که به دو عنصر کلام و اصل ملودی خدشه‌ای وارد نشود چرا که مهم‌ترین دغدغه رستاک، معرفی فرهنگ‌های محلی است.

خبرگزاری فارس: دغدغه گروه «رستاک» معرفی موسیقی محلی است

به گزارش خبرگزاری فارس، گروه موسیقی «رستاک» در بیست‌و هشتمین جشنواره بین‌المللی موسیقی فجر به اجرای قطعاتی تازه از موسیقی مناطق مختلف ایران همچون مازندران، قشقایی، فارس، کرمانج و بوشهر خواهد پرداخت.

سیامک سپهری، سرپرست گروه موسیقی رستاک در گفت‌وگو با ستاد خبری جشنواره موسیقی فجر، گفت: رستاک به اجرای چند قطعه تازه می‌پردازد که موسیقی استان فارس و بوشهر و شمال خراسان و مازندران را در برمی‌گیرد؛ همچنین چند قطعه از آلبوم «همه اقوام من» چون «رعنا، بارون بارونه، لیلا و...» اجرا می‌شود.

این نوازنده تار درباره تنظیم قطعات در گروه رستاک تصریح کرد: آنچه در این گروه اتفاق می‌افتد به تنظیم قطعات مربوط می‌شود و تلاش ما بر این است که به دو عنصر کلام و اصل ملودی، خدشه‌ای وارد نشود چراکه مهم‌ترین دغدغه رستاک، معرفی فرهنگ‌های محلی است.

سپهری درباره  شیوه کاری این گروه  افزود: رستاک، ارتباط گسترده‌ای با مخاطبان برقرار کرده و به همین دلیل مردمی شده از سوی دیگر، رستاک یک گروه موسیقی محلی است به این دلیل که می‌کوشد قطعات و ملودی‌های هر منطقه را به همان شکل و شیوه اجرا کند.

گروه رستاک از نوازنده‌های هر منطقه برای اجرای موسیقی همان محل بهره می‌برد.

وی درباره این شیوه اجرایی خود گفت: ما خود را موظف می‌دانیم تا آنجا که ممکن است این استادان و موسیقی‌شان را به مخاطب خود معرفی کنیم اما بهتر است واقع‌بینانه به مساله نگاه کنیم آن زمان به این نتیجه می‌رسیم که نمی‌توان در همه اجراها و آلبوم‌ها از حضور نوازنده‌های محلی استفاده کرد.

گروه موسیقی رستاک به سرپرستی سیامک سپهری، شنبه 28 بهمن‌ماه، ساعت 18:30 در تالار وحدت به صحنه می‌رود. 

[ شنبه هجدهم خرداد 1392 ] [ 13:48 ] [ مریم رستگاری ]
«رستاک» بازاری نیست، مردمی است
موسیقی ما- لی لا رضایی: «رستاک» از گروه‌هایی است که بعد از تلاش‌های فراوان چند ساله توانست مطرح شود و به همت افرادی که دارد، و نیز به کمک ذائقه شنیداری مردم، و استفاده از همه انچه که مردم با آن‌ها خاطره دارند، مخاطب را با خود همسو کرده و آن‌ها را با خود در شنیدن موسیقی‌های محلی، سنتی و فولکور همراه کند. 

«رستاک» از معدود گروه‌هایی است که پل ارتباطی میان مردم و موسیقی اصیل شد، و در واقع مردم را با موسیقی از جنس خودشان آشتی داد. این گروه به رهبری سیامک سپهری که خود نوازنده تار و سه تار و تنظیم کننده قطعات در گروه است، تا کنون با اجراهای موفقی که داشته، توانسته عنوان اولین گروه موسیقی فولکرو را به خود اختصاص دهد. چنین چیزی را قبل از هر چیز مدیون ملودی‌های شیرین محلی و فولکور بوده و بعداز آن مدیون مجموعه تصویری است که با انتشار آلبوم «همه اقوام من» منتشر شد. 

اساس قرار دادن موسیقی‌های شنیدنی که مردم با آن‌ها خاطرات بسیاری دارند، یکی از رموز موفقیت این گروه عامه پسند است. با رهبر این گروه گفت‌و‌گو کرده‌ایم: 
  • گروه «رستاک» از معدود گروه‌های شرکت کننده در جشنواره موسیقی سال۹۰ بود. چرا که خیلی از گروه‌های معروف و مشهور، حضور در جشنواره را کسرشان دانسته و گمان می‌کنند با حضور در آن از وجهه هنری اشان کاسته می‌شود. «رستاک» چطور با وجود چنین چیزی در جشنواره حضور یافت؟
وقتی که «رستاک»، در سال ۱۳۷۶ و‌‌ همان حدود‌ها یکی دو سه کار آماده کرده بود، همه اعضا آن از جمله خودم دوست داشتیم موسیقی امان شنیده شود و خیلی‌ها آن‌ها را بشنوند تا اگر می‌توانند برای پیشرفت گروه کمکمان کنند. آن زمان روی موسیقی بومی و آیینی و نیز سبکی از الکترونیک کار می‌کردیم. بعداز اینکه کاری بر مبنای موسیقی کرمانشاه ساختیم، که در واقع تلفیقی بود از موسیقی بومی و کرمانشاهی و... سه قطعه از آن‌ها را که فورکولیک هم بود، تنظیم کردیم و بردیم تا آقای دکتر ریاحی نیز آن‌ها را بشنوند. باید بگویم که قبل از هر کمکی ایشان به ما انرژی دادند. هم به من و هم به همه دوستانی که با من کار می‌کردند. واقعا انرژی زیاد و بزرگی به ما دادند. بعد هم پیشنهادهای جدید شد که به نحوی گسترده تربودند و این موجب شد تا رابطه‌های خوبی پیدا کنیم. فکر کردیم از استاد ریاحی و نیز یکی از استادهای دوران دانشجویی خودم به نام دکتر آذین موحد کمک بگیریم. نمی‌شود در مورد ارزش این کمک‌ها چیزی گفت و توضیح خاصی در این مورد داد. چون کمک‌های بزرگی بود که به زبان نمی‌توان از آن‌ها تشکر کرد. شما اگر کاری پخش می‌کنی انرژی که دیگران از شنیدن آن می‌گیرند و به شما منتقل می‌کنند، بسیار تاثیرگذار بوده و نحوه اجرای کار را قدرتمند‌تر می‌کنند. 

می‌خواستم با گفتن این‌ها به جایی برسم که بگویم دکتر ریاحی واقعا کمک زیادی به ما کردند. بعداز مجموعه «رنگواره‌های کهن»، ما فکر کردیم همکاری ما با دکتر ریاحی و ارتباطمان نیز می‌تواند کمک بسیاری در رشد گروه داشته باشد. انصافا هم که ایشان کمکمان کردند. این رابطه همچنان ادامه داشت تا اینکه سال گذشته و امسال به دعوت دکترریاحی، در جشنواره شرکت کردیم. برای من همین که ایشان از ما خواستند در جشنواره حضور داشته باشیم، کافی بود. ایشان به قدری برای من محترم هستند که به گفته ایشان به جشنواره رفتیم. دوستان دیگر در گروه نیز از این پیشنهاد استقبال کردند و موافق حضور در جشنواره بودند. فکر کردیم ایشان که پیشنهاد داده‌اند، به دلیل‌شناختی که از ایشان و حسن نیتشان داریم، شرکت می‌کنیم. به اعتقاد من خیلی از دوستان موزیک که در حال حاضر مطرح هستند و دارند فعالیت می‌کنند، به لطف و حمایت و نیز کمک‌هایی بوده که دکتر ریاحی به آن‌ها شده است. ایشان به لحاظ فکری و نیز حضور خود کمک‌های بسیاری به جامعه موسیقی کرده‌اند که نباید نادیده گرفته شود. ضمن اینکه من به کارهایی که پیش از این از ساخته‌های اسشان شنیده بودم، علاقه‌مند بودم و کار‌هایشان را دوست داشتم. 
  • یعنی صرفا به دلیل پیشنهاد ایشان در جشنواره حضور یافتید و هیچ انگیزه دیگری برای حضور در آن نداشتید؟
ما سالهای پیش در جشنواره شرکت نکردیم. فقط در سال ۷۶ به پیشنهاد اردلان کامکار در جشنواره حضور داشتیم ولی نه در بخش مسابقه بلکه در بخش جنبی شرکت کردیم. در فضایی که کار می‌کردیم هیچ وقت فکر نکردیم با کسی مسابقه بدهیم در مورد خودمان باید بگویم اگر فکر و ذکرمان مسابقه می‌شد درگیر مسائلی می‌شدیم که ممکن بود ما را از فضاهایی که در موسیقی از آن استفاده می‌کنیم دور کند. بحث، بحث مسابقه نیست قضیه بر سر مخاطب خاص و عام است و این تصمیم آنهاست کخ نهایتا منجر به تولید کارتان می‌شود. ما همیشه می‌خواستیم تلفیقی از گروه‌های مختلف مردم را با خود همراه کنیم. چه مردمی که موسیقی سنتی گوش می‌کنند. چه آن‌ها که علاقه‌مند به پاپ هستند تلفیق این هر دو بهترین نتیجه برای ما بود. البته ما روی مخاطب خاص توجه داشتیم منتها از منظر نقادانه این طیف که متشکل می‌شود از موزیسین‌ها، آهنگ سازان، نوازندگان و... و همچنین رعایت فضای عمومی برای مخاطب عام و وجود چنین فضایی برای آن‌ها و این پیچیده‌ترین تلفیق در موسیقی است، رسیدن به یک برآیند موثر از مخاطب خاص و عام از این فضاست. 
  • فکر می‌کندی توانسته‌ای در این زمینه با نظر موافقانتان همسو شوید؟
تا جایی که برایمان امکان داشته ونیز ژانر کاریمان اجازه داده در جهت درست حرکت کرده‌ایم. علاقه مخاطب عام و نگاه مخاطب خاص برایمان همیشه در اولویت بوده است. بدون اینکه علاقمندان بتوانند دلیل این کار را متوجه شوند می‌توانند درگیر احساسی شوند که از سازنده و نوازنده به آن‌ها منتقل می‌شود بر این اساس دست به انتقاد می‌زنند. انتقادی که بر مبنای فضای دوگانه صورت گرفته است که برای ما نیز مناسب‌ترین و نزدیک‌ترین انتقاد بوده است. در واقع آنچه ما بدان نیاز داشته‌ایم خوشبختانه تا این لحظه توانسته‌ایم در جهت درستی حرکت کنیم. 
  • اجراهایی که در جشنواره داشتید؛ با‌‌ همان تنظیم‌های همیشگی بودند؟ چند قطعه اجرا کردید؟
۹ قطعه در جشنواره به اجرا در آوردیم. تنظیم آن‌ها هیچ فرقی با تنظیم‌های گذشته نداشت. در جشنواره امسال،‌‌ همان رپرتوکار‌های سی دی تصویری که در آلبوم «همه اقوام من» مجددا اجرا شد. قطعه‌ای را نیز به گروه کامکار‌ها تقدیم کردیم برای زحمات زیادی که برای موسیقی ایران بخصوص موسیقی کردستان و پیشرفت آن کشیده‌اند. یکی دو قطعه جدید نیز در این برنامه اجرا کردیم. 
  • قطعاتی که برای اولین بار در کنسرت اجرا می‌شوند، نمی‌توانند خیلی مورد توجه قرار گیرند. چرا که بیشتر کسانی که به کنسرت می‌روند دوست دارند خوشان قطعاتی را که در کنسرت می‌شنوند، زمزمه کنند. به نظر می‌رسد شما ریسک بزرگی می‌کنید که از قطعات جدید در کنسرتتان استفاده می‌کنید. اینطور نیست؟
این قضیه خیلی بستگی به نوع آن کنسرتی دارد که برگزار می‌شود. بیشتر مخاطب‌ها یا همین نیت به کنسرت می‌آیند. بعضی وقت‌ها هم نگاه جدید سمعی و بصری دارند. من فکر می‌کنم برای اینگونه موارد باید مخاطب‌شناسی شود چون این‌ها همه با هم خیلی متفاوتند. 
  • گروه «رستاک» از معدود گروه‌هایی است که از آغاز تا کنون اعضای اصلی‌اش را حفظ کرده و سعی در ماند دارد. فکر می‌کنید رمز این مانایی چیست؟
من فکر می‌کنم چیزی را که می‌گویید درست است. شاید تولید یک اثر هنری گاهی حتی به سختی این نیست که بخواهید یک گروه را سرپا نگه دارید. منظورم این است که خیلی وقت‌ها ممکن است ساختن یک اثرو یا آثار هنری، به سختی حفظ یک گروه نیست. به هر حال من فکر می‌کنم آنچه که در مورد رستاک اتفاق افتاده، به دلیل صرف انرژی و زمان زیادی بوده است. همچنین باید زمان و انرژی مضاعفی بگذاریم تا بتوانیم به یک ساختار قوی برسیم که در عین حال قادر است خودش را حفظ کند، پویایی هم داشته باشد که در فضای مرداب گونه ثابت نشود و تحرک داشته باشد. این قضایا این قدر پیچیده است که به تنهایی از عهده ما خارج است. خوشبختانه در این زمینه پدرم همواره کمک کرده است که نگاه دیگری به این گونه قضایا داشته باشیم و هم من و هم بچه‌ها را برای اینکه چنین نهادی بتواند دوام بیاورد، آشنا کرد. همین موجب شد تا تصویر ما از «رستاک» یک تصویر درست به لحاظ شفافیت در زمینه کاری و هم مالی شود. پرداختن به خیلی از مسایل که به ضرر پروه‌های موسیقی است، اشتباه است و اگر چنین چیزی برای ما عادی شود، درست نیست و نقطه ضعف بسیاری از نهادهای هنری همین است. افراد به خود و دیگران اجازه نمی‌دهند با شفافیت کار را دنبال کرده و نتیجه بگیرند. این باعث عدم پایبندی به قول و قرار‌ها و از بین رفتن ضعیف‌ترین حلقه‌های اتصال این زنجیر می‌شود. 

ما در قالب گروه «رستاک» تاکید زیادی داشتیم روی این مساله کار‌ها به درستی و نظم زیادی پیش برود. منتهی فشارهای درونی و بیرونی زیادی همیشه بر روی گروه‌ها هست. با این همه نوع نگاه‌مان خیلی کمکمان کرد که آن را مدیون پدرم هستم. او با وسواس و سخت گیری از من و دوستانم می‌خواست که به مسایل درون گروهی اهمیت بدهیم. همین مساله و خیلی مسایل انسانی دیگر، باعث دوام و پایداری گروه شد. 
  • با این شرایط «رستاک» بیش از هر چیزی نیازمند چیست؟
ما نیاز داریم با دیدن اسن مشکلات و ضعف‌ها بتوانیم فضای کاری امان را بشناسیم و تغییر به سمت مثبت بودن کنیم. به اعتقاد من نه تنها «رستاک» بلکه هر گروه دیگری برای ثبات خود نیازمند برقراری یک رابطه دوستانه با اعضای خود است که هم به لحاظ کاری و هم به لحاظ هنری و اقتصادی در کنار هم جوابگو باشد. طبعا در اموری که به فضای هنری توجه می‌شود، در زمینه‌های دیگر شکننده می‌شود. من فکر می‌کنم مهم‌ترین اصل این است که شکا بتوانید گروه و نهادی را مستحکم کنید تا تمام این فضا‌ها رو به جلو حرکت کنند. 
  • با این همه برخی از اهالی موسیقی بر این باورند که «رستاک» به سمت بازاری بودن می‌رود.
من خیلی متوجه نمی‌شوم یعنی چه؟ ما بعداز «رنگواره‌های کهن» و «همه اقوام من» آلبوم دیگری ندادیم که دوستان بخواهند چنین نظری بدهند. بگویند تا کنون «رستاک» اینگونه بوده و از این به بعد طوری دیگر است. پیچیدگی خاصی در این اظهار نظر هست. چون ما کار جدیدی بیرون نداده‌ایم. پس این نظر نمی‌تواند بر مبنای کارهای ما باشد. شاید از کنسرت‌ها دوستان به چنین نتیجه‌ای رسیده‌اند. «رستاک» بازاری نیست، مردمی است! 

ماجرا این است کسانی که به صورت جدی در این حرفه و این رشته کار می‌کنند می‌دانند که چه اتفاقی باید بیافتد تا یک گروه بعداز انتشار یک آلبوم به دنبال انتشار آلبوم بعدی خود باشد. ما هم مثل خیلی از گروه‌های حرفه‌ای دنیاکارمان را تا مرحله آخر انجام می‌دهیم. از پیش تولید شروع کرده و ضبط و بعد مجوز و... بعد اجرای کنسرت و... نهایتا مجموعه که آماده شد، کنسرت‌هایی بر مبنای پارتی تورهای اجرا می‌شود. پروسه‌ای که برای انتشار یک آلبوم صرف می‌شود، خیلی بستگی به نوع و جنس کار دارد. ممکن است یک آلبوم ۵ سال زمان ببرد و آلبوم دیگر یک سال صرف کند. از انتشار آلبوم قبلی ما یک سال و نیم گذشته اما هنوز آلبوم جدید منتشر نکرده‌ام. می‌خواهم بگویم وقتی کاری انجام می‌دهیم با در نظر گرفتن تمامی شاخصه‌های ان کار، یک پروسه زمانی برایش در نظر می‌گیریم. اگر منظور این دوستان کارهایی است که تا کنون انجام داده‌ایم، با توجه به شرایطی که هست و پیش می‌رود، باید عرض کنم که کار درستی کرده‌ایم. 

ما از ابتدا و از زمانی که «رنگواره‌های کهن» را به بازار فرستادیم، که آلبومی پیچیده‌تر هم بود و صرفا صوتی نیز بود، تصمیم گرفتیم نوع حرکتمان و جنس آن را تغییر بدهیم. در ابتدا رفتیم سراغ مخاطب عام و بعد با درنظر گرفت استانداردهای کلی آن را منتشر کردیم. بعد دیدیم حالا ما مخاطبی داریم که از شنیدن این جنس از کار لذت می‌برد و با ما همراه می‌شود. ما بعداز آن موزیکالیته و فرم کار را تغییر دادیم و در آلبوم جدید «رستاک»، یک کم ایده‌های کاری جدید را به فضای ذهنی «رستاک» نزدیک‌تر کردیم تا هر چه بیشتر خودمان باشیم. 
هر مجموعه و هر کاری هنری که انجام می‌شود من احساسم بر این است که با وجود مخاطب است که می‌تواند ادامه بدهد و زنده بماند. این ایده برای من در حال حاضر، تا جایی قوی است که فکر می‌کنم کاری وجود ندارد که آنقدر آوانگارد باشد که مخاطبش فقط خودم باشم و بس! 
  • چرا؟
چون ما در ازای کاری که انجام می‌دهیم و وظایفی که در قبال جامعه داریم، وظیفه خطیرتری داریم و آن این است که مخاطبی را که به هر دلیلی نتوانست با موسیقی امان ارتباط برقرار کند، آشنا کنیم. این طور نباشد که برای خودمان کار کنیم و حتی طوری کار کنیم که برای خودمان هم ثقیل باشد. به هر حال باید جرقه‌ای زده شود که گروهی به نقد آن‌ها بپردازند، از شنیدن آن لذت برده و یا درگیر آن شوند. از ابتدا جهت کار ما این بوده است. اظهار نظری که در مورد گروه ما شده است، اظهار نظری است که قبل از انتشار کار جدیدمان بوده است و به نظر من یک اظهار نظر عجولانه است ولی در هر صورت برای من و «رستاک» قابل احترام است. 
نظری است که من فکر می‌کنم با گذشت زمان می‌شود به آن نگاه کرد و در مورد آن تصمیم گرفت و به نتیجه رسید. 
  • دلایل عامه پسندی موسیقی شما چیست؟
من فکر می‌کنم چند چیز همزمان با هم اتفاق افتاد و باعث شد تا «رستاک» دیده شود. این کار‌ها در هر صورت به گونه‌ای بوده که اثر اینچنینی داشته باشند و همه این عوامل در جای خود باید دیده شود. ملودی‌ها و تنظیم‌ها در واقع طوری بود که به لحاظ بصری، هر قطعه‌ای با توجه به محتوا و شکل بصری‌اش، باید ساخته می‌شد. اگر کاری انرژیک بوده، هر یک از نوازنده‌ها و کسانی که وظیفه‌ای در گروه دارند، سعی بر این داشته‌اند که این حس را به مخاطب منتقل کنند. طبعا مخاطب هم آنقدر باهوش است که بداند در یک قطعه چه اتفاقاتی افتاده است و... 
حس درونی نوازنده باید منتقل شود. انتقال حس‌ها چه به لحاظ صوتی و چه از نظر تصویری مهم است. چون منجر به مجموعه‌ای می‌شود که این حس را در مخاطب ایجاد کرده و در ‌‌نهایت منجر شده که آلبومی اینچنینی به دست مخاطب برسد. ناگفته نماند که هیچ یک از این عوامل به تنهایی و به خودی خود، نمی‌توانست موفقیت آلبوم و گروه «رستاک» را تضمین کند. 
  • با این اوصاف چه انتظاری از «رستاک» می‌رود؟
امیدوارم رستاک پلی باشد بین موسیقی، فضای فرهنگی وفضاهای شنیداری جدید و قدیم که بتوانیم از شنیدن قطعات ان لذت ببریم. لذت ببریم از اصالتی که جزو فرهنگ ما بوده و نقش پل فرهنگی را داشته باشیم. این خصلت رستاک را دوست دارم و همیشه دوست دارم چنین اتفاقی بیافتد.‌‌ همان مخاطبی که مجموعه‌های قبل را شنیده و با آن‌ها ارتباط برقرار کرده، در مجموعه‌های بعدی نیز همراه‌مان بوده و به این نگاه ما توجه داشته باشد. اگر لذت برد که چه بهتر اگر هم نه که می‌تواند به راحتی ان را به بتوه نقد بکشاند و نقادانه برخورد کند. من فکر می‌کنم وقتی یک فرآورده هنری، به فراموشی سپرده می‌شودوبه نقطه پایانش می‌رسد که مخاطب نداشته و مورد تقدیر قرار نگیرد. نگاهی که رستاک به مخاطبش دارد باز هم برای وی لذت بخش است. 
  • برای اجرای کار‌هایتان آرشیو خاصی دارید؟ چگونه به جمع اوری آن‌ها اقدام می‌کنید؟ با توجه به اینکه برخی از قطعات اصلا به شکل نوشتاری وجود ندارند.
در هر کدام از قطعه‌ها، یا از آرشیوهای موجود جناب اردلان درویش استفاده کرده‌ایم یا از آرشیوهای موجود دیگر. گاهی نیز برخی از دوستان در منطقه‌ای رشد یافته‌اند که فرهنگشان به ما کمک کرده است. مثلا آقایان مرادی، از کرمانشاه هستند و به دلیل اینکه به صورت عمیق در خانواده اشان موسیقی جریان داشته، در زمینه موسیقی کردی توانستند خیلی کمک به گروه بکنند و روی این موسیقی عمیق کار کنند. برای شناخت موسیقی کرمانشاه ار این دوستان کمک گرفتیم. بعضا نیز از دوستانی که به عنوان محقق فعالیت می‌کنند، کمک گرفته‌ایم. مثلا در بوشهر، با محسن شریفیان همکاری کرده‌ایم و ایشان لطف بزرگی به ما کرده‌اند. در پخش یکی از قطعات نیز از فرزند ماشالله بامری که داود بامری نام دارد، کمک گرفته‌ایم. یا در موسیقی قشقایی از خانم پروین بهمنی و دامون پسرشان کمک‌های بسیاری شده است و به شکل بسیار جدی با ما همکاری داشته‌اند. در هر منطقه جدا از آرشیوهایی که وجود دارد، سعی می‌کنیم با کسانی کار کنیم که به صورت جدی در این زمینه‌ها فعالیت کرده و یا آشنایی دارند. 
  • در آینده منتظر کارهایی از ساخته‌های گروه باشیم یا اینکه کماکان به اجرای قطعات فولکور و محلی ادامه می‌دهید؟
این نگاهی که در حال حاضر، وجود دارد، اساسش بر مبنای موسیقی نواحی کشور بوده و تمایل بر این بوده که از موسیقی فولکور هم استفاده شود. در آینده قطعا تغییراتی خواهیم داشت و این فضا‌ها را تغییر خواهیم داد. حتما قطعاتی نیز در آلبوم بعدی از ساخته‌های خودمان خواهد بود. ولی بازهم محور و اساس آن حول موسیقی محلی می‌چرخد.
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------ در دوره ای که موسیقی نواحی نتوانسته از فرهنگ شنیداری منطقه خود عبور کند، گروه موسیقی رستاک با متمرکز شدن روی موسیقی محلی به یک گروه شناخته شده موسیقی نواحی بدل شد. سادگی مستتر در موسیقی نواحی با تنظیمات خوب گروه رستاک توانست توجه قشرهای زیادی را به موسیقی محلی جلب کند. در روزهای شلوغ و پرکار قبل از انتشار آلبوم جدید گروه رستاک توانستیم دقایقی با سرپرست گروه سیامک سپهری به گفت وگو بنشینیم. البته بهانه گفت وگوی ما حضور گروه رستاک در جشنواره بود، اما صحبت مان بیشتر به سمت جزییات آلبوم «سرنای نوروز» رفت؛ از نوع سازبندی و نتظیمات جدید و پرداختن به موسیقی های نوروزی نواحی مختلف گرفته تا استفاده از سازهای محلی کمتر شناخته شده... .

به نظرم پرداختن رستاک به موسیقی اکثر نواحی ایران خیلی در موفقیتش نقش داشته است. آیا قرار است از این به بعد هم فعالیت های شما این جامعیت را در بربگیرد یا ممکن است روی موسیقی نواحی خاصی بیشتر متمرکز شوید؟

به نظرم هرچقدر بیشتر وارد فرهنگ شنیداری ایران شوید، متوجه می شوید تا چه اندازه فضاهای شنیداری زیبا و پتانسیل بالای موسیقیایی در این مناطق وجود دارد. ما هر چقدر بیشتر وارد این فضا ها شدیم بیشتر به این زیبایی پی بردیم. برای همین فکر می کنم این روند برای ما ادامه داشته باشد.


در آلبوم جدیدتان سراغ موسیقی کدام نواحی رفته اید؟

در آلبوم جدیدمان به نام «سرنای نوروز» ما شش قطعه داریم که مربوط می شود به منطقه بوشهر، استان فارس، موسیقی مازندران، موسیقی کرمانجی (شمال خراسان) و موسیقی قشقایی و قطعه آخر که تشکیل شده از شش ملودی مختلف از شش منطقه ایران با مضمون بهار.


در انتخاب موسیقی نواحی جدید هم مسیری مثل آلبوم «همه اقوام من» را طی کردید؟

بله، نحوه مواجهه ما با موسیقی های محلی به صورت های مختلفی است یا دوستانی از همان منطقه با رستاک همکاری می کنند یا به وسیله منابع موجود در آرشیو تحقیقاتی رستاک و آرشیوهای دیگر به دنبال سرنخ ها، سوژه ها یا فضاهایی می گردیم که بتوانیم به نحوی از آنها استفاده کنیم. ما سعی کردیم از راه های مختلف به چیزی که می خواهیم نزدیک شویم. از بررسی نمونه های جمع آوری شده توسط اساتید موسیقی آن منطقه گرفته تا تحقیقات و بررسی میدانی ... .



سازهای هر منطقه بر چه اساسی انتخاب می شوند؟ آیا بر مبنای تنظیم گروه رستاک یا با توجه به سازهای محلی؟

در تمام قطعات از ابتدا دو عنصر در موسیقی رستاک ثابت بوده است؛ یکی کلام، یکی ملودی اصلی. وقتی این دو عنصر ثابت هستند در کنار آن در تنظیم همیشه سعی کردیم یک یا دو المان سازی از آن منطقه را داشته باشیم. مثلا اگر قطعه آذری می نوازیم، سعی می کنیم تنظیم به صورتی باشد که ساز «آشیقی» یا «قوپوز» در کنار «ناقارای آذری» حضور داشته باشند. بنابراین هرکدام از قطعاتی که اجرا شده به فراخور اینکه از چه منطقه ای بوده، سازهای کوبه ای و سازهای ملودیک خاصی در تنظیمش حضور داشتند.



استفاده از سازهای محلی هر منطقه به دلیل تداعی شدن سابقه شنیداری موسیقی آن منطقه است یا به صورت نمادین از این ساز استفاده می کنید یا در مسیر موسیقی و تنظیم ضرورت حضور آن ساز را احساس می کنید؟

همه این مسایل وجود دارد. استفاده از سازهای محلی جنبه نمادین نیز دارد، البته فقط سعی نمی کنیم از جنبه بصری و نمادینش استفاده کنیم. بلکه سعی می کنیم تا حد امکان ساز همان جایگاهی که در موسیقی محلی دارد را در موسیقی رستاک هم داشته باشید. به هر حال هر مخاطبی که تا یک حدی با موسیقی آشنایی دارد وقتی صدای «تنبورک» را بشنود، متوجه می شود این ساز هم صدایش و هم حضورش، موسیقی بلوچستان را تداعی می کند؛ بنابراین فکر می کنم این یک حضور دوسویه است.



چه قطعاتی از موسیقی نواحی برای آلبوم جدید انتخاب شده. ضمن اینکه ساز ملی هر منطقه چیست؟

قطعه اول از منطقه بوشهر است به نام «هله مالی» که از ساز های کوبه ای خاص منطقه بوشهر در آن استفاده شده، مثل «دمام»، «دُم دُم» و «ضرب» و «تمپو» ساز بادی «نی انبان» و «فلوت». قطعه دوم شیرازی است به نام «یار و دونه انار» که به دلیل شهری تر شدن فضای موسیقی استان فارس به جز سازهای اصلی رستاک از «سرنا» و «دهل» استفاده شده است. قطعه سوم مازندرانی است با نام «لاره» که در آن از ساز کوبه ای «دِسَرکِتِن» استفاده شده و ساز بادی «لـله وا» و در پارت کمانچه سعی شده به لهجه کمانچه در مازندران نزدیک شود. در عین حال یک فضای خاص و متفاوت در پایان این قطعه داریم که به نحوی یادآور اجراهای ارژینال فضاهای شنیداری مازندران است. قطعه چهارم مربوط به منطقه کرمانج است با نام «الله خانه» که در این قطعه هم از ساز «دهل» و ساز بادی «قُشمه» استفاده کردیم و همچنین ساز دوتار به عنوان سازهای نمادین این منطقه و قطعه قشقایی که در آن از ساز کوبه ای «نقاره قشقایی» و ساز بادی «کَرنا» استفاده شده، البته از سه تار هم استفاده شده اما نه باتکنیکی که در موسیقی قشقایی استفاده می شود. قطعه ششم به نام «سرنای نوروز» است و در هرکدام از بخش های این قطعه به فراخور منطقه، سازهای آشنای همان منطقه استفاده شده است و شروع قطعه «سرنای نوروز» به یاد آقای دهکردی (که همان نوازنده سرنای معروف تحویل سال هستند) با همان ملودی است که هر سال در لحظه تحویل سال می شنوید و همه ما با آن خاطره داریم. در حقیقت ملودی این سرنا مربوط به موسیقی بختیاری است. چون خودآقای دهکردی هم بختیاری هستند و با الهام ازاین ملودی کلیت این قطعه به یاد ایشان تنظیم و اجرا شده و در ابتدا اشاره هم به موتیف هایی که آقای دهکردی اجرا کردند، می شود و در ادامه به موسیقی خراسان و مازندران و آذری و بلوچستان و گیلان و در پایان کردی می رسیم.


به طور کلی مناطقی که به موسیقی آنها پرداختید خیلی با آلبوم «همه اقوام من» متفاوت است. خواندن این لهجه های جدید برای خواننده های گروه رستاک سخت نبود؟

به هر حال این مساله ای است که بعد از انتشار آلبوم مخاطبان هر منطقه باید راجع به آن نظر بدهند که این نوع اجرا و لهجه را پذیرفته اند یا نه. یکی از سخت ترین کار ها بر دوش فرزاد و بهزاد مرادی است که علاوه بر نگاه عمیقی که به کلیت ساخت قطعات در فضای کارگاهی گروه دارند، به شکلی خاص روی گویش هر منطقه و درک احساسی آن کار می کنند. من و دیگر اعضایی که به عنوان همخوان فقط در بخش هایی فرزاد و بهزاد مرادی را همراهی می کردیم، متوجه سختی همان چند بند کوتاه می شدیم و اینکه چقدر بچه ها سخت تلاش کردند تا به این لهجه ها نزدیک شوند و از عهده اش بربیایند، علاوه بر اجرای بخش های آوازی قطعات، نوازندگی سازهای کوبه ای و مضرابی محلی هر منطقه را هم بر عهده دارند.



آیا در این آلبوم هم اساتید موسیقی نواحی حضور دارند؟

بله، در قطعه اول آقای محسن شریفیان در اجرای آن حضور دارند، در قطعه «سرنای نوروز» استادان خوب کشور در کنار اعضای گروه قرار گرفتند، مثلا آقای آشیق ایمران حیدری و وحید اسدالهی در قطعه آذری در کنارمان بودند، همین طور آقای داوود بامری پسر مرحوم استاد ماشاالله بامری در موسیقی بلوچستان و استاد بیژن کامکار در قسمت پایانی قطعه «سرنای نوروز» که از موسیقی کردی الهام گرفته شده، حضور داشتند.


به نظرتان سرزندگی مستتر در موسیقی نواحی و فولکلور نسبت به موسیقی سنتی چقدر در ارتباط تان با مخاطبان نقش داشته؟ و در انتخاب قطعات چه اندازه به شاد بودن آنها توجه دارید؟

اصلی ترین جایگاه موسیقی در فرهنگ های بومی مختلف، جایگاه کاربردی و آیینی آن است. به عنوان مثال استفاده از موسیقی در هنگام کار، برای رسیدن به این استفاده ملموس به زبانی نیاز داریم که با حداقل واسطه با مخاطبان خود ارتباط برقرار کند و این ویژگی را علاوه بر محتوا، در شکل نیز حفظ کند. موسیقی فولکلور همیشه سعی می کند با عریان ترین و ساده ترین شکل، مخاطب را به حس موردنظر مثلا شادی برساند و مخاطب هم به راحتی و از هر منظر (شادی، غم، تعالی) با این موسیقی ارتباط برقرار می کند.

در موسیقی فولکلور کلیت زندگی با همه سختی ها و زیبایی هایش به شکل بی پرده و عیانی وجود دارد. برای همین وقتی شما به موسیقی فولکلور در حوزه غم هم می پردازید، متوجه می شوید باز هم همین زندگی خیلی بی واسطه و عریان در آن وجود دارد. با توجه به عنوان آلبوم و فضایی که در آلبوم وجود دارد، عمده قطعات انتخاب شده، قطعات پرانرژی هستند که در آن مناطق وجود داشته و تنظیمات هم برهمان مبنا شکل گرفته است. البته در این آلبوم تنظیم قطعه قشقایی یک مقدار با قطعات دیگر متفاوت است و آن هم به دلیل خاص بودن و تفاوت ملودی انتخاب شده از موسیقی قشقایی و هم به دلیل نوع نگاهی است که ما به این قطعه داشتیم.



چه اتفاق موسیقایی در این تنظیم رخ داده؟

جاهایی از فضاهای مینی مال استفاده کردیم و نوع ترکیبی که بعضی جا ها، ساز کرنا داشته با موسیقی پس زمینه، تنظیم متفاوتی داشته که شاید در قطعات دیگر آلبوم به این شکل وجود نداشته است.


آیا انتخاب قطعات پر انرژی به این دلیل بود که این آلبوم قبل از نوروز وارد بازار می شود؟

ما تلاش کردیم که به خاطر نام آلبوم و همان قطعه خاص «سرنای نوروز» این آلبوم را پیش از پایان سال منتشر کنیم و شرکت هنر اول و سینما ۲۴ هم تلاش زیادی در این خصوص انجام دادند.


چند نفر از اعضای گروه رستاک تغییر کردند. این تغییرات بر اساس اهداف موسیقیایی گروه بوده یا علت دیگری داشت؟

در تنظیم جدید موسیقی گروه رستاک سازهای جدیدی اضافه شدند، البته این تغییر در حد دو یا سه نفر بود، مثل عوض شدن ساز قانون با سنتور.



کلا این اعضا از گروه تان رفتند یا در آلبوم جدیدتان نوازنده ها تغییر کردند؟

بستگی دارد. مثلا در این آلبوم آقای سعادتی به گروه اضافه شدند که نوازنده کنترباس هستند و خانم اسد پور که سنتور می نوازند. طبیعی است که در تنظیم ساز قانون در کنار سنتور نمی توانست قرار بگیرد. اگر دوباره قرار باشد کاری کنیم که به حضور ساز قانون نیاز باشد، با دوستان همکاری می کنیم اما اگر قرار باشد بر مبنای سنتور جلو برویم همین چیدمان حفظ می شود.


در آلبوم سرنای نوروز در انتخاب موسیقی بیشتر گستردگی فرهنگی و شناخته تر بودن قطعات را مدنظر قرار دادید یا به دلیل غنای موسیقی سراغ قطعات ناشناخته تر هم رفته اید. مثل کاری که درآلبوم «رنگواره های کهن» انجام دادید؟

به نحوی شاید بتوان گفت ما در گروه رستاک رسالتی برای خودمان قایل هستیم و حس می کنیم وظیفه داریم آن را انجام دهیم. اینکه گروه رستاک تا جایی که در توانش است، سعی کند یک آشنایی کلی در ارتباط با فرهنگ شنیداری تمام نقاط ایران به مخاطب بدهد و برای رسیدن به این فضا لازم است، بتوانیم مخاطب بیشتری را با خودمان همراه کنیم. بعد از اینکه این اتفاق به شکل ابتدایی افتاد در مرحله بعد مخاطب ممکن است با موسیقی خراسان ارتباط برقرار کند و این موسیقی جایگاه خاصی برایش پیدا کند و به دنبال آن به ریشه های فرهنگی آن منطقه نزدیک تر شود. بعد از آلبوم «همه اقوام من» یک مقدار فضای موسیقایی رستاک چه به لحاظ تنظیم و چه انتخاب ملودی به آن چیزی که مدنظرمان بود نزدیک تر شده است. در آلبوم جدید قطعات خاص تری انتخاب شده اند و تنظیم شان هم پیچیده تر و خاص تر است و امیدوارم در این مجموعه هم مخاطب با ما همراه باشد.

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
موسیقی ما- لی لا رضایی: سیامک سپهری پر از ایده و انگیزه است و قابل تحسین! او با گردآوری نوازنده‌ها در قالب یک گروه سنتی و تلفیقی توانست نقطه نظرات مثبت بسیاری را به خود و گروهی که سرپرستی‌اش را به عهده دارد، جلب کند. «رستاک» عنوان موفق‌ترین گروه نواحی – مردمی را با خود یدک می‌کشد در حالی که به نظر می‌رسید با انتشار آلبوم خود نتواند این سیل عظیم مخاطب را با خود همراه کند. اما این اتفاق افتاد و حالا این گروه می‌رود که بر صدر تمامی گروه‌های این عرصه از موسیقی بنشیند. این را از تقلیدهایی که از گروه و موسیقی‌اش می‌شود می‌توان متوجه شد.سیامک سپهری پاسخگوی سوالات موسیقی ما در خصوص آرایی که کسب کرده، بوده است:
 
  • *ازاینکه ازسوی مردم و کار‌شناسان بیشترین رای را دربخش بهترین آلبوم نواحی و کنسرت به دست آورده‌اید، چه حسی دارید؟
از این بابت خیلی خوشحالم. اتفاق خوب و خوشایندی است که ما هم نزد عامه مردم و هم در بین کار‌شناسان آرای زیادی را کسب کرده‌ایم و این اتفاق بزرگ یکی از آرزوهای قلبی ما بوده است. به اعتقاد من پس از تولید یک اثر هنری در صورتیکه ارزش نقد داشته باشد، منتقدان در باره آن اظهار نظر خواهند کرد و مردم نیز همین طور، می‌بینند، می‌شنوند و نقد می‌کنند. در واقع یکی از دغدغه‌های مهم و همیشگی ما، از سال‌ها پیش که کارمان را شروع کردیم تا کنون که با مردم ارتباط نزدیکتری داریم این بوده که مخاطبینی داشته باشیم از همه سنین، از هر قشر و در هر حوزه فرهنگی که بتوانند با موسیقی ما ارتباط برقرار کند. قطعا دیدن این فیدبک‌ها و بازتاب‌ها برای ما همیشه هیجان انگیز بوده وهست.
 
  • *به نظرشماچه فرقهایی میان نتایج به دست آمده دربخش کار‌شناسی بابخش رای گیری مردمی وجود دارد؟ (درواقع اهمیت واعتبارکدام بیشتراست؟)
هرچند این دو دیدگاه، متفاوت و‌گاه درتقابل هم قرارمیگیرند ولی همواره برای رستاک نوع نگاه هر دو طیف اهمیت داشته است اما در غالب اوقات درگیر دیدگاه کار‌شناسی بوده‌ایم.
در عین حال این واقعیت هم وجود دارد که گروه رستاک موسیقی فولکلور را باز آفرینی می‌کند ودر فضایی کار می‌کند با متریال و سوژه‌هایی که از بطن مردم برخاسته و متعلق به فرهنگ عامه مردم است. تلاش ما همواره تولید آثاری بوده که به هر دو جریان توجه داشته باشد. البته احساسم این است که این نظر سنجی می‌تواند هم جنبه فنی وانتقادی داشته باشد و هم بحث سلیقه‌ای.
 
  • * برگزاری چنین نظرسنجی‌ها وجشن‌هایی چه تاثیراتی درموسیقی ماخواهد داشت؟
قطعا نگاه عمیق و نقدهای سازنده کار‌شناسان موجب پیشرفت و ترقی ما خواهد شد. نگاه‌ها و نظرات مردمی نیز باعث می‌شود نقاط ضعف و قوت خود را بهتر بشناسیم، و در نتیجه به شناخت جامعتری دست پیدا کنیم، نقاط قوت را پررنگ‌تر کرده و نقاط ضعف خود را بر طرف نماییم.
به عنوان مثال در اولین اجرای عمومی بعداز انتشار آلبوم «همه اقوام من»، تجربه خوب و مهمی داشتیم ازاحساس مثبت و تبادل انرژی بین خود و مخاطبینمان که از آن پس سعی کردیم پیگیرانه آن را در کارمان لحاظ کنیم.
 
  • *به جزخودتان کدام نامزد دیگرراشایسته برترشدن دراین شاخه می‌دانید؟
فارغ از حصول هر نتیجه‌ای – که برای ما بسیار با ارزش و قابل احترام است - به نظر من این ژانر موسیقایی بسیار مهجور واقع شده و تمام کسانی که در این عرصه فعالیت کرده‌اند، از اساتید بزرگ موسیقی محلی گرفته تا پژوهشگران عزیزهمگی برای ما بسیار قابل احترام هستند و موسیقی محلی و گروه رستاک وام دار این عزیزان هستند.
 
  • * مهم‌ترین برنامه‌های شما برای سال ۹۲؟
تلاش ما این است که در شکل گروه و استفاده ازفضا‌ها و تجربه‌های جدید.. حالتی مرداب گونه و ساکن به خود نگیریم و در عین اینکه اجراهای جدید و به روزتری داریم سعی کنیم از نظرکیفی نیز به ایدآل‌های خود نزدیک و نزدیک‌تر شویم.
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

موسیقی ایرانیان- امین موسوی: ریشه‌یابی دلایل موفقیت آلبوم گروه رستاک و قسمت اول گفتگو با سرپرست این گروه را از اینجامطالعه کردید، در ادامه توجه شما را به بخش سوم این مصاحبه جلب می‌کنیم. بخش دوم گفتگو را هم از اینجا می‌توانید بخوانید…

آقای سپهری کمی هم در مورد خواننده های آلبوم اول و دوم توضیح دهید.

خواننده ی تک خوان آلبوم اول فرزاد مرادی بوده اما در آلبوم دوم فرزاد به کمک بهزاد مرادی قطعات را اجرا کردند، البته در قطعه مازندرانی آلبوم اول هم از آقای مهدی شجاعی برای خوانندگی کمک گرفتیم.

اصلیت آقایان مرادی به کدام منطقه بر می گردد؟

کرمانشاهی الاصل هستند.

خب پس چطور قطعات محلی دیگر مناطق را می خوانند؟ سخت نیست این کار؟

بله سخت ترین کار در گروه بر عهده ی فرزاد و بهزاد است، برای مخاطب عام در این نوع موسیقی اولین چیزی که جلب توجه می کند بحث آواز است و در آواز هم برای مخاطب عام بیشتر از اینکه حتی تکنیک مطرح باشد گویش، درست ادا کردن کلمات و لهجه اهمیت دارد.

برای مخاطب عامی که تهرانی باشد ادای لهجه ها و گویش ها در آهنگ های شما قابل قبول است ولی مثلاً برای کسی که خودش اهل آن منطقه خاص است نوع ادای زبان ها، لهجه ها و گویش ها کمی تصنعی از کار درآمده است، (با توجه به اینکه دو خواننده ی شما کرمانشاهی هستند مطمئنا هر چقدر هم تمرین کنند نمی توانند خیلی خوب زبان آذری که برای خودش دنیایی است را ادا کنند.)

بله خب درست است، طبعاً این اتفاق ممکن است بیافتد، به نظرم منصفانه است که به رستاک حق بدهید، برای اینکه وقتی هر انسان در یک کاری گام برمی دارد طبعاً اشکالاتی هم بوجود می آید ولی مهم این است که آن شخص تلاش کند ضعف ها را برطرف کند که البته ما هم این تلاش را انجام می دهیم.

گرچه که به نظرم راه گریزی از این مشکلی که شما گفتید وجود ندارد، حتی خود خواننده های ما؛ فرزاد و بهزاد که خودشان کرمانشاهی هستند در خواندن آهنگ های کردی هم گاهاً به مشکل بر می خورند، چون که بطور مثال به فاصله 20 کیلومتری از منطقه خودشان لهجه ی دیگری از همان زبان کردی وجود دارد، خب مطمئناً مردم خود کردستان هم با توجه به تنوع گویش هایشان شاید برایشان سخت باشد که یک نوع خاص گویش کردی خواننده های ما را بپذیرند، برای اینکه در هر منطقه ای گویش ها بسیار متنوع و متفاوت از هم است و نمی توان با خواندن یک آهنگ با یک لهجه ی ثابت تمام اهالی کردستان با گویش های متفاوت را راضی کرد.

خب راه حل این مشکل استفاده از خواننده ی مهمان است که البته یک مزیت و یک ایرادهایی دارد، مزیتش این است که در انتخاب خواننده های مهمان دستتان باز است و می توانید از کسانی در خواندن شعر های محلی استفاده کنید که خودشان هم اهل همان منطقه ای باشند که شعر از آنجاست، خب من فکر می کنم این از بابت مسائل فنی لحن و گویش و لهجه، تاثیر بسیار خوبی روی کارتان می گذارد، اما ایرادی که این کار دارد این است که پذیرفتن یک عضو جدید ممکن است خدشه ای در ارتباط اعضای گروه و صمیمیت بین اعضاء ایجاد کند، حال تصمیم شما برای آینده چیست؟ چون استفاده از دو خواننده برای اجرای این همه گویش و زبان و لهجه از مناطق مختلف ایران واقعا کم است.

بله، همین طور است، خودتان هم به موضوع اصلی اشاره کردید، برای ما در این گروه بیشتر از بحث توانایی های فنی یا تکنیکی بحث ارتباط احساسی بین اعضا خیلی جدی و مهم است، بخاطر همین ما نمی توانیم این صمیمیت را فدای قضایای فنی کنیم، ما همان موقع قبل از انتشار آلبوم دوم خیلی تلاش کردیم که دوستانی از بیرون وارد کار خوانندگی شوند اما به هیچ وجه نتوانستیم این قضیه را حل کنیم و این اتفاق نیفتاد. الان هم در تلاش هستیم باز اگر بشود این اتفاق بیافتد، یکی از کارهای دیگری که می کنیم این است که خوانندگی همین قطعاتی که داریم رویش کار می کنیم را بیشتر بین اعضای گروه پخش کنیم، که فقط دو خواننده در کار نباشد.

متن ترانه ها در بعضی آهنگ های آلبوم «همه اقوام من» تغییر پیدا کرده است، چرا؟

خب به خاطر یک قضیه هایی مجبور شدیم، حالا نمی شود خیلی به جزئیات پرداخت ولی ما واقعاً سعی کردیم کار با حداقل تفاوت نسبت به موسیقی ارجینال کار شود، اساس آلبوم اول و دوم بر اساس موسیقی مناطق ایران بوده، ولی آلبوم اول و دوم یک تفاوت ساختاری اساسی با هم دارند، و آن هم این است که ما در آلبوم اول نگاهمان به یک مخاطب محدودتری بود و این نگاه در انتخاب ملودی ها ونوع تنظیم های آهنگ ها هم تاثیرگذار بوده است، مثلا در آلبوم اول به سمت ملودی هایی رفتیم که کمتر شنیده شده باشند و قدمت بیشتری داشته باشند، ولی در آلبوم اول اینطور نبود می خواستیم از ملودی های شناخته شده تر استفاده کنیم مثلا ملودی “رعنا” حتی از حوزه ی جغرافیایی گیلان خیلی فراتر رفته و ایرانیان دیگر هم این ملودی را می شناسند.

کمی در مورد آلبوم اول توضیح دهید. چقدر ملودی های محلی در کار دخیل بود و چقدر ذوق و سلیقه ی خودتان؟

«رنگواره های کهن» اولین تجربه ضبط شده ی موسیقایی رستاک است، ابتدا قصد ما تنها اجرای زنده ی این کار بود و برای این که اجرا حس بهتری داشته باشد، به سراغ ضبط اثر رفتیم، چون می خواستیم نمونه ی صوتی از کار داشته باشیم تا هم سرعت تمریناتمان بیشتر شود و هم حس بیشتری داشته باشد. پس از ضبط ۶ قطعه از اجرای زنده برای ما مشخص شد که آهنگ ها قابلیت این را دارند که به صورت یک آلبوم جدا منتشر شوند، در نتیجه این آلبوم با حمایت مرکز موسیقی حوزه هنری و البته با تیراژ خیلی محدودتری نسبت به آلبوم دوم منتشر شد. کلا بحث آلبوم اول و دوم از هم جدا است، آلبوم دوم نسبت به آلبوم اول در سطح بسیار وسیع تری پخش شد.

در مورد سؤالتان هم باید بگویم ما در مرحله ی اول برای تولید آلبوم یکسری قطعه داشتیم که این قطعات بر اساس موسیقی بومی مناطق ایران بوده، در مرحله ی دوم آمدیم بین این قطعات، فضاهای انتزاعی ایجاد کردیم.

یعنی نت های قطعات میانی که گفتید کار خود اعضای رستاک بوده؟

بله آهنگ های میانی کار رستاک بوده ولی در کلیت قضیه چه در آلبوم اول و چه در آلبوم دوم سعی اصلی بر این بوده که دو چیز دست نخورد؛ یکی بیس ملودی تا آنجا که امکان دارد دست نخورد، یکی دیگر متن ترانه ها ولی خب در بعضی قسمت ها چه از لحاظ ملودی، چه از لحاظ تمپو و چه ترانه ها این تغییرات گریز ناپذیر است.

چون آلبوم دوم شامل قطعات مجزایی است خیلی لازم نیست قطعه ای بین این قطعات بیاید و آنها را به هم وصل کند اما قطعات در آلبوم اول به نوعی به هم وصل هستند بخاطر همین فکر می کنم کار آلبوم اول سخت تر بوده…

بله دقیقا همینطور است، قطعات در آلبوم اول حالت یک زنجیر دارند که هر کدامشان فضا را برای قطعه ی بعدی آماده می کنند.

ایجاد همین زنجیر و ارتباط دادن بین قطعات سخت نبود؟ فکر می کنید در این راه موفق شدید؟

آلبوم اول یک ویژگی خیلی آشکار داشت و آن هم این بود که ساختار و فضای قطعات خیلی با هم متفاوت بود، قطعات اصلی کاملا بر مبنای موسیقی مناطق بود، طریقه ی کار هم به این گونه بود که هر کدام از اعضاء یک منطقه ی خاص جغرافیایی را انتخاب کرده بودند و روی آن کار می کردند، بعد هر کدام از اعضا یک ملودی را از درون موسیقی محلی که انتخاب کردند پیشنهاد می دادند و بعد به صورت کارگاهی روی قطعات موسیقی محلی هر منطقه کار می کردیم، ولی قطعات میانی به شکل دیگری کار شد، قطعات میانی با استفاده از سازهای موسیقی دستگاهی شکل گرفت، این قطعات مابین، با الهام گرفتن از قطعات قبلی و بعدی خود و تنها با استفاده از تنالیته ی آنها به وجود آمد تا آهنگ های قبلی و بعدی محلی خود را به هم وصل کند.

به دلیل متفاوت بودن ساختار قطعات کار، ارتباط دادن بین قطعات کار سختی بود، ولی ما نهایت تلاشمان را انجام دادیم تا بتوانیم این کار مشکل را انجام دهیم













-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------


گفتگو با سیامک سپهری سرپرست گروه رستاك/2


موسیقی ایرانیان- امین موسوی:ریشه‌یابی دلایل موفقیت آلبوم گروه رستاک و قسمت اول گفتگو با سرپرست این گروه را از اینجا مطالعه کردید، در ادامه توجه شما را به بخش دوم این مصاحبه جلب می‌کنیم. بخش سوم گفتگو را هم از اینجا می‌توانید بخوانید…

فکر می کنید اصلی ترین علت موفقیت رستاک چیست؟ کیفیت کاری اعضای گروه و یا زیبایی های ملودی های موسیقی محلی ایران؟ سؤالم را به گونه ی دیگر می پرسم، فکر می کنید موسیقی محلی بیشتر به رستاک کمک کرده تا کار و هنر اعضای گروه بیشتر شنیده شود و یا گروه رستاک بیشتر به موسیقی محلی کمک کرده تا این موسیقی غنی را بیش از پیش به مردم معرفی کند؟

خب سؤالتان سؤال جالبی هست، و جواب به این سؤال سخت است…

ولی فکر می کنم که بیشتر ما به سمت موسیقی محلی رفتیم، یعنی ما آرزو داشتیم و داریم که از پتانسیل های موسیقی محلی استفاده کنیم.

در مورد سؤال اولتان هم باید بگویم که من فکر می کنم آن بخشی که مربوط به رستاک بوده اگر موفقیتی بوده بیشتر از اینکه به خاطر مسائل فنی و هنری باشد به دلیل روابط خاص انسانی و دوستانه بین اعضای گروه است، این اصلی ترین دلیل موفقیت مربوط به رستاک بوده ولی دلیل دیگر موفقیت ما که نمی شود آن را منکر شد مربوط به قدرت و پتانسیل فوق العاده ی ملودی های محلی است، که ما تنها سعی کردیم زیبایی های این ملودی ها را که خودمان هم از آنها بی نهایت لذت می بریم، به نوعی در اختیار قشر وسیع تری که همان جامعه باشد قرار دهیم که آنها هم شاید لذت ببرند.

اگر گروه رستاک موفقیتی کسب کرده، بیشتر از اینکه به خاطر مسائل فنی و هنری باشد به دلیل روابط خاص انسانی و دوستانه بین اعضای گروه است

یک عامل از 4 عامل موفقیت رستاک که در مقدمه ی مصاحبه هم به آن اشاره کردم این است که پخش آلبوم دوم شما بسیار قوی بوده، سابق بر این آلبوم های مجاز موسیقی ما تنها در فروشگاه های مخصوص عرضه ی موسیقی پخش می شد، و چون تعداد این فروشگاه ها در سطح شهر کم بود، کمتر مخاطب عامی حاضر می شد تا برای خرید یک آلبوم مسافت طولانی طی کند، ولی در حال حاضر به دلیل تغییر در پخش برخی شرکت ها، سی دی ها با تیراژ بسیار بالا در سطح شهر و در سوپر مارکت ها عرضه می شوند، به هرحال این تحولی در عرصه ی موسیقی مجاز کشور در همه ی سبک ها محسوب می شود، به این دلیل که آلبوم ها چندین و چندین بار بیشتر شنیده می شوند، واقعا فروش 40 هزار نسخه برای آلبوم یک استاد موسیقی سنتی که 30 سال فعالیت می کند تاسف بار و ناراحت کننده است، ولی می بینیم که آلبوم گروه شما در مرحله ی اول 300 هزار نسخه پخش می شود، خب این نشان دهنده ی این است که تحولی در موسیقی کشور حداقل از حیث جذب مخاطب به وجود آمده، در مقابل این ویژگی مثبت، برخی اعتقاد دارند عرضه ی آلبوم های موسیقی در کنار مواد غذایی مثل چیپس و پفک توهینی به موسیقی به شمار می رود، نظر شما در این مورد چیست؟

من فکر می کنم سیستم جدید پخش موسیقی اتفاق خوب و خیلی بزرگی است، به خاطر اینکه چیزی که نمی شود منکر آن شد این است که خیلی از دوستانی که دارند کار می کنند مسئله شان این است که به هر حال این کار باید یک جور بازگشت مالی داشته باشد که بتوانند این کار را ادامه بدهند، یک بخش دیگر این است که هر کاری اگر مخاطبی نداشته باشد هر چقدر هم زیبا و قوی باشد باز هم در حد یک اثر شخصی است، تا وقتی که کارت بازخورد نداشته باشد، و تا وقتی که با مخاطب یک ارتباط خیلی جدی نداشته باشید، من فکر نمی کنم کار فایده ای داشته باشد. و من فکر نمی کنم که این کم شنیده شدن و کم مخاطب بودن یکی از نشانه های روشنفکر بودن هنرمند یا جدی بودن اثر هنری باشد!

به دلایل گوناگونی مردم ما موسیقی محلی و موسیقی کشورمان را آن طور که باید و شاید به هیچ وجه نمی شناسند، خب پخش آلبوم «همه ی اقوام من» با این قیمت پایین تر از قیمت رایج ولی با تیراژ بالا همین که باعث شود تعداد زیاد از مردمانمان را با موسیقی محلی آشنا کند کافی است.

و این اولین بار بوده که شرکتی یک آلبوم موسیقی محلی آنهم از یک گروهی گه شهرت آنچنانی ندارد را در این وسعت پخش می کند.

بله، شرکت سینما 24 که از همان زمستان گذشته مدیر برنامه ما شد یک ریسک بزرگی کرد چون به هر حال سرمایه گذاری کردن بر روی موسیقی سنتی ای که مردم دافعه ای نسبت به آن نوع موسیقی دارند خیلی جذاب نیست، چون واقعا شرکت ها خیلی شانس بیاورند می توانند هزینه های تولید یک آلبوم سنتی را دربیاورند وگرنه که سودی برای شرکتی نخواهد داشت، ولی این شرکت یک شجاعتی به خرج داد که روی یک آلبوم موسیقی محلی چنین سرمایه گذاری کرد، خب تکثیر و توزیع 300 هزار نسخه سی دی هزینه ی زیادی دارد، از طرفی هم که بالاخره اینان یک شرکت انتفاعی هستند که دارند تجارت می کنند و باید از سرمایه گذاری خود سود ببرند،‌ من خوشحالم که فکر می کنم شرکت 24 از این سرمایه گذاری پشیمان نشد و بابت این کار ضرری هم نکردند.

شما از چه زمانی به این موضوع فکر می کردید که آلبومی را تهیه کنید که به نوعی آشتی بین مردم و موسیقی محلی باشد، کاری باشد که مخاطب عام هم بپسندد، آیا این فکر از همان زمستان سال گذشته که شرکت با شما همراه شد در ذهنتان بود یا از قبل از آن؟

این قضیه خیلی مربوط به قبل تر از آن زمان است، من در سینما واقعا عاشق کارگردانی مثل لوک بسون هستم، جذابیت این آدم برای من این بود که کاری می ساخت که هم منی که عاشق فیلم اکشن هستم کار را با علاقه تا آخرش نگاه می کردم، فلان منتقدی که هم خودش را منتقد سینمای خیلی جدی می دانست مجبور بود که راجع به آن فیلم بنویسد، این پارادوکس برای من خیلی جذاب بود، اینکه کار را طوری مدیریت و هدایت کنی که هم بتوانی مخاطب عام را راضی کنی و هم مخاطب خاص، در گروه رستاک هم من سعی کردم از همان ابتدا اینگونه نگاه را پیاده کنم، البته لطف بچه ها هم بود که چنین ایده ای را پذیرفتند که ما یک کاری کنیم که نه تنها مخاطب عام کار را در سطح وسیعی بپسندد بلکه موسیقیدان های بزرگی مثل آقای دکتر ریاحی، آقای دکتر عمران، آقای درویشی و خانواده کامکارها هم کار را نه تنها جدی بگیرند بلکه بیشترین انرژی را هم به ما بدهند.

بیشترین چیزی که جامعه نیاز دارد یک حس شادی و همدلی است، رستاک سعی می کند در ابتدا این همدلی را در اعضای خود گروه ایجاد کند، و در درجه بعدی سعی می کند این همدلی را در موسیقی خود هم منعکس کند

آلبوم دوم شما فضای خیلی ریتمیک و شادی دارد آیا در آلبوم های بعدی هم همین فضا تکرار خواهد شد؟

بله در آلبوم اول دنبال سوژه هایی بودیم که در ذات خود اکتیو باشند که ما هم بتوانیم آن فضا را یا تشدید کنیم یا اینکه آن فضا را حفظ کنیم، مهم ترین دلیل ما برای انتخاب این مسیر نیاز جامعه بوده است، اگر بخواهیم نگاهی به جامعه کنیم شاید بیشترین چیزی که جامعه نیاز دارد یک حس شادی و همدلی در آن باشد، رستاک در ابتدا سعی می کند این همدلی را در اعضای خود گروه ایجاد کند، و در درجه بعدی سعی می کند این همدلی را در موسیقی خود هم منعکس کند.

آیا این فضا را در آلبوم های بعدی نیز می خواهید حفظ کنید؟

واقعا نمی دانیم،‌ اصولا موسیقی هایی که لحن درون گرایانه تری دارند عمر طولانی تری پیدا می کنند، خب ما هم مثل همه ی موزیسین ها دوست داریم کارهایی هم بکنیم که عمر طولانی تری داشته باشد ولی با این حال در حال حاضر به این نتیجه رسیدیم که این نوع کار شاد نیاز جامعه و البته نیاز خودمان است، شاید زمانی هم نیاز ما تغییر کند و آن موقع هم به سمت کارهای درون گرایانه تر برویم.

یکی از مشخصه های دو آلبوم اخیر استفاده از سازهای زیاد و متنوع است، نوازنده ها چطور به این همه ساز تسلط پیدا کردند؟ از ابتدا تسلط داشتند یا بعد از شکل گیری گروه رفتند سراغ یادگیری سازهای محلی؟

بله بعد از شکل گیری گروه، اعضای گروه سراغ یادگیری سازهایی که بلد نبودند رفتند، مثلا کاوه سروریان که سازهای بادی این کار را می زند به فراخور این که ما به چه ساز محلی احتیاج داشتیم و البته بخاطر علاقه ی شخصی اش هم که خب تجربه ی سازهای جدید برایش جذاب بود، روی سازهای بادی خیلی مناطق کار کرد.

این تجربه کردن سازهای مختلف توسط نوازندگان و بالا رفتن کمیت، تأثیر منفی در کیفیت نوازندگی نوازنده ها نمی گذارد؟

خب این واقعیت به هر حال وجود دارد که یک نوازنده محلی یا غیر محلی زمان زیادی می گذارد روی ساز خود تا به یک جایگاه بالایی برسد، ما به هیچ وجه ادعا نداریم که نوازندگان مان در همه ی سازهای محلی به پختگی کاملی رسیده اند ولی سعی می کردیم کارمان چه به لحاظ سناریته و چه به لحاظ استایل اجرایی قابل قبول باشد.

 از طرفی هم ما نمی توانستیم از این مسئله فرار کنیم چون بالاخره بچه ها باید هر کدام به چند ساز مسلط می شدند چون ما جدی ترین هدفمان در هر کدام از قطعات دو آلبوم این بوده که به جز لحن و بیان و ملودی که مربوط به آن منطقه است، حداقل یک ساز ملودیک و یک ساز کوبه ای شاخص آن منطقه در آهنگ وجود داشته باشد. بخاطر همین مجبور بودیم از سازهای متنوع زیادی استفاده کنیم.

http://musiceiranian.ir/images/news-pic/2011/08/311.jpg


[ شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1392 ] [ 15:7 ] [ مریم رستگاری ]
1-بارون بارونه:

بارون بارون بارونه هِی 
دستته وِ دستم چش انتظارم هِی 
گل باغَمی تو (2) چش و چراغَمی تو (2) 
ایمشو اول وهاره موقعۀ کشت و کاره 
گل باغمی تو چش و چراغمی تو 
ای چَِنی جور چَِنی‌ جفا آی چنی خاکساری هی 
دایا بیچاره یه جو کننه
هی دایا دایا دایا بیچاره
دایا بیچاره سینت بکه واز
یه خو پیربینه پات نایه نام سال
ای فلک

اول تاوسون نُخه کننه
کاریل زحمت دار اول وهاره
جور خشت جا کنیا دمت بیه چاک

2-رعنا:(باترجمه)

رعنا تی تومان گله کشیه رعنا
رعنا لباست (شلواری که زیز دامن می پوشیدند) به روی زمین کشیده می شود
تی غوصه آخر مره کوشیه رعنا
غصه تو آخر مرا می کشد
دل دبستی کردآقاجانه رعنا
به کرد آقا جان دل بستی
حنا بنی تی دستانه رعنا
دستانت را حنا بستی (با اون نامزد کردی)
آی روسیای رعنا جان برگردبیا رعنا
ای رعنای رو سیای عزیزم برگرد و بیا
رعنا میشه رعنا سیا کیشمیشه رعنا
رعنا برای من است. مانند کشمش سیاه است (شیرین است)
رعنا میشه رعنا سیا کیشمیشه رعنا
پارسال بشو امسال نومی رعنا
پارسال رفتی و امسال نیامدی
تی ووش جورا وش دربومای رعنا
مزارع تو ( بهدلیل نبودن و عدم سرکشی) همه پر از علف های هرز شد
به یک معنی دیگر یعنی فصل بهار شد و زمین های تو پر از سبزی های خوشبو شد
(یه ورژن دیگه می گه: تی بوشو راه واش دَر بِمَی، رعنا
یعنی از راهی که رفتی علف در اومده چیزی معادل زیر پام علف سبز شد)
تی لنگانه خاش در بومی رعنا
استخوانهای ران تو بیرو ن زد (لاغر شدی)
آی روسیای رعنا برگردبیا رعنا
رعنا میشه رعنا سیا کیشمیشه رعنا
رعنا میشه رعنا سیا کیشمیشه رعنا
امساله سال چاییه رعنا 
امسال سال برکت محصول چاییه ( پرباران است)
رعنا تی پرمه داییه رعنا
رعنا پدر تو دایی من است
جان من بگو مرگ من بگو رعنا
به جان و مرگم سوگند بگو رعنا
دیشب تی سر که دبه بو؟....
اینجا در اجرای رستاک سانسور شده 
یعنی دیشب کی بر بالینت بود؟
رعنای گله رعنا گل سنبله رعنا
معنی اش معلومه نه؟
رعنای گله رعنا گل سنبله رعنا
رعنای بوشو تا لنگرود رعنا
رعنا رفته تا لنگرود (یکی از شهرهای شرق گیلان- یعنی خیلی راه)
خیاط بدی هیچکی نوگوت
به دیدن خیاط رفت و به کسی نگفت
خیاط بچه ترا کت بدوخت رعنا
بچه خیاط (لحن بی احترامی) برایت کت (به مفهوم عام لباس) دوخت
رعنا میشه رعنا سیا کیشمیشه رعنا
رعنا میشه رعنا سیا کیشمیشه رعنا
رعنا تی تومان گله کشیه رعنا
تی غوصه آخر مره کوشیه رعنا
دل دبستی کردآقاجانه رعنا
حنا بنی تی دستانه رعنا
آی روسیای رعنا جان برگردبیا رعنا
رعنا میشه رعنا سیا کیشمیشه رعنا
رعنا میشه رعنا سیا کیشمیشه رعنا

3-گل گل:

گَرَنفیلی دَرللَر 
دَریب یِِئرَه سَرللَر
گَرَنفیلی دَرللَر 
دَریب یِِئرَه سَرللَر
گوزل قیزلار ایچینده
تَه جَه سَنی سِوَللَر
گَل گَل گَل گَل دینیم ایمانیم ناز ناز
گَل گَل گَل گَل گاشی چامانیم ناز ناز
گَل گَل گَل گَل دینیم ایمانیم ناز ناز
گَل گَل گَل گَل گاشی چامانیم ناز ناز
گِئجه نی گان اِئیلمه
زولفونو یان اِئیلمه
باغریمی گان اِئیلمه
گِئجه نی گان اِئیلمه
زولفونو یان اِئیلمه
باغریمی گان اِئیلمه
گِئجه نی گان اِئیلمه
زولفونو یان اِئیلمه
باغریمی گان اِئیلمه
سَن مَنیم سَن مَن سَنین
اُوزووَ خَیال اِئیلمه
سَن مَنیم سَن مَن سَنین
اُوزووَ خَیال اِئیلمه
گَل گَل گَل گَل دینیم ایمانیم ناز ناز
گَل گَل گَل گَل گاشی چامانیم ناز ناز
گَل گَل گَل گَل دینیم ایمانیم ناز ناز
گَل گَل گَل گَل گاشی چامانیم ناز ناز
آراقچینین مَنده دی
آخدارما جیبیمدَه دی
آراقچینین مَنده دی
آخدارما جیبیمدَه دی
عالَم گوزلَه دونسَه
منیم گوزوم سَنده دی
گَل گَل گَل گَل دینیم ایمانیم ناز ناز
گَل گَل گَل گَل گاشی چامانیم ناز ناز
گَل گَل گَل گَل دینیم ایمانیم ناز ناز
گَل گَل گَل گَل گاشی چامانیم ناز ناز
گِئجه نی گان اِئیلمه
زولفونو یان اِئیلمه
باغریمی گان اِئیلمه
گِئجه نی گان اِئیلمه
زولفونو یان اِئیلمه
باغریمی گان اِئیلمه
گِئجه نی گان اِئیلمه
زولفونو یان اِئیلمه
باغریمی گان اِئیلمه
سَن مَنیم سَن مَن سَنین
اُوزووَ خَیال اِئیلمه
سَن مَنیم سَن مَن سَنین
اُوزووَ خَیال اِئیلمه
گَل گَل گَل گَل دینیم ایمانیم ناز ناز
گَل گَل گَل گَل گاشی چامانیم ناز ناز
گَل گَل گَل گَل دینیم ایمانیم ناز ناز
گَل گَل گَل گَل گاشی چامانیم ناز ناز

4-لیلا:

عاشقم اومدم از دشت و صحرا
لیلا در وا کن مُیُم
طالبم اومدم از بهر سودا
لیلا در وا کن میم
اومدم تا شوم شمع سرایت
لیلا در وا کن میم
شوق نوروز کنم جون مُ فدایت

آخ، لیلا در وا کن میم
پشت در وا کن میم
این چه در واکردنه
این ز اقبال مویه، این زاقبال مویه

نازنین دختری با ما چرا ناز
لیلا در وا کن میم
بچه کفتر میم هستی چون شهباز
لیلا در وا کن میم
ترک من گفته ای از بی وفایی
لیلا در وا کن میم
عاشقت اومده با یک جهان راز
لیلا در وا کن میم

لیلا در وا کن میم
پشت در وا کن میم
این چه در واکردنه
این ز اقبال مویه، این زاقبال مویه

گشته ام پریشان از غمت لیلا
آخ آواره گشتم در دل صحرا
لیلا، لیلا، آخ لیلا

گشته ام پریشان از غمت لیلا
آواره گشتم در دل صحرا

لیلا در وا کن میم
پشت در وا کن میم
این چه در واکردنه
این ز اقبال مویه، این ز اقبال مویه...

5-سوزله:

(آ---ی) سُوزله سُوزله سُوزله گیان گیانو گیانه کم وه‌ی 

(آ---ی) سُوزله سُوزله سُوزله گیان گیانو گیانه کم وه‌ی سوزه من کوُه

(اری داخم) سوزله سوزله گیان گیانو گیانکم اَی مالی چه کوُه

کالی وه کاله چاوانت کالاو بیمار شینت کم

ها اوه اوه اوه اوه اوه اوه‌ی ار دس و دسمالی

هی ناری ناری ناری ناری ناری ناری هنار نیه و هنجیره 

درمانی جوانو پیره ترش و شیرین و می‌خو 

درمانی جوانو پیره ترش و شیرین و می‌خو(ا---ی)

(آ---ی) سُوزله سُوزله سُوزله گیان گیانو گیانه کم وه‌ی 

(آ---ی) سُوزله سُوزله سُوزله گیان گیانو گیانه کم وه‌ی سوزه من کوُه

(اری داخم) سوزله سوزله گیان گیانو گیانکم اَی مالی چه کوُه

(اری داخم) سوزله سوزله گیان گیانو گیانکم و بیمار شینت کم 

کالی وه کاله چاوانت کالاو بیمار شینت کم

ها اوه اوه اوه اوه اوه اوه‌ی ار دس و دسمالی 

هی ناری ناری ناری ناری ناری ناری هنار نیه و هنجیره 

درمانی جوانو پیره ترش و شیرین و می‌خو 
*
*
سنجانه و سنجانه ، سنجانه کت لولو

سنجانه و سنجانه ، سنجانه کت لولو

سنجانه و سنجانه ، سنجانه کت لولو

سنجانه و سنجانه ، سنجانه کت لولو

نک من بسوتم (باوانم) یا وره یا وره یا وره لولو

نک من بسوتم (باوانم) یا وره لولو یا وره لولو

سنجانه و سنجانه ، سنجانه کت لولو

سنجانه و سنجانه ، سنجانه کت لولو

نک من بسوتم (باوانم) یا وره یا وره یا وره لولو

نک من بسوتم (باوانم) یا وره لولو یا وره لولو

سنجانه و سنجانه ، سنجانه کت لولو

سنجانه و سنجانه ، سنجانه کت لولو

سنجانه و سنجانه ، سنجانه کت لولو

سنجانه و سنجانه ، سنجانه کت لولو

سر وه خوراوه (عازیز) سیور دایده‌و چَو

سر وه خوراوه (عازیز) سیور دایده‌و چَو

نک من بسوتم (باوانم) یا وره یا وره یا وره لولو

نک من بسوتم (باوانم) یا وره لولو یا وره لولو

6-بلال بلال:

ای جان ای جان ای جان وای به سیل باغ رفتم جاتو خالی وای به گل مشتاق بیدم جاتو خالی
رفیقان دور هم جمع بیدن وای تو که اوجو نبیدی جاتو خالی
دا بگو درد یارم بخوره می جونه زن گل اومیرم
ای دا بگو بی نگو وری ساتش گر به منقل
شو اومدم در حونه تون پارس ای‌کِردن سَگَلِتون
بلال بلال، سوزه تیه کال
من مال مگرد دل ای‌بری
بلال بلالم بلال بلام بلال بلالم عزیزم بلال بلالم بلال بلام بلال بلالم
عبدِ مَمَدِ لَلَری عبدِ مَمَدِ لَلَری ار بدونستم که تو ای‌میری
خوم برات ای‌مُردم عزیزم خوم برات ای‌مُردم 
خدای دونای اوسا که بیدی خدای دونای اوسا که بیدی اوسا که بیدی ریت قسم ای‌خُوردم عزیزم ریت قسم ای‌خُوردم
بیاین بیاین بیاین بیاین ببندین سفت تِفنگتون
چه بر نویی چه پن‌تیری بیاین بریم به جنگشون
بلال بلال، سوز تیه کال 
من مال مگرد دل ای‌بری
بلال بلالم بلال بلام بلال بلالم عزیزم بلال بلالم بلال بلام بلال بلالم

ترجمه

ای جان ای جان ای جانباغو میدیدم جات خالی بود گلها رو می دیدم جات خالی بود
همه دور هم جمع بودن وای که چقدر جای تو خالی بود
هیچکس به اندازه تو برام عزیز نیست
بدون این که چیزی بگوم بلند شید و منقل رو آتیش کنید
شب اومدم در خونه تون صدای پارس سگ میدهد
بلال چشم سبز من توی ده نگرد و دلربایی نکن
عبد ممد للری اگر میدونستم می میری، برات می مردم عزیزم، به جات می مردم
خدا می دونه اون موقع که بودی به اسمت قسم می خوردم
بیاین، بیاین، بیاین، بیاین تفنگ هاتونو دست بگیرین
چه برنویی، چه پنج تیری بیاین بریم به جنگشون

7:مروچان:

مَروچان مَنیش دَ حیرانا 
تو چه سالو کجا بیارا 
کتیگان گتی گریوه 
وتی یامو ژامه نِنِ 
مَروچان مَنیش دَ حیرانا 
تو چه سالو کجا بیارا 

کشم مرغ سلیمانی 
چَ نَوَِتِ یَ دُزدَ مِ مانی 
مَروچان مَنَیش دَ حیرانا 
تو چه سالو کجا یارا

8-هله مالی:ببخشید نتونستم پیداش کنم

9-دونه ی انارم:

آروم آروم شو گرفته یار جونیمه خووو گرفته
آی نوومدی(نیومدی) نوومدی خووو(خواب) تو دیدم هرگلی بهتره سی تو چییدم 

نوومدی نومدی خووتو دیدم

دل میخات دل میخات یار ببینه 
یه جوی(جای) خلوتی پییش بشینه

آی نوومدی نوومدی خووو تو دیدم هرگلی بهتره سی(برای) تو چییدم 

قولت نه قوله حرف موو(من) راسه 
قولت نه قوله حرف موو راسه
خدا گواهه دل موو خاسه 
بلال بلالم بلال بلالم چشوی سیاهت کرده کبابم

این بالوم(بال) بنده اون بالوم بنده من(زیر) چتر یارم اشرفی میبنده 
بلال بلالم بلال بلالم چشوی سیاهت کرده کبابم

---------------------------------
دونه ی انارم شکوفه ی بهارم 
نترم(نمیتونم) بنگت(صدات) کنم نه خود اییایی(میایی) چه کنم 
بی وفا بی تودونه بی وفا بی تودونه بی مو نیابی چه کنم 

دونه ی انارم شکوفه ی بهارم 

نازنکن اشوه نکن چه وقت نازه چه کنم 
تو به ناز خوشترومه(بهترمه) دستت بنازم چه کنم 
دونه انارم شکوفه بهارم 

10-لاره:

امشوئه شو کرما شوئه
ته گره ته امشو برو
آخ هرازه او تا زانوئه
ته گره ته امشو برو
امه سره میون ملوئه
ته گره ته امشو برو
امه منزل بالا خنوئه
امشوئه شو کرما شوئه
ته گره ته امشو برو
امشوئه شو کرما شوئه
ته گره ته امشو برو
هرازه او تا زانوئه
ته گره ته امشو برو
هرازه او تا زانوئه
ته گره ته امشو برو
...
امه گته مار سخت بشنوئه
ته گره ته امشو برو
گته برار مله شوئه
ته گره ته امشو برو
خورده برار مسته خوئه
ته گره ته امشو برو
ایوون چراغ مشت سوئه 
ته گره ته امشو برو
امشوئه شو کرما شوئه
ته گره ته امشو برو
امشوئه شو کرما شوئه
ته گره ته امشو برو
ایوون چراغ مشت سوئه
ته گره ته امشو برو
ایوون چراغ مشت سوئه
ته گره ته امشو برو
امه پلا آبکش بزوئه
ته گره ته امشو برو
امه خرش قیسی پزوئه
ته گره ته امشو برو
کرسی تش فل بزوئه
ته گره ته امشو برو
امشوئه هوا کرما شوئه
ته گره ته امشو برو

*****
امروز چن روزه دل اون دل دنیه
مه شتربار ساربون دنیه
مه گل بشکفته باغبون دنیه
مه درمونده دل درمون دنیه
آی لاره لاره،جان لاره لاره،
مه ور زمستونه ته ور بهاره
آی لاره لاره،جان لاره لاره،
مه ور زمستونه ته ور بهاره
بلند بال خنه آی بلند پرده
هنیشینم منو تو هرده به هرده
انیهه نیشیم تا افتاو دگرده
تمومه دشمنونه دل بترکه
آی لاره لاره،جان لاره لاره،
ونوشه گر بزو فصل بهاره
آی لاره لاره،جان لاره لاره،
ونوشه گر بزو فصل بهاره
سر سوایی و نم نم وارش
ته بوردن بوردن و مه هارش هارش
کئو آسمونه کمه سفارش
مه دلبر راه دره نئیره وارش
آی لاره لاره،جان لاره لاره،
ونوشه گر بزو فصل بهاره
آی لاره لاره،جان لاره لاره،
ونوشه گر بزو فصل بهاره

12-اله خانه:

هَرچه تََگو اَرمان اَرمان اَرمان اَرمان اَرمان اَرمان مِه صَبِِر کِر
پُِورا رَشا من گَوِر کِر الله خَادِی جان
تَه لََه حالِه من ارمان ارمان اَرمان اَرمان اَرمان ارمان جَوِرکِر
الله خادی الله جانِ یار من کانه 
وَ پالی هو کونی هَنی شای جانهِ 
اَم بخونیه او سارو مَسکِه میان 
اله له مسکه میان 
اله له مسکه میانه
...............
چومه چیان ارمان ارمان اَرمان اَرمان اَرمان ارمان چیان سار کر 
کانی هشکو مالان بارکرالله خدی جان
درده یاره ارمان اَرمان اَرمان اَرمان ارمان لمن کار کِر 
الله خادی الله جانِ یار من کانه 
وَ پالی هو کونی هَنی شای جانهِ 
اَم بخونیه او سارو مَسکِه میان 
اله له مسکه میان 
اله له مسکه میانه

......................
الله خادی الله جانِ ارمان ارمان ارمان ارمان ارمان ارمان یار من کانه
وَ پالی هو کونی هَنی شای جانهِ
اَم بخونیه او سارو مَسکِه میان 
اله له مسکه میان
اله له مسکه میانه
...................
هَرچه تََگو اَرمان اَرمان اَرمان ارمان ارمان ارمان مِه صَبِِر کِر
پُِورا رَشا من گَوِر کِر الله خَادِی جان
تَه لََه حالِه من ارمان ارمان ارمان جَوِرکِر
الله خادی الله جانِ یار من کانه 
وَ پالی هو کونی هَنی شای جانهِ 
اَم بخونیه او سارو مَسکِه میان 
اله له مسکه میان 
اله له مسکه میانه 

13-هلهله:ببخشید اینو هم نتونستم پیدا کنم

[ شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1392 ] [ 12:40 ] [ مریم رستگاری ]







































































































[ چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1392 ] [ 22:31 ] [ مریم رستگاری ]
1-سیامک (سیروس) :

متولد ۲ شهریور ماه ۱۳۵۲

سرپرست
گروه و نوازنده ی تار

کارشناس
موسیقی از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران

برنده
بهترین موسیقی جشنواره فیلم مستند یادگار

اجرای کنسرت در تهران و شهرهاي مختلف ايران و همچنين دركشورهاي اتريش، آلمان،
فرانسه ،ژاپن ،اسپانيا،هلند،ايتاليا، هند، بلاروس و مالزي به همراه گروه رستاک

تجربه
زیبای دوران کودکی با مهربانی مادر برای لمس تار در دستان کوچکم شکل گرفت .احساسی
که شیرینی اش سالها بعد باعث شد تا از رشتۀ زمین شناسی انصراف داده و به تحصیل در
رشته موسیقی بپردازم. در سال ۷۶
همزمان با آغاز تحصیلم در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران با همکاری دوست خوبم
بهزاد پورنقی گروه موسیقی رستاک را پایه ریزی کردم . رستاکی که آرزوی همیشگی ام
بود. گروهی با مناسبات عمیق هنری و انسانی با همراهی و پشتوانه ی همیشگی پدرم. از
آن زمان تا کنون زیباترین لحظه هایم را در کناربهترین دوستانم برای تحقق رویاهایم
در رستاک می گذرانم. 

2-بهزاد مردای:

متولد ۳ تیرماه ۱۳۶۴ 

خواننده و نوازنده ي سازهای
دَسركتن(نقاره ي مازندراني)، دمام، دف

کارشناس ارشد عمران از
دانشگاه علوم وتحقیقات

نوازنده برگزیده دف در جشنواره موسیقی نواحی ایران

اجرای کنسرت در تهران و شهرهاي مختلف ايران و فستیوال موسیقی اقوام به همراه گروه
 رستاک

کودکی‌ام
را با لالایی‌های كُردی مادرم به یاد دارم و پدرم که اولین بار دستانم را با تنبور
آشنا کرد؛

شنیدن
صدای دف براي اولين بار و اشتیاقِ لمس‌کردن و نواختنش؛

فرزاد
که بیش از آنکه برادرم باشد، استاد و دوستم شد و مرا با رستاک همراه کرد؛ روزهای
خوشی که حال در کنار دوستانم در رستاک می‌گذرانم...

3-فرزاد مردای:

متولد 1 اردیبهشت ماه ۱۳۵۷

خواننده و نوازنده ي سازهای تنبور، دوتار، سه تار، قوپوز، بم تار و دهل

کارشناس موسیقی از دانشکده
هنر و معماری دانشگاه آزاد تهران

نوازنده
برگزیده تنبور در جشنواره موسیقی فجر و جشنواره دانشجویی سراسر کشور

اجرای
کنسرت در تهران و شهرهاي مختلف ايران و همچنين دركشورهاي اتريش، آلمان، فرانسه ،ژاپن
،اسپانيا،هلند،ايتاليا، هند، بلاروس و مالزي به همراه گروه رستاک

شکفته
شدن در دنیای نو در آغازین دم یکم اردیبهشت ۵۷

در
هم آمیختن گریه‌های غریب با لالایی‌های مادر. آرام گرفتن با کلام تنبور و آواز
پدر. این سرآغاز زندگی موسیقایی فرزاد بود. پدر بزرگم، شاهنامه خوان، ادیب و قصه‌گویی
مهربان، که حکایت‌های منظوم و کهن ایرانی‌اش زینت‌بخش شب نشینی‌های زمستانی رعیت
روستاهای گوران بود.

در
شش سالگی جلوشاهی را نواختم. کاسۀ ساز را روی زمین می‌گذاشتم تا دستان کودکانه‌ام
به آخرین دستان‌های ساز برسد و این موجب شعف و حیرت دیگران می‌شد...

در
گذر زمان از بلندی‌های سرنوشت گذشتم. ترنم ترانه‌های گمگشتگی خویش را در جوانه ای
نو پا یافتم به نام رستاک که پای در ریشه داشت و سر بر آسمان.

و
از آن دم تاکنون با سیامک و دیگر دوستانم افسانه ها و اسطوره های خاک را از زمزمه های
ریشه درمی یابیم و به بیان تازه خویش می سراییم.

4-یاور احمدی فر:

متولد ۱۹ شهریور ماه ۱۳۵۷

نوازنده ي سازهای دف،
دایره، دهل، دمام و ديره(دايره ي بوشهري)

کارشناس
نقاشی از دانشکده هنر و معماری

اجرای کنسرت در تهران و شهرهاي مختلف ايران به همراه گروه رستاک

در اهواز به دنیا
آمدم. همراه بازی و ترانه تا نوجوانی در اهواز بودم. بعد که به تهران آمدم چشمانم
دست به رنگ و قلم برد و قلبم تپید در سینۀ دف!  به هنرستان نقاشی رفتم. همراه
با آموختن دف نزد فرهاد عندلیبی ، در دانشگاه  مشغول به تحصیل دوره کارشناسی نقاشی شدم. در
سال ۱۳۷۹ بزرگوار استاد بیژن کامکار به شاگردی مرا
پذیرفت و با آرامش و شکوه دست مرا گرفت و پنج سال بعد دوستی مهربان و معلمی که با
حضور در کنارش در طول دو سال به سمت دستیار بسیار آموختم (احمد خاک طینت). در سال ۸۵
بود که آغوش مهربان گروه رستاک خلوتم را پر ترانه کرد. گذشته از  نواختن ساز،
فارغ التحصیل کارگاه آزاد بازیگری امین تارخ نیز هستم و تا هنوز همراه زندگی قدم
میزنم...

5-پیران مهاجری:

متولد ۷ بهمن ماه ۱۳۶۳

نوازنده ي سازهای عود،
دهلک و طراحي و تنظيم کوبه‌ای قطعات رستاک

کارشناس
موسیقی از دانشگاه هنر تهران

اجرای
کنسرت در تهران،  شهرهاي مختلف ايران ،
جشنواره‌های موسیقی فولکور و همچنين دركشورهاي اتريش، هند و مالزي به همراه گروه
رستاک

دوازده
سال پیش، عود هزار ساله بود. من پانزده سال داشتم. کلمه و سعدی را، صوت و امیری
را، رنگ و نقش را، کوه و اسب و انسان را خوش خوش می فهمیدم. می دانستم شاید گل
قبیله ی ما بود، شاید باد ولایت ما بود و دف می زدم ... و عود هزارساله بود و من
عود نمی دانستم.

نواختم با رستاک، از۱۳۷۹.

دف،
احمد خاک طینت، آموختن، مجید پوستی، رستاک، آشنایی، عود، محمد فیروزی، عود، تامل، موسیقی.

حالا
به حکم مهر دانشگاه هنر کارشناس موسیقی ام. نوازنده ی عودم. عود می زنم در رستاک و
کوبه ای ها را سامان می‌دهم.

حالا
صوت و حرف و نقش حرفه‌ی من است.

حالا
شاید رستاک همسال عود است و من بیست وهفت سال
دارم. لری، بلوچی، بختیاری، مازندرانی، خراسانی ... رستاک همسال ایران است. شاید
حالا رستاک دیرسال تر از عود است.

6-یاسر نوازنده گرجی:

متولد 19 خرداد ماه 1363

نوازنده ی سازهای لَلوا، دونلي، بالابان، ني ، قرنه،كرنا،
سرنا، ني انبان وقشمه

دانشجوی موسیقی

کسب مقام برتر در جشنواره
سراسری جوان ایرانی در نوازندگی ساز دونلی بلوچستان

اجرای کنسرت در کشورهای
دانمارک – سوئد وگرجستان

اجرای
کنسرت در تهران و شهرهاي مختلف ايران به همراه گروه رستاک

در گرجی محله از روستاهای
بهشهر (اشرف البلاد قدیم) مازندران  به
دنیا آمدم

 همیشه این جریان از خاطرم میگذره كه اگه از خرد
سالی آواهای بومی که مادر و پدرم زمزمه می کردن رو توی گوشم نداشتم و یا از همان
کودکی که توی کوچه ها و کوه و دشت پرسه می زدم صدای سازو آواز خوش  و گیرا از هر خونه و باغ درنمی اومد ومنو سرمست
نمی ساخت بازم سرنوشتم این جوری رقم میخورد؟

واكنون
رستاك فضاي جديدي ست براي تحقق يافته ها و دريافته هايم...

7-کاوه سروریان:


متولد 24 دي ماه 1354

نوازنده ي سازهای ني، سرنا،
ني لبک ، قشمه ، دوزله، نی انبان، فلوت و بالابان

فوق لیسانس آهنگسازی از دانشگاه
هنر

سابقهٔ تدریس در دانشگاه های:
هنر، سوره، علمی‌ کاربردی و هنرستان عالی‌ موسیقی 

سابقهٔ نوازندگی در: ارکستر
سمفونیک تهران، ارکستر موسیقی نو، گروه نایما، گروه بیان

برنده جایزهٔ آهنگسازی جشنوارهٔ
موسیقی فجر(۱۳۷۸) و برنده بهترین موسیقی فیلم صدا و سیما(۱۳۸۳)

انتشار آلبوم های: قالی ایرانی،
مژو، تنها تو میمانی، کوارتت‌هایی‌ برای نی‌، حرمان و چند اثر مشترک دیگر

اجرای کنسرت در تهران
و شهرهاي مختلف ايران و همچنين دركشورهاي آلمان، ژاپن ، هند، بلاروس و مالزي به
همراه گروه رستاک 

"نشستیم کنارهم، باهم ساز
زدیم،گوش دادیم،  فکر کردیم، حرف زدیم و
باز ساز زدیم

سپس با مردم در نقاط مختلف ایران
و حتی جاهای دیگر دنیا همراه شدیم و
اشتیاق و شادمانی مردم را در کنسرتهای رستاک تجربه کردی

8-سپهر سعادتی:

نوازنده ی کنتر باس

مسئول هماهنگی و روابط عمومی رستاک

متولد 14 تیر 1360

کارشناس رشته ی مترجم انگلیسی


9-امید مصطفوی:


نوازنده تنبکو سازهای تنبك، ضرب و تمپو، نقاره ی قشقايي و
دهل

فارغ التحصیل مهندسی مکانیک از دانشگاه آزاد تهران

اجرای کنسرت در نقاط گوناگون در داخل و خارج ازایران به همراه گروه های مختلف
و نوازندگی در چندین آلبوم موسیقی

اجرای کنسرت در تهران و شهرهاي مختلف ايران به همراه گروه
موسیقی رستاک

به یاد دارم که
نوای روح بخش ساز استاد شهناز، مرا تشنه ی فراگیری موسیقی ساخت

هر آنچه که در مورد تمبک بود ، استاد مهدی
اصفهانی با مهر پدرانه به من آموخت. پنجه ی شیرین استاد داوود مجد مرا به آشنایی
با سه تار نزد ایشان ترغیب نمود و استاد معصومه ی مهرعلی در کوچه باغ های پر پیچ و
خم آواز، ترانه های عشق را برایم زمزمه نمود. شوق آشنایی با شیوه ی نوین تمبک
نوازی مرا به کلاس درس استاد نوید افقه رهسپار کرد و ... اکنون با گروه پویای
رستاک برای تحقق آرزوها یمان ،عاشقانه، تلاش می کنیم

10-اکبر اسماعیلی پور:

متولد 16 ارديبهشت ماه1354

نوازنده ي سازهای تارو سه تار

دانشجوي رشته ي موسيقي

برنده ي بهترين موسيقي نمايش قصه ي مردي كه لب نداشت و
دختران قاليباف

اجراي كنسرت به دعوت سازمان يونسكو در كشور فرانسه

اجرای کنسرت در تهران
و شهرهاي مختلف ايران و همچنين دركشورهاي اتريش، هند، بلاروس و مالزي به همراه گروه
رستاک

آشنائيم با نغمه هاي سه تار در سال 72 آغاز شد، از آن زمان
به بعد، در بند ماهور و همايون و نوا شدم

صداي تار طنين دل انگيزي برايم داشت تا آنجا كه زخمه هاي
تار خود يافته ي خود را با تجربيات استاد حميد خبازي در هم آميخته و تكنيك هاي
نوازندگي اين ساز خوش صدا و خوش سيما را فرا گرفتم

وارد گروه مهتاب شدم، اجرا، آلبوم و موسيقي را درك كردم

سال 83 وارد گروه رستاك شدم، با رنگواره هاي كهن به نواحي
كشورم رفتم، خراسان و مازندران...
چه روزهاي خوشي... با رستاك چون جوانه هايش بزرگ شدم و عالي تر از هميشه
آموختم، آموختم وآموختم

11-محمد مظهری:

متولد ۱۸ دی ماه ۱۳۶۰

نوازنده ي کمانچه

کارشناس موسیقی از دانشگاه هنر تهران

اجرای کنسرت در تهران و شهرهاي مختلف ايران
و همچنين دركشورهاي اتريش، هند، بلاروس و مالزي به همراه گروه رستاک.

 در تاریخ۱۸ دی ۶۰ در کرج به دنیا آمدم و
هنوز هم هستم!. در ۱۷
سالگی کمانچه را نزد روزبه اسدیان شروع کردم، رشته تحصیلیم ریاضی بود، کنکور ریاضی
هم دادم، اتفاقا قبول شدم ولی نرفتم. پس به سربازی رفتم و درس خواندم تا وارد
دانشگاه هنر شدم. همزمان با دانشگاه در کلاس های استاد اردشیر کامکار شرکت داشتم و
پایان نامه کارشناسی‌ام را با راهنمایی ایشان برگزار نمودم.
در سال ۸۵ دوباره در رستاک به دنیا آمدم و هنوز هم هستم... 

12-نیما نیک طبع:

متولد  19 دی ماه 1359

 نوازنده ي سازهای دف،
دایره، دهل، دمام و دُم دُم

کارشناس صنایع

اجراهای متعدد در اروپا و آسیا همچون اجرائی با
گروه منتخب یونسکو در پاریس

کسب مقام اول تکنوازی دف در جشنواره موسیقی فجر(سال 76) و
جشنواره استانی در کرمان(سال 77)

اجرای کنسرت در تهران
و شهرهاي مختلف ايران و همچنين دركشورهاي اتريش و هند به همراه گروه موسیقی رستاک

روزگار بچگی بود و هر بار رقص دستان دائی بر روی زخمه های
تار مرا به وجد می آورد

از بین آن همه فقط مادر برق چشمان رادید و روزی دو مضراب
چوبی به دستان پسرک نه ساله اش سپرد.

"من ماندم و آن همه سیم سنتور"

کمی آن طرفتر در چهارده سالگی دستانم با دف آشنا شد. حال
دیگر این چشمان مادر بود که برق میزد و نیمائی که مینواخت

از همان روزها دانستم که چرا بهشت زیر پای مادران است

القصه... این حکایت ادامه داشت تا روزی از روزهای فصل
زمستان هشتاد و هشت که من مقیم ولایت رستاک شدم

و حال یک رستاکی هست

13-رضا عابدیان:


نوازنده کمانچه و تارباس آرشه‌ای

کارشناس زیست شناسی از دانشگاه گرگان

متولد ۲۳ تیر ماه ۱۳۴۹
اجرای کنسرت در کشورهای ژاپن، آلمان، فرانسه، ایتالیا، اسپانیا و هلند همراه با گروه موسیقی رستاک

مازندران/ بابل/ باران/ سقف های سفالی/ آسمان ابری/ گرامافون و صفحه های رنگارنگ به جای اسباب بازی در دوسالگی/ آکاردئون و یک تنبک با بدنه سفالی که زود شکست/ دبیرستان؛ آشنایی با تاتر و مباحثی مانند هنر برای مردم ، هنر برای هنر، هنر متعهد، هنر متعالی و مبتذل/ یادگیری ردیف آوازی/ دانشگاه و یادگیری سه تار نزد سعید محمدی که ناتمام ماند/ آموزش کمانچه نزد محسن علی محمدی که بعدها خودکشی کرد و سوگوارش شدم/ فراگیری کمانچه نزد استاد سعید فرج پوری/ آشنایی با سیامک در سال ۷۱ و اجرای چند کنسرت تا ورود به رستاک در سال ۷۹/ دنیای رنگارنگ نغمه های فولکلور ایران به روایت رستاک.

14-حسنا پارسا:

متولد 14 فروردین ماه 1363

نوازنده ی كمانچه

دیپلم از هنرستان موسیقی

کارشناسی از دانشکده عالی و کارشناسی ارشد از دانشگاه هنر

اجراي كنسرت با گروههای مختلف در تهران ، شهرستانها و
کشورهای متعدد.

کسب رتبه های اول، دوم و نوازنده برگزیده از جشنواره فجر

اجرای
کنسرت در تهران و شهرهاي مختلف ايران به همراه گروه رستاک

دوره ي دبستانم رو به اتمام بود كه به طور اتفاقی با
هنرستان موسیقی آشنا شدم . در حالی که با سازکمانچه آشنایی نداشتم، استاد علیزاده
در هیأت ژوری این ساز را برایم انتخاب کردند و به این ساز بسیار علاقه مند شدم. در
هنرستان، کمانچه را نزد استاد سعید فرج پوری و در دانشگاه نزد استاد اردشیر کامکار
و ردیف دوره عالی و آوازی را نزد استادان محسن نفر و داریوش طلایی آموختم.

اکنون بعد از 16 سال تجربه نوازندگی ، با گروه دوست داشتنی و موفق رستاک
همکاری می کنم.

15-دانوش اسد پور:

متولد١١ تيرماه ١٣٦٥

نوازنده ی سنتور

فارغ التحصيل دانشكده ى موسيقى
دانشگاه هنر تهران

اجرای کنسرت
در تهران و شهرهاي مختلف ايران به همراه گروه رستاک

تابستان درتهران متولد شدم. خيلي كوچك بودم كه با اشتياق
مادر و پدر با موسيقى آشنا شدم و نغمه هاى كودكانه را شناختم؛

نغمه هايى كه امروز با بچه هاى كوچك تكرار مى كنم... مدرسه را
دوست نداشتم

 سنتور نواختم با استاد
وفا اديب و محمد علائى... وارد دانشگاه شدم. آموختم از محمد علائى، حسين مهرانى و
اردوان كامكارو...

 تا پيوستم به رستاك

16-نگار اعزازی:

متولد16 آذرماه
1362

 نوازنده ي سازهای دف، دايره، دهل و ديره(دايره ي بوشهري)

كارشناسي طراحي
پارچه و كارشناسي ارشد مرمت آثار باستاني

همكاري با گروه
هاي موسيقي آواي ماندگار و ديار مهر

اجرای کنسرت در تهران
و شهرهاي مختلف ايران و همچنين دركشورهاي اتريش، هند و مالزي به همراه گروه رستاک

دوران كودكيم كه
دهمين تابستان خود را مي گذراند با ساز پرطنين سنتور به دنياي موسيقي گره خورد.

اين نيز پرتوي از
مهر مادرم بود.

كودكي به جواني پيوست ودر يكي از روزهاي سال 80 انگشتانم با دف آشنا شد...تركيبي زيبا، از قدرت و احساس.

 انگار اين زيبايي با لحظاتي كه در شاگردي استاد
بيژن كامكار درس دف و، هم زندگي را مي گرفتم، به كمال رسيد.

هر جا ردپايي از
فرهنگ كشورم بود، مرا به خود مي كشاند. چنين بود كه رستاك را به راستي، پشتيبان
فرهنگ اين مرز و بوم يافتم.

آميخته اي زيبا از حس،
تكنيك، تنوع، ايده و از همه مهمتر دركي واقعي از ترنم جاري در رگ مردمم...

17-سارا نادری:

متولد ۵ مرداد ماه ۱۳۶۰

نوازنده ي سازهای دوتار، سه‌تار، رباب، ناقارا آذري ،تنبک، دسرکتن(نقاره
ي مازندراني)و دمام

کارشناس
موسیقی از دانشگاه سوره

اجرای کنسرت در تهران و شهرهاي مختلف ايران و همچنين دركشورهاي اتريش، آلمان،
فرانسه، اسپانيا،هلند،ايتاليا، هند، بلاروس و مالزي به همراه گروه رستاک

از
همون بچگی به موسیقی علاقمند بودم. در ۱۷ 
سالگی با شنیدن صدای تنبور احساس خاصی نسبت به موسیقی پیدا کردم که تا اون لحظه
تجربه نکرده بودم. با تشویق پدرم که عاشق موسیقی بود و می گفت موسیقی ایرانی با
خون هر ایرانی عجینه، یادگیری تنبور را آغاز کردم.

کم‌کم
دف، و بعد از ورود به دانشگاه موسیقی، تار و سه تار و بعد دوتار و سازهای دیگه‌ای
رو شناختم و نواختم. در گروه های مختلفی ساز زدم، در جشنواره دانشجویی و موسیقی
نواحی و ... شرکت کردم و مقام هایی هم آوردم، ولی انگار کم بود. خیلی هم کم بود.
دنبال چیزی بودم که هنوز هیچ جا نبود. تا اینکه با رستاک آشنا شدم. 

حالا من عضوی از رستاکم...

18-سحر ابراهیم:


نوازنده قانون

کارشناس ارشد موسیقی از دانشگاه هنر تهران

متولد ۷ آذر ماه ۱۳۶۳
اجرای کنسرت در کشورهای آلمان، فرانسه، ایتالیا، اسپانیا و هلند همراه با گروه موسیقی رستاک
اجرای تور کنسرت گروه استاد شجریان در اروپا، امریکا و استرالیا
دیپلم افتخار buhnein hof از اتریش

دوازده ساله بودم که وارد هنرستان موسیقی دختران شدم. از همان سال به فراگیری ساز قانون پرداختم. پس از اتمام دوره هنرستان، در دانشگاه عالی موسیقی تهران به عنوان نفر اول در مقطع لیسانس برگزیده و سپس در رشته نوازندگی در مقطع کارشناسی ارشد ازدانشگاه هنر فارغ التحصیل شدم. تاکنون از محضر استادانی چون ملیحه سعیدی، محمد رضا لطفی، مجید درخشانی، اردوان کامکار، حسین دهلوی و... بهره برده‌ام. در سال ۱۳۸۴ به گروه رستاک پیوستم که حاصل آن چندین اجرا و ضبط آلبوم و ... بوده است. در سال ۱۳۸۷ با گروه استاد شجریان همکاری خود را آغاز نمودم و در حال حاضر نیز از اعضای گروه رستاک می باشم.

19-صبا جمالی:

ببخشید این یکی رو نتونستم پیدا کنم


20-سارا احمدی:

ببخشید این یکی رو هم نتونستم پیدا کنم

[ چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1392 ] [ 21:41 ] [ مریم رستگاری ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

امکانات وب




كد ماوس